باز مدرسم دیر شد... دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 11:2
کارگردان هنری : حسین افصحی

کارگردان تلویزیونی: مهوش جزایری

تصويربرداران: علی شوقیان - احمد وقایع نگار - جواد حميدي صفا - هوشنگ صدری - محمد کاظمی - سیروس غفوری

مدیر صحنه: ابوالفضل شاهین

منشی صحنه: شمسی گلشن آرا

طراح دکور: کریم ظروفی

گریمور: مرتضی اردستانی - مجید اسکندری

عکاس: ناهید آقائی

نورپرداز: عبداله گل افشار

صدابرداران: اصغر تمجیدی - رضا کنشلو

تهیه کننده: مهناز میرجهانگیری

بازیگران:

        اسماعیل داورفر (پدر محسن) - مهین شهابی (مادر محسن) - اکبر عبدی (محسن) - عنایت الله شفیعی (مرشد) - مجید رزاز (بچه مرشد)

محصول:1363 گروه کودک و نوجوان

 

Capture


این سریال داستان پسری به نام محسن(اکبر عبدی) هست که هر روز به دلایلی دیر به مدرسه میرسه و ...

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

اغر به خیر دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 9:44
کارگردان: مجید بهشتی

نویسنده: محمود شاه حسینی 

تهیه کننده: ایرج سنندجی

بازیگران:

         محمد شیری - آزیتا لاچینی - فاطمه طاهری - روح انگیز مهتدی - شهره لرستانی - کامران فیوضات - مصطفی عبدالهی - هرمز سیرتی - مجید بهشتی - اسدالله منجزی - حسین معلومی - محمد کدخدایی - المیرا جوهری - فرزانه فتاحی - ایمان ساجدی - رضا بی‌طرفان - باقر فاضل - علی آقاجانی - محمود احمدی - خسرو یارعلی - محمد پورحسین - رحمان باقریان - مرتضی مسجدجامعی

محصول: ۱۳۶۵ گروه اقتصاد شبکه اول سیما

۱۳ قسمت ۶۵۰ دقیقه

یک مرد روستایی به نام «آقای همه‌فن‌حریف» هم‌ولایتی‌های خود را به شهر می‌فرستد تا از دختر یک خانواده ثروتمند برایش خواستگاری کنند. در طول راه، ماجراهای خنده‌آوری برای مسافران پیش می‌آید. پدر دختر که به اشتباه تصور می‌کند «آقای همه‌فن‌حریف» هم پولدار است و املاک زیادی در روستا دارد، در فکر تصاحب بخشی از این دارایی است. دو مرد، پس از پی بردن به حقیقتِ ماجرا، با یکدیگر درگیر می‌شوند و در پایان، هم‌ولایتی‌ها، «آقای همه‌فن‌حریف» را ترغیب می‌کنند که با یکی از دختران روستا ازدواج کند

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

پایان شب سیه دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 9:37
کارگردان: حبیب دهقان نسب

بازیگران:

      آتیلا پسیانی - جمشید اسماعیل خانی - سعید خاکسار - محمود جعفری - فاطمه نقوی - حسین شیرازی - حسن زارعی - حسین محب اهری - جواد پیشه گر.

محصول: ۱۳۶۵

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

در خانه دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 9:14
تهیه کننده و کارگردان: بیژن بیرنگ - مسعود رسام

تصویربرداران: هوشنگ بنائی - حسین ستوده - اکبر عنبری

طراح صحنه: فرشید موثق

منشی صحنه: عذرا پورمند

نور: احمد نصیری نیا

صدابرداران: رحیم شب خیز - صحاف زاده - دارابی - کاشی ساز

مدیر صحنه: عباس کوثری

گریم: خاشعی

تدارکات: مهران رسام - محمود رنجبری

بازیگران:

        شهلا ریاحی - رویا افشاری نسب - اسماعیل پوررضا - اکبر عبدی - عزیز هنرآموز - آرش محمودی - بابک بادکوبه - محمد چراغعلی - مجید قناد.

محصول: ۱۳۶۵شبکه دوم سیما

  

اولین  همکاری‌های مشترک بیرنگ و رسام تهیه‌کنندگی و کارگردانی سریال «درخانه» بود. این عکس هم مال همان قسمت است که بچه‌ها می‌خواستند صابون بسازند و زدند انباری را منفجر کردند.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

سایه همسایه یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 16:58
بازنویس و کارگردان هنری : اسماعیل خلج

نویسنده: محمود استادمحمد

کارگردان تلویزیونی: مهوش جزائری

مدیر تصویربرداری: زین الدین علامه

موسیقی: بابک بیات

طراح دکور و صحنه: مهران یوسف زاده

دستیار: حسن بهمدی

ساخت دکور: مهدی گلدوز - علی جعفری - سیدحسین امی

طراح لباس: حمیده نوبری

تصویربرداران: محمدرضا کاظمی - محمد طاهری جم

گریم: احمدعلی شجریان - احمد درهوشت - مهدی حبیبی پور - محبوبه اسکندری - ویکتوریا معین - سارا مولائی

مدیر نورپردازی: داود جم

نورپرداز: سعید کاظمیان

دستیاران نور: نادر کریمان - محمد جمیلی

صدابرداران: بهمن حیدری - محمدتقی جلیلی - مرتضی دهنوی - سیدجلال الحسینی

مسئولین فنی: سعیده عرب - مهدی نجارپیشه - علی عمید

برش مغناطیسی: غلامحسین  مزینانی

ضبط موسیقی: گشتاسب آریانا

تدارکات: علیرضا خاکی

مدیر تهیه: سیدمصطفی بنی هاشمی

دستیار: جواد میرزائی

خدمات صحنه: احمد باقری - رحمان اسدی 

مدیر صحنه: محمود مقدم

منشی صحنه: کتایون صادقی 

تهیه کننده: علیرضا مرادی

بازیگران:

       عنایت بخشی - توران مهرزاد - اسماعیل داورفر - تانیا جوهری - حسین امیرفضلی - سیروس ابراهیم زاده -  باقر صحرارودی(اوستا صفر) - بهمن زرین پور - اسماعیل خلج - رامین فرزاد - فرشید ابراهیمیان - آتش تقی پور - ارژنگ فرخ پیکر - داود مصلحی زاده - فاطمه طاهری - محسن یوسف بیک - ملیحه نیکجومند - بیوک میرزائی - شهین علیزاده - کاظم هژیر آزاد - کتايون رياحي - علي طالبلو -  نسترن بوساک - علی زرینی - مهدی لاهیجانی .

محصول : ۱۳۶۵

Capture

 

مجموعه داستان تعدادی همسایه را بیان می کند. مشکلاتشان و از مهمتر محبتشان آنها را به هم نزدیک می کند. حیاطهای بزرگ و مهربانی آدمها به هم…

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

محله بهداشت یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 16:4
کارگردانها: داریوش مودبیان - حسین فردرو

نویسنده: بیژن بیرنگ

تحقیق: سعید معدنی

موسیقی: مهرداد جهانفر

شعر: شکوه قاسم نیا

تهیه کننده: مسعود رسام

بازیگران:

        فردوس کاویانی - رضا ژیان - رضا رویگری - فاطمه نقوی - اکبر رحمتی - مرتضی ضرابی - هادی مهدی چوپان - محمود جعفری - حمید جبلی (عباس بی دندون) - آتیلا پسیانی - اکبر عبدی - مجید کربلائی نجف - حسین پناهی - حسین محب اهری

محصول : ۱۳۶۳

 

محله-بهداشت
 
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

همشهری یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 16:0
کارگردانان: جهانگیر الماسی ـ حسین فردرو - مسعود فروتن - سیاوش طهمورث

نویسنده: جهانگیر الماسی

تهیه کننده: علیرضا مجلل

بازیگران: داريوش مودبيان ـ عليرضا مجلل ـ سياوش طهمورث ـ مجيد مظفري ـ صادق هاتفي ـ فردوس كاوياني ـ فرزانه كابلي - جهانگیر الماسی 


محصول: ۱۳۶۱

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

حکایت مسافر گمنام یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 14:22
نویسنده و کارگردان هنری: داوود میرباقری

کارگردان تلویزیونی: امیر آقامیری

تصویرداران: یوسف دانش صدیق - حمید ریسباف - حسین درزی - عباس افشار

تدوین: داود میرباقری - امیر آقامیری

موسیقی: انتخابی

تهیه‌کننده: محمدعلی اسلامی

بازیگران:

         رضا بابک - بهرام شاه محمدلو - مهدی علی احمدی - سیاوش طهمورث - راضیه برومند - مرضیه برومند - هوشنگ توکلی - فرنوش آل احمد - محمود بصیری - احمد نیک نژاد - محمود کریم پور - سعید خاکسار.

محصول: ۱۳۶۴ گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما

تعداد قسمت‌ها: ۴ قسمت (در مجموع ۱۶۰ دقیقه)

یک تاجر موفق به نام «مصیب» (با بازی رضا بابک) پسرش را در جریان وقایع انقلاب ۵۷ گم کرده است و از سرنوشت او بی خبر است. او با مرور خاطرات گذشته، سعی دارد به دلایل اختلاف‌عقیدهٔ خود و پسرش پی ببرد. همسر و دخترش نیز او را بابت این موضوع مقصر می‌دانند. «مصیب» برای یافتن فرزندش، شروع به جستجو در جنوب شهر و مناطق محروم می‌کند و اینجاست که حقایق تلخ جامعه را در می‌یابد و با اعتقادات پسرش بیشتر آشنا می‌شود و...

 

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آئینه یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 8:22
کارگردان: غلامحسین لطفی

دستیار کارگردان: امیرحسین رونقیان

آفتاب لب بام

نویسنده: ایرج بقائی

تصویربرداران: علی شوقیان - داود عبدالحسین زاده - محمد کاظمی

انتخاب موزیک: جهانسوز فولادی

طراح صحنه: محمود صدرزاده

گریم: مهری شیرازی - مرتضی اردستانی

نور: محمد زرین

صدا: هاشم موسوی - اصغر تمجیدی

واحد رپرتاژ: رضا فغانی - مسعود زمانی - صادق مترصد

مدیر تهیه: فریدون بهمنی

دستیاران تهیه: علیرضا قاضی کیانی - محسن قندهاری

مدیر صحنه: حسن فتراک

منشی صحنه: پریوش مرتضوی

بازیگران:

     مهین شهابی - جواد خدادادی - رویا افشار - حسین کسری - یحیی ایل بیگی - لیلا باقری.

گل بی خار کجاست؟

نویسنده: احمد بهبهانی

کارگردان تلویزیونی: مسعود فروتن

مجری طرح: غلامحسین لطفی

تصویربرداران: جواد صفا - محمد خیاطان - حسین درزی

طراح صحنه: المیرا صباحی

طراح لباس: حمیده نوبری

جامه دار: طاهره شریعتی

گریم: فرهنگ معیری - فاطمه اردکانی

نور: محمدعلی قنبرپور

صدا: احمد امیری - شاهرخ استادحسن - علیرضا نوروزیان - احمد صالحی

واحد رپرتاژ: مسلم رمضانعلی - محمدرضا میثمی - عفت نورکیهانی

مونتاژ مغناطیسی: محمود احسانی

مدیر تهیه: عباس کبیری

دستیار تهیه: مهران رسام

مدیر صحنه: ناصر ازقندی

منشی صحنه: سودابه شیرزادی

مدیر برنامه: رضا انصاریان

بازیگران:

      رضا بابک - رویا افشار - جواد خدادادی - مهین شهابی - بهروز هنربخش - رضا تفکری - اصغر فریدی.

قسمت

نویسنده: ایرج بقائی

بازیگران:

      رویا افشار - اسماعیل محرابی - مهین شهابی - جواد خدادادی - مرجانه گلچین - زیبا اعتمادی - رضا بابک - پوراندخت مهیمن - آرزو شهابی.

تنهائی

نویسنده: ایرج بقائی

بازیگران:

      اسماعیل محرابی - رویا افشار - مهین شهابی - بهروز هنربخش - مهران رسام.

بر باد رفته

نویسنده: ایرج بقائی

بازیگران:

       رضا بابک - مهین شهابی - جواد خدادادی - پوراندخت مهیمن - رویا افشار - حمید عبدالملکی - آرزو افشار - حسین رضوی.

چون دوست دشمن است

نویسنده: احمد بهبهانی

بازیگران:

      مهین شهابی - پوراندخت مهیمن - اسماعیل محرابی - نادیا دلدار گلچین - رضا بابک - جواد خدادادی.

بن بست

نویسنده: احمد بهبهانی

بازیگران:

      پوراندخت مهیمن - مهین شهابی - رضا بابک - مرجانه گلچین - حمید عبدالملکی - سارا کبیری.

چشم روشنی

نویسنده: محمود اختیار

بازیگران:

       اسماعیل محرابی - مهین شهابی - جواد خدادادی - پوراندخت مهیمن - مرجانه گلچین - حسن زارعی - حمید عبدالملکی - نادیا دلدار گلچین - حیدر قزوینیان - سارا کبیری.

عروسک

نویسنده: احمد بهبهانی

بازیگران:

      اسماعیل محرابی - مرجانه گلچین -  پوراندخت مهیمن - جواد خدادادی - حسن زارعی - حمید عبدالملکی - رضا بابک.

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم

نویسنده: احمد بهبهانی

بازیگران:

       اسماعیل محرابی - آشا محرابی - پوراندخت مهیمن - مهین شهابی - حمید عبدالملکی - نادیا دلدار گلچین.

دهن بین

نویسنده: احمد بهبهانی

بازیگران:

       جواد خدادادی - مهین شهابی - مرجانه گلچین - حمید عبدالملکی - حسن زارعی - فرزاد خدادادی.

شیشه کبود

کارگردان هنری: فریدون فرهودی

نویسنده: محمد تیموری

برنامه ریز و دستیار کارگردان هنری: رضا گنجی

کارگردان تلویزیونی: گیتی جوادی

تصویربرداران: جواد صفا - محمد خیاطان - حسین درزی

تدوین: عباس قدیانی - حمداله خلیلی

منشی صحنه: سیمین افشار

طراح صحنه: شهلا فرشچی

طراح لباس: نازنین قزاق نوری

مجری: نوشین ری شهری

جامه آرا: معصومه زردوز

طراح گریم: فرهنگ معیری

اجرای گریم: مریم شکرائی - علی فولادقلم

نورپرداز: عبداله گل افشار

دستیار: فرهاد خانقاهی

صدابردار: بهروز معاونیان - شاهرخ استادحسن - مجید تیلای نور - اصغر شاهوردی - احمد صالحی - جواد مقدس

مسئولین فنی واحد ضبط: رضا فراهانی اصل - مصطفی منزلت - حمیدرضا حکیم الهی

مدیران صحنه: ناصر ازقندی - ابوالفضل شاهین

مدیر برنامه: رضا انصاریان

بازیگران:

       ثریا قاسمی - رضا بابک - هوشنگ خلعتبری - صدیقه کیانفر - حمید شوقی - پانته آ بهرام - ندا گنجی - نیما نیک اخلاق - بهنام یوسفی - بهمن مدنی.

دیوار

کارگردان هنری: فریدون فرهودی

نویسنده: محمد تیموری

برنامه ریز و دستیار کارگردان هنری: رضا گنجی

کارگردان تلویزیونی: گیتی جوادی

منشی صحنه: سیمین افشار

طراح صحنه: شهلا فرشچی

دستیار: علی جعفری

طراح لباس: نازنین قزاق نوری

مجری: نوشین ری شهری

جامه آرا: معصومه زردوز

طراح گریم: فرهنگ معیری

اجرای گریم: مریم شکرائی - محسن اسپهبد

نورپرداز: عبداله گل افشار

دستیار: فرهاد خانقاهی

صدابردار: بهروز معاونیان - شاهرخ استادحسن - مجید تیلای نور - اصغر شاهوردی - احمد صالحی - جواد مقدس

تصویربرداران: جواد صفا - محمد خیاطان - حسین درزی

تدوین: عباس قدیانی - حمداله خلیلی

مسئولین فنی واحد ضبط: رضا فراهانی اصل - مصطفی منزلت - حمیدرضا حکیم الهی

پرتابل: سعید خلج اسعدی

کادر فنی: توحید جنگی - علیرضا شیرزاد - محرم ستاری - محمدرضا حسنی

ناظر مالی: مصطفی قیدی

با تشکر از: سعید نفریه - امیر محمدی - بهمن مدنی

مدیران صحنه: ناصر ازقندی - ابوالفضل شاهین

حمل و نقل: بهنام یوسفی - جمال شهابی

مدیر برنامه: رضا انصاریان

بازیگران:

      محمد عمرانی - مهشید افشار زاده - مهین شهابی - مرتضی احمدی - بدری نورالهی - غلامرضا طباطبائی - هوشنگ خلعتبری - صدیقه کیانفر .

مرد ناشناس

کارگردان هنری: فریدون فرهودی

نویسنده: محمد تیموری

برنامه ریز و دستیار کارگردان هنری: رضا گنجی

کارگردان تلویزیونی: گیتی جوادی

منشی صحنه: سیمین افشار

طراح صحنه: شهلا فرشچی

دستیار: علی جعفری

طراح لباس: نازنین قزاق نوری

مجری: نوشین ری شهری

جامه آرا: معصومه زردوز

طراح گریم: فرهنگ معیری

اجرای گریم: مریم شکرائی - محسن اسپهبد

نورپرداز: عبداله گل افشار

دستیار: فرهاد خانقاهی

تصویربرداران: احمد وقایع نگار - حسین درزی - هوشنگ جاوید

صدابردار: بهروز معاونیان - شاهرخ استادحسن - مجید تیلای نور - اصغر شاهوردی - احمد صالحی - جواد مقدس

تدوین: عباس قدیانی - حمداله خلیلی

مسئولین فنی واحد ضبط: رضا فراهانی اصل - مصطفی منزلت - حمیدرضا حکیم الهی

پرتابل: سعید خلج اسعدی

کادر فنی: توحید جنگی - علیرضا شیرزاد - محرم ستاری - محمدرضا حسنی

مدیران صحنه: ناصر ازقندی - ابوالفضل شاهین

ناظر مالی: مصطفی قیدی

با تشکر از: سعید نفریه - امیر محمدی - بهمن مدنی

حمل و نقل: بهنام یوسفی - جمال شهابی

مدیر تهیه: فریدون بهمنی

مدیر برنامه: رضا انصاریان

بازیگران:

       اسماعیل محرابی - گیتی (فاطمه) گودرزی - علیرضا اوسیوند - فریدون بهمنی - علی جعفری.

بازیگران خردسال: امید بیگلری - سارا کبیری.

داوری

کارگردان هنری: فریدون فرهودی

نویسنده: محمد تیموری

کارگردان تلویزیونی: مهتاج نجومی

تصویربرداران: محمدرضا پیلارام - حسین درزی - محمود شفیعی - منصور آذرگل

منشی صحنه: سیمین افشار

طراح صحنه: شهلا فرشچی

با تشکر از: علی جعفری - سعداله عبدالهی

تدوین: عباس قدیانی - حمداله خلیلی

انتخاب موزیک: بهمن بشیرزاده

طراح لباس: نازنین قزاق نوری

مجری: نوشین ری شهری

جامه آرا: معصومه زردوز

طراح گریم: فرهنگ معیری

اجرای گریم: مریم شکرائی - علی فولادقلم

نورپرداز: علیرضا صادقی

دستیار: فرهاد خانقاهی

صدابرداران: اصغر شاهوردی - احمد صالحی - جواد مقدس - علیرضا نوروزیان

مدیران صحنه: ناصر ازقندی - ابوالفضل شاهین

مسئولین فنی واحد ضبط: هوشنگ آزاده - مسلم رمضانعلی - اکبر صمصامی

کادر فنی: یداله بشک - حسین عبدالملکی - افضل رستمی

ناظر مالی: مصطفی قیدی

مدیر تهیه: محمود خسروی

با تشکر از: سعید نفریه - امیر محمدی - امیر اسدی - بهمن مدنی - عیسی سیفی

برق: سیدمحمد افتخاریان

بازیگران:

      خسرو فرخزادی -  شمسی فضل الهی - محمد عمرانی - شهین نجف زاده - مرتضی احمدی - بدری نورالهی و بازیگر خردسال: سمیرا ربیعی.

ارثیه فامیلی

کارگردان هنری: فریدون فرهودی

نویسنده: محمد تیموری

کارگردان تلویزیونی: مهتاج نجومی

منشی صحنه: سیمین افشار

طراح صحنه: شهلا فرشچی

دستیار: علی جعفری

طراح لباس: نازنین قزاق نوری

مجری: نوشین ری شهری

جامه آرا: معصومه زردوز

طراح گریم: فرهنگ معیری

اجرای گریم: مریم شکرائی - محسن اسپهبد

نورپرداز: علیرضا صادقی

دستیار: فرهاد خانقاهی

صدابرداران: اصغر شاهوردی - احمد صالحی - جواد مقدس - علیرضا نوروزیان

تصویربرداران: احمد وقایع نگار - حسین درزی - نصرت اله صادقی

تدوین: عباس قدیانی - حمداله خلیلی

مدیران صحنه: ناصر ازقندی - ابوالفضل شاهین

مسئولین فنی واحد ضبط: هوشنگ آزاده - مسلم رمضانعلی - اکبر صمصامی

کادر فنی: یداله بشک - حسین عبدالملکی - افضل رستمی

واحد پرتابل: مهدی خانقاهی

ناظر مالی: مصطفی قیدی

مدیر تهیه: محمود خسروی

با تشکر از: سعید نفریه - امیر محمدی - بهمن مدنی

مدیران صحنه: ناصر ازقندی - ابوالفضل شاهینحمل و نقل: بهنام یوسفی - جمال شهابی

برق: سیدمحمد افتخاریان

بازیگران:

     مرتضی احمدی - مهین شهابی - غلامرضا طباطبائی - صدیقه کیانفر -  سیما تیرانداز - قاسم زارع - گیتی( فاطمه گودرزی) - محمد عمرانی - محمدتقی شریفی - حمید شوقی - پروین تمجیدی - مجید کربلائی.

بازیگران نوجوان: علی ابراهیم آبادی - افشین دینوری - بهناز بهنیا.

بوی یوسف

کارگردان هنری: فریدون فرهودی

نویسنده: محمد تیموری

برنامه ریز و دستیار کارگردان هنری: رضا گنجی

کارگردان تلویزیونی: گیتی جوادی

منشی صحنه: سیمین افشار

طراح صحنه: شهلا فرشچی

دستیار: علی جعفری

طراح لباس: نازنین قزاق نوری

مجری: نوشین ری شهری

جامه آرا: معصومه زردوز

طراح گریم: فرهنگ معیری

اجرای گریم: مریم شکرائی - محسن اسپهبد

نورپرداز: عبداله گل افشار

دستیار: فرهاد خانقاهی

صدابردار: بهروز معاونیان - شاهرخ استادحسن - مجید تیلای نور - اصغر شاهوردی - احمد صالحی - جواد مقدس

تصویربرداران: جواد صفا - محمد خیاطان - حسین درزی

مسئولین فنی واحد ضبط: رضا فراهانی اصل - مصطفی منزلت - حمیدرضا حکیم الهی

پرتابل: سعید خلج اسعدی

کادر فنی: توحید جنگی - علیرضا شیرزاد - محرم ستاری - محمدرضا حسنی

ناظر مالی: مصطفی قیدی

با تشکر از: سعید نفریه - امیر محمدی - بهمن مدنی

حمل و نقل: بهنام یوسفی - جمال شهابی

مدیران صحنه: ناصر ازقندی - ابوالفضل شاهین

مدیر برنامه: رضا انصاریان

مدیر تهیه: فریدون بهمنی

بازیگران:

      اسماعیل محرابی - شهین نجف زاده - مهین شهابی - بدری نورالهی - صفیه آقاجانی - علیرضا اوسیوند - ماندانا اصلانی - فریدون بهمنی .

بازیگران کودک: حامد تقواطلب - بهناز بهنیا.

محصول: ۱۳۶۴-۱۳۶۶ شبکه اول سیما

 

 

"آینه" آغازگر موج مجموعه‌های خانواده

مجموعه تلویزیونی "آینه" به کارگردانی غلامحسین لطفی یکی از مجموعه‌های ماندگار دهه 60 است. مجموعه‌ای که روند تولید مجموعه‌های خانوادگی را تا سالها تحت تاثیر قرار داد.

به گزارش خبرنگار مهر، "آینه" یکی از مجموعه‌های پرمخاطب تلویزیون در سال 1364 بود. این سریال روایتگر معضلات و مشکلات موجود در خانواده‌های ایرانی بود که به میزان توانایی خود به ارائه راه‌حل‌هایی برای رفع این مشکلات می‌پرداخت. پخش این مجموعه از ششم شهریور‌ماه سال 1364 آغاز شد.

سریال "آینه" در 13 قسمت 45 دقیقه‌ای به کارگردانی غلامحسین لطفی و تهیه‌کنندگی گروه معارف روزهای دوشنبه از شبکه یک پخش می‌شد. در این مجموعه مهین شهابی، فردوس کاویانی، سیاوش طهمورث، زنده‌یاد جمشید اسماعیل‌خانی، پوراندخت مهیمن، رویا افشار، رضا بابک و ... به ایفای نقش پرداختند.

سریهای بعدی آن در سال ۱۳۶۶ ساخته شد و بعضا توسط فریدون فرهودی کارگردانی شد.

 

 

در نماز جمعه از مجموعه "آینه" تعریف شد

غلامحسین لطفی، کارگردان مجموعه تلویزیونی "آینه" درباره شکل‌گیری این سریال به خبرنگار مهر گفت: تولید این مجموعه به 25 سال پیش در شبکه یک برمی‌گردد. در گروه معارف قرار بود دو کار 10 دقیقه‌ای با عنوان "زشت و زیبا" کار شود، اما بعد از اینکه با نویسنده صحبت کردیم تصمیم گرفتیم شکل کار را تغییر داده و یک سریال 40 تا 45 دقیقه‌ای بسازیم. برای اولین بار بود که سریال خانوادگی هفتگی تهیه می‌شد. برخی طرح‌ها را نویسنده می‌داد و بعضی از طرح‌ها را خودم می‌دادم و می‌نوشتم.

وی در ادامه افزود: وقتی سریال پخش شد مورد استقبال مردم قرار گرفت، نامه‌های زیادی برای ما ارسال شد که مردم در آن مشکلات‌شان را طرح می‌کردند. گرچه در ابتدا سوژه‌ها را خودمان طراحی می‌کردیم، اما بعد سوژه‌ها را از میان نامه‌هایی که مردم می‌فرستند، انتخاب می‌کردیم. در آن سال‌‌ها آیت‌الله هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه از سریال "آینه" تعریف کرد، حتی نوشته‌اش را هم دارم.

این کارگردان خاطر نشان ساخت: وقتی مجموعه "آینه" پخش می‌شد خیابان‌ها خلوت می‌شد. از خودم تعریف نمی‌کنم، اما با توجه به اینکه موضوع این سریال به روز بود مورد استقبال خانواده‌ها قرار گرفت. این مجموعه در گروه معارف تهیه شد که قبلاً این گروه سریال تولید نمی‌کرد، اما بعد از موفقیت این مجموعه میان گروه فیلم و سریال و معارف اختلاف پیش آمد که گروه معارف نباید این سریال را تولید می‌کرد و ما باید این کار را می‌کردیم. البته این دعواها بعد از پخش مجموعه و مورد توجه قرار گرفتن مخاطبان پیش آمد، چرا که قبل از آن ما را اصلاً تحویل نمی‌گرفتند!

لطفی اشاره کرد: مجموعه "آینه" را دوست دارم، چون مردم هم این مجموعه را دوست داشتند. در آن زمان با توجه به امکانات کمی که در اختیار داشتم، سعی کردم مجموعه خوبی بسازم. مسلماً اگر بخواهم این مجموعه را الان بسازم بهتر از آن می‌سازم، چرا که در حال حاضر مشکلات خانواده‌ها زیاد است. مطمئن هستم اگر ساخت این مجموعه چهار تا پنج سال ادامه پیدا می‌کرد تاثیر زیادی روی مخاطبان می‌گذاشت. در حال حاضر شاهد هستیم شبکه‌های بیگانه با ادامه دادن ساخت مجموعه‌های موفق تاثیر فراوانی بر تماشاگران می‌گذراند. البته سلیقه مدیران در آن زمان این بود که این سریال ادامه پیدا نکند. علاقمندم باز هم سریال "آینه" را بسازم.

وی درباره انتخاب بازیگران تئاتر برای سریال "آینه" توضیح داد: من از تئاتر آمده‌ام و کارگردان تئاتر هستم. برای بازی در این سریال هم احساس کردم باید تئاتری‌ها را انتخاب کنم، چرا که نقش‌ها ایجاب می‌کرد. در این سریال من یک ایده نو هم طراحی کرده و از خانواده‌های هنرمند دعوت کرده بودند. مثلاً آقای محرابی در کنار دخترش بود یا گوهر خیراندیش در کنار همسرش بازی کرد. در آن سال‌ها شبکه‌های بیگانه درباره این ایده تحلیل‌های مختلفی کرده بودند.

هنوز هم مردم من را با سریال‌های "آینه" و "در خانه" می‌شناسند

رویا افشار، بازیگر درباره بازی در مجموعه تلویزیونی "آینه" به خبرنگار مهر گفت: مردم بخشی از خاطرات‌شان را فراموش می‌کنند و برخی خاطرات را تا سال‌ها در ذهن‌شان نگه می‌دارند. هنوز هم مردم من را بیشتر به واسطه مجموعه‌های "آینه" و "در خانه" می‌شناسند. شاید باورتان نشود، اما هنوز وقتی مردم من را در خیابان می‌بیند انتظار دارند من را به جوانی همان سال‌هایی ببینند که در "آینه" بازی کردم و به من می‌گویند چرا خانم افشار پیر شدید؟

وی در ادامه افزود: یکی از دلایل موفقیت مجموعه "آینه" در آن سال‌ها به خاطر فرم کار بود که مورد استقبال مردم قرار گرفت. وقتی "آینه" پخش شد جای خودش را میان مخاطبان باز کرد، چرا که مردم مشکلات زندگی خودشان را در این مجموعه می‌دیدند و برایشان قابل لمس بود. از سوی دیگر به راحتی به مخاطبان راه حل درست را ارائه می‌کرد.

افشار یکی دیگر از دلایل موفقیت مجموعه "آینه" را متن‌های خوب اثر ذکر کرد و گفت: آقای بهبهانی نویسنده این مجموعه بود. او با بهره بردن از تجربیاتش توانست کار خوبی را بنویسد. یکی دیگر از ویژگی‌های این سریال استفاده از بازیگران خوب تئاتر بود. البته منظورم این نیست که بازیگران تئاتر خوب هستند و بقیه این طور نیستند، بلکه بچه‌های تئاتر با تجربه خوبی که در تئاتر داشتند، توانستند در کنار یکدیگر بازی خوبی هم در مجموعه "آینه" ارائه دهند.

این بازیگر خاطرنشان ساخت: آقای انصاریان در آن زمان مدیر وقت گروه معارف شبکه یک بود. با ساخت مجموعه "آینه" روند برنامه‌های گروه معارف با تغییراتی همراه شد. در این مجموعه راهکارها در قالب نمایش به مردم ارائه می‌شد نه اینکه از یک کارشناس دعوت شود تا برای مردم صحبت کند.متن‌های خوب و انتخاب‌های درست غلامحسین لطفی کارگردان در کنار هم باعث شد "آینه" برای مردم جذاب شود.

وی اشاره کرد: انتخاب‌ بازیگران خیلی با درایت انجام شد. به یاد دارم ما برای ضبط یک قسمت از مجموعه یک هفته تمرین می‌کردیم و این طور نبود که فیلم یا سریال به سرعت نور تهیه شود. البته کارگردان تلویزیونی این پروژه هم خیلی زحمت کشید تا کار ریتم مناسب داشته باشد.

افشار درباره جایگاه سریال "آینه" در کارنامه کاری‌اش توضیح داد: هر چیزی باید در زمان خودش بررسی شود. در آن سال‌ها دوستان به من می‌گفتند که چرا به تلویزیون رفتم و چرا در "آینه" بازی کردم؟ از طرف دوستان مورد انتقاد قرار گرفتم، اما آنچه برای من اهمیت داشت قضاوت مردم بود. وقتی می‌دیدم مردم با دیدن سریال لذت می‌برنند من هم خوشحال می‌شدم. به نظرم سریال "آینه" یک تفریح سالم برای مردم بود.

وی در پایان افزود: از دست کسانی مثل زنده یاد جمشید اسماعیل‌خانی و ... که زود ما را ترک کردند، ناراحت هستم، اما آنها را می‌بخشم. بعد از مجموعه "آینه" سریال‌های دیگری هم تولید شد، اما بازیگران دچار رکود  شدند. در مجموع هر کاری که درست انجام شود، مسلماً مورد توجه مردم هم قرار می‌گیرد.

مجموعه "آینه" در نوع خودش رقیب نداشت

جبار آذین، منتقد درباره مجموعه "آینه" که سال 64 از شبکه یک پخش شد، به خبرنگار مهر گفت: "آینه" یکی از سریال‌های موفق خانوادگی دهه 60 بود که در آن زمان با اقبال بینندگان به ویژه خانواده‌ها رو به رو شد و در نوع خودش رقیب نداشت. جذاب‌ترین عناصر ساختاری این مجموعه موضوع‌های خانوادگی آن بود که در قالب‌های نمایشی عرضه می‌شد. قالب‌های نمایشی "آینه" که برگرفته از شیوه‌های نمایش تئاتر به خصوص شیوه مشهور فاصله‌گذاری برتولدبرشت فیلسوف و درام نویس آلمانی بود که مجموعه را جذاب‌تر کرده و مجال اندیشه و تحلیل به مخاطب می‌داد.

وی ادامه داد: غلامحسین لطفی بازیگر و کارگردان با سابقه تئاتر سینما و تلویزیون که کارنامه پرباری در این زمینه دارد با انتخاب موضوع‌های آشنا و ملموس و استفاده از شیوه هنری فاصله‌گذاری، بهره‌گیری از بازیگران هنری هوشمندانه مجموعه موفقی را ارائه کرده بود، ولی متاسفانه تولید و پخش آن در بلند مدت تداوم نیافت و راه "آینه" پی گرفته نشد. این در حالی بود که جذابیت موضوع نمایشی، بصری و نگاه تحلیلی و کارشناسانه به مسائل خانوادگی از زوایای درام، روانشناسی فردی و خانوادگی در آن قدرتمند کار شده بود و پخش مجموعه تا سال‌ها و تا اکنون می‌توانست ادامه یابد.

این منتقد اشاره کرد: در هر حال جای مجموعه "آینه" که به زیر و بم زندگی و عیوب خانوادگی به صورت هنرمندانه و موفق می‌پرداخت، هم‌اکنون در سیمای جمهوری اسلامی ایران خالی است. گرچه در سال‌های بعد دیگران تلاش کردند کارهایی شبیه آن تولید کنند، ولی هیچ کدام به توفیق سریال "آینه" نرسیدند. سازمان صدا و سیما می‌تواند با بازنگری و احیای تولید و پخش سری جدید "آینه" را که در میان تولیدات سیما جای خالی‌اش نمودی آشکار دارد، مهیا کند و این مهم را با حضور آینه‌سازان سری قبل و هنرمندان مطرح کنونی و موضوعات روز خانوادگی به سامان رساند.

---------------

گزارش از: فاطمه عودباشی

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

تاریخ قشم یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 8:17
کارگردان: علیرضا داودنژاد

فیلمبردار: اصغر رفیعی جم

بازیگران: فرامرز قریبیان (نئارک سردار اسکندر) - مهدی فخیم زاده (شیخ خزعل) - ناصر آقائی (مارکوپولو) - احمد هاشمی (آلبوکرک) - محمدرضا داود نژاد .

راوی: داوود رشیدی

این فیلم مستند داستانی به بیان لحظه هائی از تاریخ سیاسی ایران در قشم می پردازد. و به تناسب موضوع بخشی از زندگی شخصیتهای تاریخی را بازسازی کرده است.

محصول: ۱۳۶۴

منبع: ماهنامه فیلم شماره ۲۹ مهر ۱۳۶۴

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

هزاردستان پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 9:55
 كارگردان: علي حاتمي.

دستياران كارگردان: احمد بخشي، نورمحمد نجاري، فيروز ركني.

 فيلمنامه نويس: علي حاتمي.

مديران فيلمبرداري: مهرداد فخيمي، مازيار پرتو.

دستياران فيلمبردار: بيژن عرفانيان، محمد بخش، رامين پورسعيد، ابراهيم غفوري.

نور: احمد ابراهيمي، حسين كريمي.

دستياران: جلال عالي فكر، يوسف وظيفه، مولا دادارضي، عباس اهوازي، كريم مرائي، فرهاد سبزه چين، امير كريمي، حسين كريمي.

فيلمبردار پشت صحنه: هوشنگ سمندي.

 منشي هاي صحنه: شهلا بهاري، فريده جان بخش، محمد حسين يكتا پناه.

سرپرست گويندگان: علي كسمايي.

صدا: روبيك منصوري.

تدوين تصوير و صدا: حسن حسن دوست.

جلوه هاي ويژه: بهمن پور، بهرام پور، رضا قومي، بگلو، نوروزي.

تدوينگران: عباس گنجوي، علي حاتمي.

موسيقي متن: مرتضي حنانه.

ضبط موسيقي: گشتاسب آريانا.

ظهور و چاپ: همتي، شاكري، فدايي، عمراني.

برش نگاتيو: همايون فال، صفوي.

اتالوناژ: مهربخش.

با همكاري: واحد انيميشن شبكة اول سيما.

با سپاس از : روح الله امامي، محمود كلاري.

مسئول عكاسي: عزيز ساعتي.

 همكاران: وارطانيان، جام جو، كاوه، عقيلي، ميترا محاسني.

تداركات: حميد افشار، محمدعلي نقي كني، حسن نجم، حسين شبستاني پور.

خدمات: هنرمند، وثوقي.

پشتيباني: جمشيد مدرسي، علي يوسفي، محمدرضا هاديان، حسن شاهوردي، مهوش طلوعي، مرجان يعقوبي.

وسايط نقليه: مقدم، مشفق.

امور نظامي: محبعلي، تفنگ ساز.

صحنه پردازي: علي حاتمي.

اجرا: اصغر سياري.

دستياران: عباس غبرانژاد، خندان.

طراحي و ساخت تهران قديم، تحقيق و طرح و اجرا: علي حاتمي.

طراحي شهرك: گروه جاني كورنتا.

دكوراتور: ولي الله خاكدان.

اجرا: كاظم فريبرزي، اصغر سياري.

بخش قديمي: اسماعيل ارحام صدر.

مدير ساخت: محمد مهدي دادگو.

با سپاس از: استاد عبدالله فرادي, محمد احصايي, آدين آغداشلو, مرتضي مميز, علي اكبر صادقي, مسعود معصومي, حجت شكيبا, صمد رستم خاني.

 به ياد: رضا مافي.

 نشان: ولي الله خاكدان.

كلاه: غريق نيا.

كفش: آلان. باقري.

درشكه ها: پورشياري.

طراح لباس: علي حاتمي.

مسئول: رشيد لطفي.

 تزيينات: اسماعيل موسوي.

سرپرست خياطي: عباس غبرانژاد.

سرپرست گريم: بيژن محتشم.

چهره پردازان: جلال معيريان, عبدالله اسكندري.

دستياران: مصطفي كامياب, مجيد اسكندري مهين نويدي, آذر برناك.

آرايشگر: خاتم آبادي, نيازي, صالحيان.

 با يادي از: استاد درگذشته عالم سينما: اتللو فاوا.

مجري طرح: علي حاتمي.

 مدير توليد: محمد مهدي دادگو.

برنامه ريزي: مهوش شيخ الاسلامي. سيد علاء طباطبايي.

بازیگران:

        جمشيد مشايخي ـ عزت اله انتظامي ـ داود رشيدي ـ علي نصيريان ـ محمدعلي كشاورز ـ حسين گيل ـ زهرا حاتمي(زری خوشکام) ـ  شهلا ميربختيار ـ جعفر والي ـ پرويز پورحسيني ـ محمد مطيع ـ جمشيد لايق ـ اسماعيل محرابي ـ رقيه چهره آزاد ـ مينو ابريشمي ـ عطا ا... زاهد ـ اسماعيل محمدي ـ جهانگير فروهر ـ نعمت اله گرجي ـ محمد ورشوچي ـ سروش خليلي ـ منصور والامقام ـ هوشنگ بهشتي ـ محمدتقي كهنمويي ـ خيراله تفرشي آزاد ـ  مهري وداديان ـ افسر اسدي ـ منوچهر آذري ـ رضا عبدي ـ فرهنگ مهرپرور ـ سعيد اميرسليماني ـ جهانگير الماسي ـ اصغر همت ـ حسين حاتمي ـ اسفنديار ماوندادي ـ افراسياب طوفان ـ حسين شهاب ـ حسين صفاريان ـ ميرصلاح حسيني ـ محمود بصيري ـ اسماعيل پاينده ـ اكبر دودكار ـ حسن عظيمي ـ حسن كهن ـ علي كنگرلو ـ محمد مرداني ـ سيد حسن روشن ضمير ـ سامي تحصني ـ حامد تحصني ـ حسين رنگي وند و لیلا حاتمی

محصول:۱۳۵۸-۱۳۶۶

      در روز سرشماري در پايتخت كه همه مردم موظف شده اند در خانه هاي خود بماند مفتش شش انگشتي (داود رشيدي) با همكاري پاسباني (نعمت اله‌گرجي) كه مامور پست منطقه است جواهر فروشي قازاريان (سروش خليلي) را به غارت مي برند در بين جواهرهاي سرقت شده يك مجموعه جواهر متعلق به امينه اقدس , عروس خان مظفر (عزت اله انتظامي) و حاكم‌سابق كرمان هم موجود بوده است. خان مظفر رئيس نظميه تهران (جعفر والي) را احضار و او را موظف مي كند كه جواهرهاي عروسش را بيابد و به او بازگرداند. پس از ماجراهايي جواهرها به جز يك گردن آويز پيدا مي شود. مفتش شش انگشتي مامور يافتن گردن آويز مي شود و در مي يابد كه گردن آويز امينه اقدس در اختيار يكي از شاهزادگان است مفتش به كمك شعبان استخوني (محمدعلي كشاورز) در شب افتتاح فيلم ناطق دختر لر بلوايي ساختگي به پامي‌كند و گردن آويز را از شاهزاده مي ربايند و به امينه اقدس تحويل مي دهند با وقوع جنگ جهان دوم‌ايران به اشغال نيروهاي متفقين در مي آيد و مفتش شش انگشتي به دنبال متزلزل شدن اوضاع كار و زندگيش به مشهد مي رود و در خانه رضاخوشنويس (جمشيد مشايخي) كه با همسر سالخورده اش (شهلا ميربختيار) زندگي مي كند ساكن مي شود مفتش رضا و همسرش را زير شكنجه هاي روحي وجسماني قرار مي دهد تا آن دو ثروتشان را به او واگذارند مفتش موفق نمي شود و رضا خوشنويس را به تهران مي برد در پايتخت شكنجه هاي مفتش سخت تر از پيش ادامه مي يابد و رضا خوشنويس ناچار به اقرار درباره گذشته سراسر پرماجراي خود مي شود: رضا تيراندازي ماهر و تفنگچي يكي از بزرگان است و روزگارش به شكار و مي خوارگي و بي خبري مي گذرد تا آنكه با مردي صحاف به نام ابوالفتح (علي نصيريان) آشنا مي شود ابوالفتح او را با ناگواريهاي زندگي اجتماعي آشنا مي سازد و عوامل سيه روزي و تباهي مردم را به رضا مي شناساند و او را ترغيب مي كند كه از مهارتش در تيراندازي و شكار براي هلاكت خائنان استفاده كند رضا به عضويت تشكيلاتي مخفي با عنوان (انجمن مجازات) در مي آيد و در نخستين اقدام ميرزا اسماعيل خان رئيس انبار غله تهران را كه در فروش ذخيره غله به اجانب دست داشته و باعث قحطی بوده است را هدف گلوله خود قرار مي دهد در اوضاعي كه مامور تامينات (جهانگير فروهر) در صدد دستگيري قاتل ميرزا اسماعيل خان است متين السلطنه (پرويز پورحسيني), مدير روزنامه عصر جديد دومين كسي است كه به ضرب گلوله رضا از پا درمي آيد در اين اثنا ابوالفتح به رضا اطلاع مي دهد كه شكار سوم (هزاردستان) است اما قبل از آنكه رضا موفق به ترور هزاردستان شود درمي يابد كه هزاردستان در انجمن مجازات نفوذ كرده و با تطميع اعضاي انجمن را با خود هم راي ساخته است ابوالفتح كه جان خود و خانواده اش را در خطر مي بيند همسرش جيران و فرزندانش را از تهران به زادگاهش مي فرستد وخود دستگير می شود و در محبس به دست شعبان استخوني كشته مي شود رضا جان سالم به در مي برد و به مشهد مي گريزد و در آنجا يكي از بزرگان او را به عنوان كاتب خود به كار مي گمارد و به تدريج لباس دامادي به تن و با دختر آن صاحب منصب ازدواج مي كند و زندگي يكنواخت او ادامه دارد تا اينكه مفتش شش انگشتي سر مي رسد و زندگي او را با مشكل مواجه مي سازد مفتش پس از اطلاع از جزئيات زندگي رضا خوشنويس او را آزاد مي گذارد به اين شرط كه رضا مجموعه نفيس خط هايش را به خان مظفر بفروشد و پول حاصل از آن را به مفتش بدهد اين كار انجام مي شود اما پول از طريق مفتش از نو به خان مظفر بازگردانده مي شود رضا و خان مظفر همديگر را در گراند هتل ملاقات مي كند و خان مظفر او را موظف مي كند كه شرح زندگيش را به خط خوش بنويسد رضا مشغول مي شود و به تدريج درمي يابد كه خان مظفر همان هزاردستان است و دستور داده كه شعبان استخوني به دست مفتش كشته شود و خود مفتش توسط غلام عمه (محمد مطيع ) از پا درآيد رضا در صدد برمي آيد كه شعبان را مطلع كند اما موفق نمي شود مفتش شعبان را به قتل مي رساند در اين اثنا رضا خوشنويس با مفتش تماس مي گيرد و موضوع توطئه قتل او را فاش مي كند و از مفتش مي خواهد كه براي كشتن خان مظفر با او تباني كند مفتش امتناع مي كند و در شب عروسيش به قتل مي رسد رضا خوشنويس در حالتي منقلب در صدد قتل خان مظفر برمي آيد اما موفق نمي شود و خود به دست پيشكار خان مظفر (جهانگير فروهر) پيش چشم آقا سيد ابراهيم (عطاء ا... زاهد ) و سيد مرتضي (حسين گيل) و جمعي از مردم از بالكن گراندهتل به زير افكنده مي شود و جان مي دهد.
 
منبع: وب سایت علی حاتمی
 
 

"هزاردستان" بعد از 22 سال دوباره روی آنتن می‌رود

    مجموعه تلویزیونی "هزاردستان" به کارگردانی زنده‌یاد علی حاتمی از فردا چهارشنبه پنجم آبان ماه ۱۳۸۹ ساعت 10:40 از شبکه یک پخش می‌شود.

      به گزارش خبرگزاری مهر، مجموعه تلویزیونی "هزاردستان" از چهارشنبه پنجم آبان ماه ساعت 10:40 از شبکه یک پخش می‌شود. این سریال روایت زندگی رضا خوشنویس، که شخصیتی تخیلی مبتنی بر شخصیتی تاریخی به نام کریم دواتگر است و نظریه توطئه‌ای مبنی بر دست داشتن شخصیتی به نام خان مظفر در وقایع پشت پرده سیاسی و اجتماعی ایران در دوران قاجار و پهلوی می‌پردازد.
 
 
 
       زنده یاد علی حاتمی به هنگام پخش مجموعه "هزاردستان" در سال 1367 با خبرنگار هفته‌نامه سروش گفتگو کرد. او چگونگی شکل‌گیری مجموعه‌اش با این جمله شرح داد:  بعد از "سلطان صاحبقران" قرار شد مجموعه دیگری را برای تلویزیون بسازم که البته آن مجموعه "جاده ابریشم" نبود، بلکه مجموعه‌ای به نام "انحصار تنباکو" بود. من هم حدود شش تا هفت ماه روی این مسئله تحقیق کردم. بعد از یکسال متنی تهیه شد و به صورت طرح به سازمان تلویزیون و رادیو آن زمان ارائه دادم.
 

     وی ادامه داد: با طرح "انحصار تنباکو" مخالفت شد و گفتند شما مجموعه دیگری برای ما بسازید. بعد از این اتفاق، یعنی پس از "سلطان صاحبقران" سر من هم شلوغ شده بود، زیرا همه تهیه‌کنندگان دوست داشتند من برای آنها کار کنم و از سوی دیگر رفت و آمدهایم زیاد شده بود و فرصت تحقیقات نداشتم. فقط در فاصله تحقیقات "سوته دلان" این فرصت دست داد. در واقع من بعد از "مثنوی معنوی" و  "سلطان صاحبقران" به طور کلی مجموعه سازی می‌کردم و امیدوار هم بودم به این هدفم برسم. هدفم این بود تا مجموعه بسازم و به ترتیب آنها را کاملتر کنم.

 
     این کارگردان در ادامه گفتگوهایش خاطرنشان ساخت: در نتیجه در کار اول شش قسمت، در کار دوم 13 قسمت و در کار سوم هم که گام بلندتری بود، قرار بود 26 قسمت مجموعه بسازم. در نتیجه من باید روی قصه کار می‌کردم و وقت کافی هم می‌داشتم تا بتوانم یک چنین قصه‌ای طولانی را بنویسم. من در "هزار دستان" تجربیاتم را در زمان "سلطان صاحبقران" را جمع کرده و یک مجموعه تاریخی ساختم، اما در این مجموعه قصد داشتم از چند چهره تاریخی استفاده کنم و بقیه را از چهره‌های ذهنی خودم استفاده کنم و این تلفیقی بود از قصه و واقعیت. یعنی تاریخ و افرادی که زاده و ساخته ذهن نویسنده بود به وجود بیاورم و یا احیاناً چند تا شخصیت تاریخی را هم در هم ادغام کنم و شخصیت تازه‌ای را از تلفیق اینها به دست بیاورم.
 
 زنده‌یاد علی حاتمی پس از ساخت مجموعه‌های تلویزیونی "مثنوی معنوی"، "سلطان صاحبقران"  سومین اثر تلویزیونی‌اش را با عنوان "هزاردستان" ساخت.
 

"هزاردستان" توقع مخاطب را بالا می‌برد

مدیر تولید "هزاردستان" این مجموعه عظیم تاریخی را تجربه‌ای ماندگار در تاریخ تلویزیون سینمای ایران می‌داند و تاکید دارد پخش آثاری این چنین امکان مقایسه آنها با نمونه‌های بعدی را فراهم می‌کند.

 به گزارش خبرنگار مهر، پخش دوباره مجموعه "هزاردستان" بهانه ای برای مرور خاطره هایی است که یک نسل با این مجموعه دارد. "هزاردستان" یکی از مهمترین مجموعه‌های تاریخ تلویزیون و از آثار ماندگار کارنامه مرحوم علی حاتمی است. 

با محمدمهدی دادگو مدیرتولید این مجموعه که پس از مدتی اقامت خارج از ایران، دوباره به کشور برگشته درباره خاطره‌هایش از "هزاردستان" صحبت کردیم.
 
*خبرگزاری مهر- گروه فرهنگ و هنر: پخش دوباره "هزاردستان" همزمان شده با بازگشت شما به ایران، دیدن این مجموعه چه حسی برایتان دارد؟
 
- محمدمهدی دادگو: خیلی خوشحالم که این اتفاق افتاده است. نزدیک به سالگرد درگذشت مرحوم علی حاتمی هستیم و این یادآوری تلاش و هنر او است.
 
*"هزاردستان" که در دهه 60 ساخته شده هنوز جایگاهی ویژه در میان مجموعه‌های ایرانی دارد و به یک معیار و ملاک تبدیل شده است.
 

یکی از امتیازهای پخش مجدد آثار این است که اعتبار و قدمت آنها دیده می‌شود. در "هزاردستان" می‌شود بازی‌های خوبی دید و کیفیت بالای حرفه‌های سینمایی را مشاهده کرد

- پخش مجدد این مجموعه و مجموعه‌هایی از این دست که موقعیت خاص در تاریخ سینما و تلویزیون ایران دارند، امکان مقایسه این آثار با نمونه‌های بعدی را  فراهم می کند. اتفاقا یکی از امتیازهای پخش مجدد آثار این است که اعتبار و قدمت آنها دیده می شود. در "هزاردستان" می شود بازی‌های خوبی دید و کیفیت بالای تمام حرف سینمایی را مشاهده کرد.
 
دیدن "هزاردستان" توقع مخاطب را از مجموعه‌های تلویزیونی بالا می برد. این مجموعه فرهنگ بصری مخاطب را ارتقا می‌دهد.
 
*چه چیزی باعث شد این کیفیت به وجود بیاید؟ آنهم در شرایطی که جنگ تحمیلی  که "هزاردستان" ساخته شد
 
- در درجه اول عشق به کار که در میان تمام گروه سازنده این پروژه وجود داشت. در سال‌هایی که "هزاردستان" ساخته می‌شد با وجود محدودیت‌های مالی و امکانات گروه به کارشان ایمان داشتند و حضور شفاف معنویت و فرهنگ و هنر بر محدودیت‌ها غلبه می کرد. زمانی که ما با گروه قرارداد می‌بستیم آخرین حرفی که زده می شد درباره مسائل مالی و دستمزد بود. اتفاقی که این روزها کمتر شاهد آن هستیم.
 
آقای رشیدی، انتظامی و مشایخی و دیگر دوستانی که در این مجموعه مقابل دوربین رفتند از صبح زود سر کار بودند، هیچ یک از عوامل تنها به خودش فکر نمی کرد و همه پیگیر این بودند که به شکلی به یکدیگر کمک کنند.
 
*همزمان با ساخت مجموعه شهرک غزالی هم ساخته می شد و این موضوع حتما دشواری کار را بیشتر می کرده؟

بله، شهرک سینمایی در بیابان ساخته می‌شد و ما زمان کار نظاره گر اولین هواپیماهایی بودیم که از سمت عراق برای بمباران به ایران آمدند. در آن شرایط ساخت شهرک و مجموعه‌ای با عظمت "هزاردستان" اتفاقی مهم بود. اما همه ما انگیزه کافی برای به سامان رساندن چنین پروژه بزرگی را داشتیم. مانند هر کار خلاقه و هنرمندانه دیگری "هزاردستان" چون از دل برآمده بود بر دل نشست. 

*بین اعضای گروه که بیشترشان حرفه‌ای و صاحب نام بودند رقابت نبود؟
 
- رقابت سالم وجود داشت اما مشکلی دیده نمی‌شد. همه عوامل چه آنهایی که پشت دوربین بودند چه آنهایی که مقابل دوربین قرار می گرفتند کارشان را به بهترین شکل انجام می دادند و عشق به کار موتور حرکت گروه بود.
 
*برای ساخت "هزاردستان" چقدر هزینه شد؟
 
- بودجه ساخت شهرک سینمایی که شامل میدان توپخانه، لاله زار، ماشین ها به اضافه مجموعه دستمزدها و لوکیشن ها 41 میلیون تومان شد. این مبلغ در آن زمان زیاد بود. "هزاردستان" و "سربداران" که آن زمان ساخته شد مجموعه های گرانی بودند که به شیوه 35 میلیمتری فیلمبرداری شدند و در اندازه‌های سینمایی ساخته شدند.
 
*به همین دلیل دو فیلم از دل مجموعه بیرون آمد؟
 

بودجه ساخت شهرک سینمایی که شامل میدان توپخانه، لاله زار، ماشین‌ها به اضافه مجموعه دستمزدها و لوکیشن‌ها 41 میلیون تومان شد

- بله، "هزاردستان" کاملا یک اثر سینمایی است و با نگاه سینمایی ساخته شده، من "کمیته مجازات" و "تهران روزگار نو" را از دل این گنجینه استخراج کردم که پس از فوت علی در کارنامه او ثبت شد و از نقاط باارزش این کارنامه است.
 
*یکی از اتفاق های خوبی که با "هزاردستان" افتاد، ساخت "شهرک غزالی" بود اما این شهرک در سال های بعد تجهیز و بهسازی نشد. هنوز همه مجموعه ها از فضاهای قبلی استفاده می کنند در حالی که می شد در این 30 سال و با توجه به نیازی که سینما و تلویزیون ایران دارد بخش های مختلف شهرک را کامل کرد.
 
- ساخت شهرک سینمایی در برنامه مدیران فرهنگی آن دوره بود و علی حاتمی این انگیزه را در آنها تقویت کرد. زمانی که ما آن تکه زمین را در بیابان دیدیم خانه‌های سازمانی کارکنان صدا و سیما در منطقه‌ای نزدیک شهرک ساخته می شد و در بخشی دیگر انبار وسایل اسقاطی تلویزیون بود. مرحوم علی حاتمی برای همه فضاهایی که لازم بود نقشه داشت.
 
 
حاتمی می خواست علاوه بر توپخانه ، ساختمان پست و تلگراف ، شهربانی، بانک شاهی و... را هم بسازد. اما تنها توانست شهرداری و لاله زار را بسازد. دوست داشت همه این لوکیشن‌ها داخلی داشته باشد و شهر گسترش پیدا کند اما این اتفاق نیفتاد.
از اواسط دوره قاجاریه تا سال 32 شمسی دامنه تغییرهای معماری در شهر تهران چندان گسترده نبوده و می شود این فضاها را ساخت و با تغییرهایی در پروژه های مختلف استفاده کرد.به هر حال جای خوشبختی ایست که با "هزاردستان" و "سربداران" بخش‌هایی از شهرک ساخته شد اما نگاهی که مجموعه سازان دیگر داشتند بیشتر موقتی بوده است و آنها کمتر نگاه طولانی مدتی که مرحوم حاتمی داشت را لحاظ می‌کردند.
 
 
*از نظر فنی هم شهرک سینمایی و فضاهایی از این دست امکان کار را ساده‌تر می کنند و عجیب است با وجود نیاز به چنین فضاهایی شهرک سینمایی کامل نشده است.
 
- اگر فضاها درست ساخته شود با کمی تغییر می شود دوره هایی 100 ساله را در این لوکیشن ها طراحی کرد، تلویزیون و سینمای ما نیاز به این لوکیشن‌ها دارد، فیلمبرداری در لوکیشن‌های واقعی و خانه‌ها مشکلات فراوانی دارد. حرکت دوربین در این فضاهای واقعی محدود می شود در حالی که در جایی مثل شهرک سینمایی دوربین می‌تواند در جهت‌های مختلف بدون وجود مانع حرکت کند. ما در شهرک تراولینگ 30 متری داشتیم در فضای واقعی این ماجرا به سختی امکان پذیر است.
 
  
*شاید اگر مرحوم حاتمی زنده می ماند به دلیل علاقه و انگیزه شخصی، شهرک سینمایی کامل می شد؟
 
- پیگیری، انگیزه و انرژی او مثال زدنی بود. هنرمندی که بر تاریخ قاجاریه مسلط و به فرهنگ ایرانی علاقمند بود. اما به هر حال صدا و سیمای آن زمان مصر بود که شهرک سینمایی راه اندازی شود و تلاش کرد فضای کار را فراهم کند. عشق علی زمینه کار را سریعتر فراهم کرد. در این سال ها که شهرک گسترش پیدا نکرده شاید کمی هم بدنه سینما و تلویزیون مقصر بوده و انگیزه ای برای این کار نداشته است.
 
*چرا این انگیزه وجود ندارد؟
 
- نمی دانم، کار دشوار است و ممکن است هر کارگردانی صبر و حوصله و طاقت علی را نداشته باشد. این را بگویم که ما "هزاردستان" را با حمایت نهادهای مختلف ساختیم و بخش‌های مختلف سازمان حمایت می کردند تا کار پیش برود و نامه نگاری‌ها زود به نتیجه می رسید.مثلا ماشین‌ها را از موزه سعدآباد رایگان برای فیلمبرداری آوردیم. اسب‌ها را از اسطبل و درشکه ها را مجانی آوردیم. این روزها دیگر این کمک‌ها و حمایت ها را نمی‌شود دید.
 
*زمانی که مجموعه را می ساختید پیش بینی می کردید ماندگار شود؟
 
- زمان ساخت البته فیلمنامه تغییر می‌کرد، علی این فیلمنامه را قبل از انقلاب نوشته بود و در دهه 60 دستش برای بازگویی بعضی مسائل بازتر شده بود. کارنامه علی در سینما و تلویزیون مشخص بود و همه ما می‌دانستیم بر اساس آن تجربه‌ها علی می‌تواند چه کارهای بزرگی انجام بدهد.
 
 راش ها را می دیدیم و از نتیجه کار راضی بودیم، شهرک غزالی اولین شهرک سینمایی ایران بود که همزمان با "هزاردستان" ساخته می شد، تولید این دو پروژه همزمان جذابیت‌هایی فراوان برای ما داشت. مخصوصا برای من که جوان بودم و اولین گام جدی‌ام را در سینما و تلویزیون بر می‌داشتم. همه ما از ساخت این مجموعه به اندازه علی لذت می بردیم.
 
*علی حاتمی اواخر عمر و در "جهان پهلوان تختی" دوباره به شهرک برگشت.
 
- در "جهان پهلوان تختی" او در بخش هایی که همان سال ها ساخته بود دوباره کار کرد، اما این کار را چنان با مهارت انجام می‌داد که فضاها تازه به نظر می رسید. من و آقایان شایسته می دانستیم که علی آن قدر زنده نمی‌ماند که این پروژه را به فرجام برساند و متاسفانه سرنوشت یاری نکرد تا او در "جهان پهلوان تختی" بازهم تصویر تهران را در شهرک غزالی زنده کند.شاید این فیلم باعث می شد او بخش هایی را به شهرک اضافه کند، او به کارهای دراز مدت می‌اندیشید و به دنبال ماندگاری بود. اگر شهرک غزالی درست نگهداری شود 50 سال بعد هم می توان از آن استفاده کرد.
 
*بهترین خاطره شما از "هزاردستان" چیست؟
 
- من به اندازه دو جلد کتاب از این مجموعه خاطره دارم. همه خاطره هایم خوب و شیرین است.
 
*"هزاردستان" از کارهایی است که به ثبت آن در کارنامه تان می بالید؟
 
- من با این مجموعه متولد شدم و کار حرفه‌ای جدی را شروع کردم. در هیچ دانشکده‌ای نمی توانید مدیریت هنری را مانند آنچه من در "هزاردستان" تجربه کردم آموزش ببینید. من با بازیگران، کارگران ساده، عوامل فنی و... در این پروژه سر و کار داشتم و داد و ستد خوبی با علی داشتم. دوستی و رابطه همکاری ما به یمن "هزاردستان" سال‌ها ادامه پیدا کرد. اگر صاحب شخصیتی سینمایی و هنری باشم بخش اعظم آن را مدیون "هزاردستان" هستم.
 
 
*الان که مجموعه را می بینید چه احساسی دارید؟
 
- نمی توانم بیش از چند سکانس تحمل کنم، دیدن دوستانی که دیگر بین ما نیستند و خاطره‌های بسیار با هم داریم ناراحتم می کند. من آن زمان 28 ساله بودم و "هزاردستان" مترادف با انبوهی خاطره شیرین و تجربه عمیق هنری برایم است.
 
*هیچ وقت به این فکر کرده اید که نسخه‌های با کیفیت مجموعه را در قالب دی وی دی وارد بازار کنید تا حفظ شود؟
 
- سه سال پیش در مراسمی در قالب نامه‌ای به علی حاتمی این درخواست را مطرح کردم،امیدوارم روزی برسد که نه تنها آثار حاتمی که آثار دیگر هنرمندان شاخص هم جمع آوری و ثبت شوند. این آثار در گذر زمان از بین می‌روند و باید برای حفظ شان تمهیدی اندیشید

امیدوارم روزی برسد که نه تنها آثار حاتمی که آثار دیگر هنرمندان شاخص هم جمع آوری و ثبت شوند. این آثار در گذر زمان از بین می‌روند و باید برای حفظ شان تمهیدی اندیشید

. کشورهایی که سابقه کمی نسبت به ما در آثار تصویری دارند گنجینه‌هایشان را حفظ می کنند اما ما در این زمینه عقب هستیم.
 
ما قانون مصوب در مجلس شورای اسلامی داریم که از ثبت میراث فرهنگی صوتی و تصویری حمایت می کند، در حوزه دفاع مقدس هم تصاویر باارزشی باقی مانده که حفظ نشده و متاسفانه در گذر زمان از بین می روند. باید همه نهادها و سازمان ها کمک کنند تا اسناد داستانی و غیرداستانی تصویری ماندگار شوند تا نسل آینده از تجربه های این نسل استفاده کند.
 
*ستاره "هزاردستان" به نظر شما چه کسی است؟
 
- "هزاردستان" آسمانی پرستاره است. محمدعلی کشاورز بهترین بازی‌اش را در "هزاردستان" دارد، استاد انتظامی که عمرش طولانی باشد همین طور. داود رشیدی و جمشید مشایخی هم بازی‌های به یادماندنی در این مجموعه دارند. حتی بازیگران نقش‌های کوتاه هم حضوری فراموش نشدنی دارند، پرویز پورحسینی و جهانگیر الماسی و بازیگران دیگر.
 
*مدتی است کمتر در سینما فعالیت می کنید دغدغه سینما برایتان دیگر جدی نیست؟
 

در کشور ما نظام انتقال تجربه وجود ندارد و فاصله نسل‌ها منقطع است نه متصل

- مگر می شود سینما برایم مهم نباشد؟ اما باید به جوان‌ها فرصت داد. هنوز دنبال کار خوب هستم و اگر فرصت فراهم شود حتما کارم را شروع می کنم، اما در کشور ما نظام انتقال تجربه وجود ندارد و فاصله نسل‌ها منقطع است نه متصل. ما که سال‌ها تجربه در سینما و تلویزیون داریم می‌توانیم در مواجهه با جوان‌های با استعداد و با انگیزه دانش و تجربه‌مان را منتقل کنیم. در آستانه 60 سالگی اصرار برای ماندن در سینما ندارم اما دوست دارم با جوان ها در ارتباط باشم.

*از این که عمرتان را صرف سینما کردید پشیمان نیستید؟
 
- هرگز (می خندد) من خاک صحنه خورده‌ام و در عرصه فرهنگ و هنر فعالیت کرده‌ام. شاید اگر در حوزه دیگری فعالیت کرده بودم از نظر اقتصادی فربه تر بودم اما این آرزوی من نیست.
 
* پس اگر بازهم به دنیا بیایید در سینما فعالیت می کنید؟
 
- (می خندد) من با شخصیت های فرهنگی و هنری معاصر در زندگی ام همنشین بودم و چه لذتی از این بهتر. از عمری که گذراندم راضی ام.
..................................
محدثه واعظی پور
 
 

"هزاردستان"هرگز تکرار نشد/ تصاویر خاطره‌انگیز از مجموعه‌ای بیادماندنی

مجموعه تلویزیونی "هزاردستان" به کارگردانی زنده‌یاد علی حاتمی یکی از مجموعه‌های ماندگار تلویزیون است، مجموعه‌ای که سال 1367 از شبکه یک پخش شد و روند تولید مجموعه‌های تاریخی را تحت تاثیر قرار داد.

به گزارش خبرنگار مهر، زنده‌یاد علی حاتمی پس از ساخت مجموعه‌های تلویزیونی "مثنوی معنوی"، "سلطان صاحبقران" و ، سومین اثر تلویزیونی‌اش را با عنوان "هزاردستان" ساخت. او در این مجموعه از  بهترین عوامل و بازیگران چون مازیاپرتو ،مهرداد فخیمی، مرتضی حنانه ،ولی‌الله خاکدان ، جمشید مشایخی، عزت‌الله انتظامی، علی نصیریان، داود رشیدی ، محمدعلی کشاورزو..... را انتخاب کرد.

در مجموعه "هزاردستان" شخصیت‌هایی چون شعبون استخوانی تا روحانی مبارز و جلیل القدری که بار مبارزه در بسیاری از زمینه‌ها به دوش می‌کشید، حضور داشتند. فضاهای تهران قدیم که بارزترین جلوه بصری این مجموعه است به طراحی دکور جانی کورنتا و به سرپرستی خود حاتمی وابسته بود و در این فضا انواع اماکن قدیمی لحاظ وجود داشت.

در واقع احداث شهرک سینمایی غزالی  درسال ۱۳۵۸ در بزرگراه کرج به طرح و پیشنهاد شادروان علی حاتمی‌، کارگردان شهیر سینمای ایران‌ و اجرای ولی الله خاکدان، آغاز شد‌. طرح علی حاتمی و ولی الله خاکدان تولید سریالی با مضمون تاریخ سیاسی معاصر ایران بود که فاصله‌ای کوتاه از اوایل دوره پهلوی اول را در بر می‌گرفت‌.

همزمان با آغاز تولید "هزار دستان"‌، از آنجا که این سریال شرایط جغرافیایی و شهری مناسب همان دوران اوایل قرن چهاردهم خورشیدی را لازم داشت، احداث شهرک سینمایی نیز آغاز شد. 10 هکتار مساحت برای ساخت و بازسازی تهران قدیم در نظر گرفته شد و سپس عکس‌هایی از ساختمان‌ها، عمارت‌های دولتی‌، محله‌ها، خیابان‌های تهران و لباس و نوع پوشش تهیه شد.
 
حاتمی عکس‌ها و اسناد را در شهرک سینمایی "چینه چیتا" ایتالیا، با کمک نقاشی ایتالیایی اتود زد و تابلوهای کوچکی به وجود آورد. سپس با کمک یکی از بهترین دکوراتورهای ایتالیایی به نام جانی کورنتا  و گروه بزرگ او نقشه شهرک را در مقیاس یک هزار برابر کوچکتر ترسیم کرد و با ساخت ماکتی از شهرک به ایران بازگشت. علی حاتمی پس از مدتی با بررسی زمین‌های کنار بزرگراه تهران کرج‌، احداث شهرک سینمایی را در اسفند سال ۱۳۵۸ ، آغاز کرد.
 
از مکان‌های سریال "هزار دستان" می‌توان به میدان توپخانه‌، ساختمان شهرداری‌، لاله زار، اکباتان‌، گراند هتل ،جواهر فروشی قازاریان‌، ساختمان شاه آباد، چاپخانه مظفر و کافه پارس تهران قدیم اشاره کرد. 
 
 
 علی حاتمی :سعی کردم "هزاردستان" تلفیق شخصیت‌های تاریخی و ذهن خودم باشد

زنده یاد علی حاتمی به هنگام پخش مجموعه "هزاردستان" در سال 1367 با خبرنگار هفته‌نامه سروش گفتگو کرد. او چگونگی شکل‌گیری مجموعه‌اش با این جمله شرح داد:  بعد از "سلطان صاحبقران" قرار شد مجموعه دیگری را برای تلویزیون بسازم که البته آن مجموعه "جاده ابریشم" نبود، بلکه مجموعه‌ای به نام "انحصار تنباکو" بود. من هم حدود شش تا هفت ماه روی این مسئله تحقیق کردم. بعد از یکسال متنی تهیه شد و به صورت طرح به سازمان تلویزیون و رادیو آن زمان ارائه دادم.

وی ادامه داد: با طرح "انحصار تنباکو" مخالفت شد و گفتند شما مجموعه دیگری برای ما بسازید. بعد از این اتفاق، یعنی پس از "سلطان صاحبقران" سر من هم شلوغ شده بود، زیرا همه تهیه‌کنندگان دوست داشتند من برای آنها کار کنم و از سوی دیگر رفت و آمدهایم زیاد شده بود و فرصت تحقیقات نداشتم. فقط در فاصله تحقیقات "سوته دلان" این فرصت دست داد. در واقع من بعد از "مثنوی معنوی" و  "سلطان صاحبقران" به طور کلی مجموعه سازی می‌کردم و امیدوار هم بودم به این هدفم برسم. هدفم این بود تا مجموعه بسازم و به ترتیب آنها را کاملتر کنم.

این کارگردان در ادامه گفتگوهایش خاطرنشان ساخت: در نتیجه در کار اول شش قسمت، در کار دوم 13 قسمت و در کار سوم هم که گام بلندتری بود، قرار بود 26 قسمت مجموعه بسازم. در نتیجه من باید روی قصه کار می‌کردم و وقت کافی هم می‌داشتم تا بتوانم یک چنین قصه‌ای طولانی را بنویسم. من در "هزار دستان" تجربیاتم را در زمان "سلطان صاحبقران" را جمع کرده و یک مجموعه تاریخی ساختم، اما در این مجموعه قصد داشتم از چند چهره تاریخی استفاده کنم و بقیه را از چهره‌های ذهنی خودم استفاده کنم و این تلفیقی بود از قصه و واقعیت. یعنی تاریخ و افرادی که زاده و ساخته ذهن نویسنده بود به وجود بیاورم و یا احیاناً چند تا شخصیت تاریخی را هم در هم ادغام کنم و شخصیت تازه‌ای را از تلفیق اینها به دست بیاورم.

وی درباره روند مراحل نگارش گفت: برای نگارش متن که بیشتر از یک رمان هم بود، فرصت کافی می‌خواست؛ اما آرامش نداشتم، نه در دفتر کارم و نه در خانه، چون مرتب تلفن زنگ می‌زد. به همین خاطر تصمیم گرفتم بروم به شهری مثل شیراز، اما متوجه شدم که در آنجا باز هم خانواده در دسترس است. بعد به این فکر افتادم که به یک کشور بروم که البته انگلیس نباشد، زیرا چند کلمه هم می‌توانستم صحبت کنم، به همین دلیل فرانسه را انتخاب کردم. مطلقاً نمی‌توانستم صحبت کنم. پس توسط نامه‌ای از تلویزیون، هتلی گرفته شد و ماه ژوییه را انتخاب کردم، چون پاریس در این زمان خلوت بود.

برای نوشتن "هزاردستان" سرم را از ته تراشیدم

زنده‌یاد علی حاتمی در ادامه گفتگویش با این نشریه افزود: اولین کاری را هم که در آنجا انجام دادم، رفتن به سلمانی بود تا سرم را از ته بتراشم تا رویم نشود به خیابان بروم و تنها کارم این باشد که از صبح تا شب بنویسم. کار چیزی در حدود 60 تا 70 شخصیت داشت که  نامگذاری  برای آنها هم وقت می‌گرفت. در خصوص دیالوگ‌ها هم باید بگویم من مفاهیم حرف‌های شخصیت‌ها را می‌نوشتم و به صورت سناریو آن چیزی را که کامل بود و ارزش کلامی داشت بعد رویش کار می‌کردم. دومین اقدام مهم و موثر برای تولید "هزاردستان" انتخاب شهرک و بقیه دکورهای تهران قدیم بود.

وی در ادامه خاطرنشان ساخت: بر اساس تحقیقاتی که انجام داده بودم، سفری به ایتالیا داشتم و انواع ساخت دکورها را از نظر زیربنایی بررسی کردم و با بهترین متخصص‌ها تماس گرفتم و چون کار کنترات خودم بود به عنوان یک کار شخصی برخورد کردم، به همین دلیل قیمت‌ها را ارزان‌تر حساب کردند؛ زیرا اگر می‌فهمیدند که اگر کار برای تلویزیون است رقم بسیار بالاتر می‌رفت. در واقع در همان سفر ایتالیا قرارهایمان را گذاشتیم و ماکت شهر را بر اساس عکس‌های جمع‌آوری شده ساختیم، به همین دلیل اگر شما شهرک را ببینید متوجه می‌شوید که برخی قسمت‌ها از یک شهر انتخاب شده و برخی از شهر دیگر.

 

 سرنوشت مجموعه "هزاردستان" بعد از انقلاب تا مدتی بلاتکلیف ماند

این کارگردان ادامه داد: حتی از نظر گریم و یا بافت کلاه گیس‌ها که موسسه روکتی بافته می‌شد، این کارها توسط بهترین استادهای کارهای این حرفه ساخته شده بود. به این ترتیب فکر می‌کنم چیزی در حدود 15 روز بعد از 22  بهمن ماه سال 57 کار من تمام شد، اما پس از انقلاب سرنوشت مجموعه "هزاردستان" نیز تا مدتی بلاتکلیف ماند. برای چگونگی ادامه کار من سه پیشنهاد به تلویزیون دادم و آنها نیز حسن نیت نشان دادند و گفتند که ما هم می‌خواهیم، ولی فعلاً فرصت تصمیم گیری نیست، اما شما اگر بتوانید به ما برنامه برسانید مهمتر است .برای همین من هم از سریال "سلطان صاحبقران" دو فیلم سینمایی با عناوین "میرزارضا" و "امیرکبیر" که چند بار هم در طول انقلاب پخش شد، ارائه دادم.

وی در این گفتگو اشاره کرد: اما پس از چندی تلویزیون به من گفت ما این سریال را خواهیم ساخت، اما باید متن را بخوانیم. من از آنجایی که امیدوار بودم که این کار ساخته شود در مدت چند سالی که کار به تاخیر افتاده بود حدود 80 تا 90 درصد آکسسوار را تهیه کرده بودم .

زنده‌یاد علی حاتمی در این گفتگو درباره اینکه بعد از تصویب "هزاردستان" و شروع شدن جنگ و نیامدن متخصصان خارج از کشور به ایران برای طراحی صحنه و گریم چه اقدامی انجام دادید، گفت: به خاطر جنگ متخصصان خارجی تن به ریسک حضور در ایران نمی‌دادند، به همین دلیل از متخصصان خودمان استفاده کردیم. در خصوص گریم آقایان عبدالله اسکندری و جلال معیریان عمل کردند و باید بگویم برای نخستین بار کاری واکه، آن گریمور ایتالیایی فقط طرحش را می‌داد و خودشان می‌بافتند، ولی چیزی که بافتند که از سطح آن گریمور ایتالیایی بالاتر بود.

حاتمی ادامه داد: در واقع همه نیرو و انرژی‌مان را گذاشتیم و من هم که احساس می‌کردم شاید این تنها و  آخرین کار  باشد، تمام تلاشم را می‌کردم.

مشایخی: از کار با علی حاتمی لذت می‌بردم

جمشید مشایخی، ایفاگر نقش رضا تفنگچی درباره بازی در مجموعه "هزاردستان" به خبرنگار مهر گفت: علی سال 58 تصمیم گرفت این سریال را کار کند. به یاد دارم در لاله زار نو در یک خانه قدیمی کار را شروع کردیم. در ابتدا قرار بود من همراه خانم فخری خوروش بازی کنم، اما علی به دلیل اینکه معتقد بود سن خانم باید کمتر باشد آن صحنه را با شهلا میربختیار بازی کردم. البته قبل از شروع کار حاتمی به من گفت جمشید دستمزدی که در این کار داده می‌شود، ممکن است زیاد نباشد؛ اما می‌خواهم با تمام وجودمان کار کنیم و دقیقاً هم همین اتفاق افتد. همه هنرمندان همچون آقایان اسکندری، معیریان و ... زحمت زیادی برای مجموعه "هزاردستان" کشیدند.

وی ادامه داد: بعد از این لوکیشن برای ضبط سکانس‌های زندان رضا تفنگچی به اقدسیه رفتیم و در آنجا کار را ادامه دادیم و بعد به شهرک سینمایی واقع در کیلومتر 15 جاده کرج رفتیم. ضبط مجموعه "هزاردستان" به دلیل وقفه‌هایی که ایجاد می‌شد تا سال 1364 طول کشید. توقف‌های مکرر این پروژه به خاطر تغییر مسئولان بود.

بازیگر نقش رضا تفنگچی درباره اینکه آیا توقف‌های کار شما را خسته نمی‌کرد، توضیح داد: نه، اصلاً خسته نمی‌شدم، چون کار با علی را خیلی دوست داشتم و از آن لذت می‌بردم. گرچه بازی رضا تفنگچی و رضا خوشنویس دشواری‌های خودش را داشت، اما خیلی شیرین بود.

مشایخی درباره جایگاه "هزاردستان" در کارنامه هنری‌اش گفت: واقعاً جایگاه برجسته‌ای دارد. برای من همیشه بازی در آثار علی لذتبخش بود و مجموعه "هزاردستان" برایم خاطرات زیادی را بر جای گذاشته است. به نظرم دیالوگ‌هایی که علی می‌نوشت خیلی شاعرانه و زیبا بود. علی همیشه در آثارش موفق بود، چون به راحتی از صحنه‌ها نمی‌گذشت و برای تک تک پلان‌ها وقت می‌گذاشت. او مثل کارگردانانی نبود که ادای این رشته را در می‌آوردند. اگر بازیگر نظری داشت به نظرش احترام می‌گذاشت

وی اشاره کرد: به یاد دارم در فیلم "کمال‌ الملک" در صحنه‌ای که بازی داشتم، احساس کردم دیالوگ‌های کمال الملک زیاد خوب نیست. درباره این موضوع با علی صحبت کردم و او هم با رویی گشاده پذیرفت و نیم ساعت تمام وقت گذاشت تا دیالوگ مناسب‌تری بنویسند.

بازیگر "هزاردستان" ویژگی زنده‌یاد علی حاتمی را انعطاف‌پذیر بودن او برشمرد و گفت: او همیشه با منطق حرف می‌زد و منطقی هم پاسخ می‌داد. البته خیلی حیف شد، چرا که خیلی از صحنه‌های مجموعه "هزاردستان" حذف شد. به یاد دارم برای صحنه‌هایی ما چهار ساعت تصویر گرفته بودیم، اما فقط یک ربع پخش شد. شاید اگر  الان این مجموعه پخش می‌شد تا این حد حذف نمی‌شد.

ضابطیان :چقدر افسوس بخوریم که دیگر اثری مثل "هزاردستان" ساخته نمی‌شود

منصور ضابطیان، منتقد درباره مجموعه "هزاردستان" به خبرنگار مهر گفت: به نظرم کارهای علی حاتمی در سینما و تلویزیون برند خودش را دارد. همانطور که یک طراح معروف یک لباس را طراحی می‌کند و لباس طراحی شده به نام خودش است، کارهای علی حاتمی هم این طور است و همه به نام او می‌شناسند. "هزاردستان" مجموعه ماندگار و منحصر به فرد علی حاتمی است. گرچه 20 سال از ساخت این مجموعه گذشته، اما هنوز به عنوان یک منبع می‌توان به آن مراجعه کرد.

وی ادامه داد: کارگردانی و گرفتن بازی از بازیگران علی حاتمی منحصر به فرد بود. هیچ کس شبیه او نبود. او خودش بود. زنده یاد حاتمی در نویسندگی و کارگردانی ویژگی‌های خودش را داشت. جزو معدود کارگردانانی بود که وقتی فیلمنامه آن را می‌خواندید لذت می‌برید. باید یک فیلمنامه خیلی قوی باشد تا تنها با خواندن آن لذت ببری و این ویژگی علی حاتمی بود. همیشه دیالوگ‌هایی که علی حاتمی می‌نوشت، آهنگین بود و میزانسن‌هایش خیلی خوب بود.

این منتقد خاطرنشان ساخت: "هزاردستان" فقط به لحاظ تاریخ اهمیت ندارد، گرچه این ویژگی هم غیر قابل انکار نیست، اما نگاه شاعرانه او به تاریخ خیلی اهمیت دارد و همین مسئله آثارش را برجسته‌تر می‌کرد، حتی دیالوگ‌ آدم‌های بد قصه هم آهنگ خودش را داشت.

ضابطیان یادآور شد: چقدر باید افسوس بخوریم که دیگر کارهایی مثل "هزاردستان" ساخته نمی‌شود. به یاد دارم زمانی که مجموعه "هزاردستان" پخش می‌شد برخی در مطبوعات به شکل اغراق آمیز نقد منفی می‌کردند. شاید اگر 20 سال صبر می‌کردیم، متوجه ارزش‌های مجموعه "هزاردستان" می‌شدیم و بعد این گونه درباره این سریال فاخر نظر نمی‌دادیم.

------------------------

گزارش از: فاطمه عودباشی

با تشکر از خبرگزاری مهر

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

حسام الدوله بی خبر پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 8:57
کارگردان هنری: جواد انصافي

نويسنده : جواد انصافي

کارگردان تلویزیونی: محسن احمدی

تهیه کننده: حسین سلیمی

بازیگران:

       جواد انصافی - امیرخسرو صادقی - مهری ودادیان - امیر پارسی - محمدی - کمالی

۷ قسمت

۲۱۰ دقیقه

محصول: گروه اجتماعی شبکه ۱

سال تولید و پخش: ۱۳۶۴

داستان این مجموعه تلویزیونی، درباره مردی است به نام «حسام‌الدوله»، که پیش از وقوع انقلاب اسلامی، در یک خانواده اشرافی زندگی می‌کند. وی طی حادثه‌ای مصدوم شده و به کما می‌رود و زمانی که به هوش می‌آید، مدت زیادی از پیروزی انقلاب ۵۷ گذشته است. او در برخورد با تغییر و تحولات زیادی که در جامعه صورت پذیرفته دچار ناباوری و شگفتی می‌گردد و ...

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

ماجراهای آقای همه فن حریف سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 13:40
کارگردان هنری: مجید بهشتی

کارگردان تلویزیونی: منیر نیاززاده

نویسنده: مهدی شاه حسینی

تهیه کننده: حجت الله آفتاب آذری

بازیگران: صفا آقاجانی - محسن شایانفر - احمد لاریجانی - حمید لیقوانی - محمد شیری - رضا بیطرفان - مجید بهشتی.

محصول: ۱۳۶۴

این میان پرده ها در هفت قسمت در برنامه تلویزیونی <کشاورزی محور استقلال > پخش می شد.

منبع: ماهنامه فیلم شماره ۳۰ آبان ۶۴

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

ما می توانیم سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 13:29
کارگردان هنری: مجتبی یاسینی

کارگردان تلویزیونی: بیژن فیاد

تهیه کننده: مریم معترف

تصویربرداران: محمد پیلارام - مریم مصفا - حسین ستوده

صدابرداران: نادر رضائی - مهدی آزادی - صالح حبیبی - حسن زرفام

بازیگران:

        هادی مرزبان - نازی حسنی - عزت الله رمضانی فر - اسدالله منجزی - محمد عمرانی - کامران فیوضات - علی رامز - کمال سیدمحسن - اکبر حاج حسینعلی - نادره حسنی - فریبا حسینی.

محصول:۱۳۶۴

این مجموعه در ۳۹ قسمت ۲۰ دقیقه ای با ارائه قطعات نمایشی به آموزش تئاتر کودکان می پرداخت.

منبع:ماهنامه فیلم شماره ۲۷ مرداد۱۳۶۴

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

ماه پنهان است دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 16:9
کارگردان هنري: خسرو شایسته

كارگردان تلويزيوني: مسعود فروتن

نویسنده: جان اشتاین بک

تصویربردار: جواد صفا - مهدی مستوفی - یوسف دانش‌صدیق

تهیه‌کننده: غلامرضا طباطبائی

بازیگران:

        اسماعیل شنگله - ناصر هاشمی - رضا بابک - جمیله شیخی - جمشید لایق - غلامرضا طباطبائی - علیرضا مجلل - فهیمه راستکار - آتش تقی پور - آتیلا پسیانی - احمد آقالو - حسن محب اهری - شاپور شهیدی - رضا رویگری - محمدعلی طاهر نثار - محمدعلی افشار - میترا قمصری - پیمان ظلی - مرتضی جوهری - امیر بختیاری.

محصول: ۱۳۶۲ گروه فیلم و سریال و تئاتر شبکه یک

هنگام اشغال کشور بلژیک توسط ارتش آلمان مردم در یک شهر کوچک به کمک شهردارشان، نیروهای دشمن را شکست می‌دهند؛ اما این پیروزی آسان بدست نمی‌آید و شهردار و عده‌ای از مبارزان اعدام می‌شوند.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

محله برو بیا دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 9:3
کارگردان: داریوش مودبیان

تهیه کننده: مسعود رسام - بیژن بیرنگ

بازیگران:

         فردوس کاویانی - اکبر عبدی - رضا ژیان - آتیلا پسیانی - حمید جبلی - محمود جعفری - داریوش مودبیان - حسین افصحی.

محصول:۱۳۶۱ شبکه دو سیما

اولین بار روزهای پنجشنبه سال ۱۳۶۲ از شبکه دو پخش می شد.

 
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

از نو بسازیم دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388 8:57
کارگردان: مینا تقوی

نویسنده: بیژن بیرنگ

مدیر فیلمبرداری: وانوش وارطانیان

تدوین: حسن حسن دوست

سرپرست صدابرداری: مسعود بهنام

تهیه کننده: مسعود رسام

بازیگران:

       محمد حسین رضائی ـ رضا رضوانی ـ منوچهر سامه ـ مراد نیک کار - اسماعیل پوررضا ـ حمید جبلی ـ آتیلا پسیانی ـ حسین ایری ـ سامی تحصنی ـ حسین محب اهری .

محصول:۱۳۶۲ شبکه دو سیما

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

واقعه 17 شهريور یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 13:57
كارگردان: بهرام شاه محمدلو

بازيگران: عادل بزدوده - مریم فرخ نیا

محصول : 1358 شبكه اول سيما

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

جنگی برای فردا یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 13:34
کارگردان هنری: مجید مظفری

کارگردان تلویزیونی: داود جم

تهیه کننده : مهناز میرجهانگیری

نویسنده: شکور لطفی

تصویربرداران: مهدی ربانی نژاد - علی شوقیان - جواد صفا - محمد خیاطان

نورپرداز: سعید کاظمیان

مجری: نورالدین استوار

بازیگران:

هادی اسلامی - اکبر عبدی - مظفر مقدم - آتش تقی پور - عزیز هنرآموز - هرمز سیرتی - رضا رویگری - صدرالدین حجازی - آزیتا لاچینی - پروانه حمیدی -  پرندیس پیکرستانی - هومن زرین دست - تامارا رشدی نوید - روزبه نقشینه - رضا شهبازی - فرامرز اخلاقی - شهرزاد نوروزی - محمود ابراهیم زاده - پیمان کمالی ـ سحرخیز .

محصول:۱۳۶۴ شبکه اول سیما

این برنامه در ۱۴ قسمت شامل بخشهای متنوع نمایشی ، مسابقه ای و گزارشی بود و در هر برنامه یک قطعه نمایشی از شهرستانها،یک برنامه عروسکی،دو نمایش از متون قدیمی،گزارشی از کارهای هنری نوجوانان و چندین میان پرده کوتاه در عصرهای جمعه پخش می شد. 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

طبل توخالی یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 12:33
کارگردان: احمد نجیب زاده

نویسنده: احمد نجیب زاده

تصویربردار: رضا مجاوری

تدوین: حمید قدکچیان

گريم: روح الله مفيدي

تهیه کننده: احمد نجیب زاده

بازیگران:

        ناصر گیتی جاه(محمدرضا شاه) - کیومرث ملک مطیعی - محمد ورشوچی - رضا کرم رضائی - منوچهر حامدی - حسین پناهی - فرهاد خانمحمدی - محمد ابهری - علي پويان - احمد علی نژاد (فیضی) - رعنا صفوی

محصول: ۱۳۶۳

۵ قسمت

شبکه اول سیما

در توطئه‌ای به منظور براندازی نظام جمهوری اسلامی، یکی از عوامل رژیم گذشته به کمک شخصی که شباهت ظاهری زیادی به محمدرضا پهلوی دارد، مرگ شاه را تکذیب کرده و شایعهٔ بازگشت او را پخش می‌کند. عوامل بیگانه نیز به کمک او می‌شتابند، اما دست اندرکاران توطئه، یکدیگر را نیز به بازی می‌گیرند تا آنکه سرانجام رازشان فاش و همگی دستگیر می‌شوند

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

طالب یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 12:18
نویسنده و کارگردان هنری: عبدالرضا اکبری

کارگردان تلویزیونی: حسن عابدی

تصویربرداران: زین‌الدین علامه - علی شوقیان - حسین عبدالحسین‌زاده

تدوین: حسن عابدی - عبدالرضا اکبری

موسیقی: انتخابی

تهیه‌کننده: وحید دستگردی

تعداد قسمت‌ها: ۵ قسمت (۱۷۵ دقیقه)

بازیگران:

      پرویز پرستوئی - محمد ابهری - مهری ودادیان - فريبا متخصص - سامی تحصنی - رسول نجفیان - اکبر دودکار - مرتضی ضرابی - عطاالله زاهد - ملیحه نیکجومند - فرشید فرشود - مریم کردبچه - معصومه متین - عباس ناظری - حمید صفائی - حجت اله آفتاب آذری - محسن شایانفر - علیرضا اکبری - پندار اکبری (بازیگر خردسال)

محصول: ۱۳۶۳ گروه اجتماعی شبکه اول سیما

این مجموعه تلویزیونی درباره پسربچه‌ای ۱۲ ساله به نام «طالب» است که دوست دارد درس بخواند، اما پدرش اجازه تحصیل به او نمی‌دهد، چراکه معتقد است اینکار نوعی اتلافِ وقت است و ارزش واقعی را در «پول در آوردن» و «ثروت» می‌داند. طالب مجبور می‌شود در مقابل پدر بایستد و با تلاش زیاد، سعی می‌کند درس بخواند. درگیری او و پدر زمانی به اوج می‌رسد که نهضت سواد آموزی اقدام به برپایی کلاس‌هایی در محلهٔ آنان می‌کند. سرانجام، پدر و پسر هردو باهم، در کلاس حاضر می‌شوند.

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

بار دیگر زندگی یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388 9:29
کارگردان و نویسنده: علاالدین رحیمی

مدیر فیلمبرداری: عظیم جوانروح

فیلمبردار: فریدون مسروری

تدوین: حسین مؤمنی

دستیاران فیلمبردار: فریدون کاظمیان - ناصر کلایه

امور فنی: محمد جان بزرگی - شاهرخ عباسیان

تهیه کنندگان: مجید گلبابائی - بهروز خوش رزم

بازیگران:

      مصطفی طاری - مظفر مقدم - مجید گلبابائی - عزیز هنرآموز - رحمان باقریان - معصومه متین - مرتضی رستگار - حسین افصحی - رضا آهنگر.

محصول:۱۳۶۳ شبکه اول سیما

یک پزشک جوان ایرانی که در خارج از ایران زندگی می‌کند، در می‌یابد که به بیماری علاج‌ناپذیری دچار شده و بزودی می‌میرد. بنابراین تصمیم می‌گیرد به ایران بازگردد و روزهای آخر عمرش را در روستایی دورافتاده بگذراند. پس از سپری شدن مدتی، او متوجه می‌شود که جواب آزمایش‌های شخص دیگری را به اشتباه به او داده بودند؛ اما با وجود آگاه شدن از سلامتی خود، به دلیل علاقه‌ای که محیط روستا و اهالی آن پیدا کرده است، دیگر حاضر به ترک آنجا نیست و ....

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

تابستان سال آینده شنبه دوازدهم اردیبهشت 1388 13:35
تهیه کننده و کارگردان: کیومرث پوراحمد

نویسنده: منصور فرزانه بانگاهی به داستان سختون نوشته ناصر ایرانی

مدیر فیلمبرداری: حسین جعفریان

فیلمبردار: فرهاد صبا

صدابرداران:محمد حقیقی - فریدون خوشابافرد - محمد محمدی - حسین لنگرودی

تدوين صدا: محمد حقیقی

سرپرست گویندگان: فریدون دائمی

بازیگران: محمدتقی بیرجندی - سیامک اطلسی - محبوبه بیات - عبدالله یاقوتی - محرم بسیم - محمد ابهری - محمد بهادری - امیرعباس همایونی.

هفت قسمت شامل:(طلسم شده - هیچ صعودی آسان نیست - تک رو - پا - چراغ قرمز - امروز برای فردا - گام اول).

محصول :۱۳۶۰

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

شاه شکار پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 9:17
تهیه‌کننده و کارگردان هنری: سعید نیکپور

کارگردان تلویزیونی: حسین فردرو

نویسنده: پرویز زاهدی

تصویرداران: داود عبدالحسین‌زاده، مهدی مستوفی

موسیقی متن: کامبیز روشن روان

بازیگران:

      هوشنگ بهشتی (ناصرالدین شاه) - سعید نیکپور (میرزا رضای کرمانی) - فخرالدین صدیق شریف (سیدجمال الدین اسدآبادی ) - محمد مطیع - سیاوش طهمورث - هادی مرزبان - رضا فیاضی - داریوش مودبیان - غلامحسین لطفی - مرتضی ضرابی - حمید مهرآرا - سروش خلیلی - غلامرضا طباطبائی - اکبر رحمتی - محمدقاسم پورستار

محصول: گروه فیلم و سریال و تئاتر شبکه ۱

سال تولید و پخش: ۱۳۶۲-۱۳۶۱

این مجموعه تلویزیونی، فصلی از زندگی ناصرالدین شاه و ماجرای قتل او را به دست میرزا رضای کرمانی به تصویر می‌کشد.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

اشک تمساح پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388 9:10
کارگردان: احمد نجیب زاده

نویسنده: احمد نجیب زاده

تصویربردار: علی شوقیان - محمد کاظمی

موسیقی: حسین فرهادپور

تدوین: احمد نجیب زاده

بازیگران:

      کیومرث ملک مطیعی - محمد ورشوچی - نعمت الله گرجی - توران مهرزاد - ولی الله شیراندامی - منوچهر حامدی - جمشید لایق - روح انگیز مهتدی - شهرام یکه تاز - مظفر سلطانی - حسین پرورش - خسرو پیمان - آزاده پورمختار - مریم فرخ نیا - علی سنجری.

محصول:۱۳۶۱

دوازده قسمت ۵۰۷ دقیقه

 

مردی به نام «محمدعلی شاه‌دوست» که پیش از انقلاب، مدیرکل حسابداری وزارت دربار شاه بوده است از طرف ادارهٔ محل کارش، برای ادای برخی توضیحات احضار می‌شود. فرد احضار کننده که «فضایلی» نام دارد پیش از این، خود را با چند سخنرانی و مصاحبه مطبوعاتی، چهره‌ای انقلابی معرفی کرده است و توانسته به سرپرستی این سازمانی دولتی منصوب شود. محمدعلی شاهدوست، به شدت از این احضار نگران است اما سرانجام تصمیم می‌گیرد از مخفیگاه خود خارج شده و به اداره مزبور برود و در آنجاست که متوجه می‌شود «پُست معاونت» به او داده شده است. این موضوع سبب نارضایتی افراد علاقمند به انقلاب شده و ماجراهایی را در پی دارد.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

افسانه سلطان و شبان چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388 9:31
تدوین و کارگردان: داریوش فرهنگ

نویسندگان: داریوش فرهنگ - مهدی هاشمی

مشاور كارگردان : حسين محجوب

دستياران كارگردان: سعيد بهنام - قاسم اروانه

كارگردان تلويزيوني: مسعود فروتن

موسيقي متن: بابك بيات

تصويربردار: جواد حميدي صفا

نور: احمد نصیری نیا

طراح دكور و لباس: ایرج رامین فر

صدابردار: جهانگیر میرشکاری - اصغر شاهوردی - پرویز آبنار

طراح گریم: عبداله اسکندری

اجرای گریم: احمدعلی شجریان

تيتراژ: اصغر بهمن زاده

مدير توليد: عليرضا مجلل

بازیگران:

       مهدی هاشمی (سلطان، شبان)- گلاب آدینه(سلطان بانو) - محمد مطیع (وزير اعظم)- محمدعلی کشاورز (خوابگذار اعظم)- علیرضا مجلل (مقام لشكري)- سیاوش طهمورث (مقام كشوري)- احمد آقالو (كاتب) - حسین کسبیان (تلخك) - جمشید لایق (مقام خزانه داري)- صادق هاتفی (مقام تشريفات)- حسین محجوب (روستائي)- داریوش ایران نژاد (سامندر)- اکبر دودکار (محافظ)- معصومه رجائی (ننه شيرو)- مرتضی طاهری (محافظ) حسن رضوي (زندانبان) - خسرو امیرصادقی - محمد بازاری - امیر نیکیار.

محصول: ۱۳۶۳

     سلطانى کوته‌فکر و خوشگذران کابوس عجيبى مى‌بيند و خوابگزار اعظم تعبير آنرا تيرهاى بلايى مى‌داند که در تاريخ معينى ‌از ماه بر سرش فرود خواهند آمد. سلطان از اين موضوع وحشت کرده و در بستر بيمارى‌ مى‌افتد. وزير اعظم، سلطان بانو و خوابگزار اعظم راه‌حل اين مشکل را جايگزين کردن شخص ديگرى به جاى سلطان مى‌دانند تا خطر بگذرد. پس هماى سعادت را رها مى‌سازند و پرنده بر شانهٔ شبان ساده‌دلى فرود مى‌آيد که شباهت غير قابل تصورى به سلطان دارد. شبان را به قصر آورده و رداى سلطانى‌ بر او مى‌پوشانند و سلطان را نيز در جامهٔ شبانى به ده او مى‌فرستند و ...

"افسانه سلطان و شبان" روایتی سرزنده و دلچسب

مجموعه تلویزیونی "افسانه سلطان و شبان" به کارگردانی داریوش فرهنگ از آثار ماندگار دهه 60 تلویزیون است. داریوش فرهنگ، محمد مطیع و یک منتقد 26سال پس از پخش این مجموعه با خبرگزاری مهر درباره آن سخن گفتند.

به گزارش خبرنگار مهر، مجموعه تلویزیونی "افسانه سلطان و شبان" یکی از سریال‌های محبوب دهه ۶۰ تلویزیون در ژانر کمدی تاریخی است که داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی به اتفاق یکدیگر فیلمنامه این سریال را در قالب افسانه‌ای کهن نوشته و فرهنگ آن را کارگردانی کرد.

داستان سریال "افسانه سلطان و شبان" درباره سلطانى کوته ‌فکر و خوشگذران بود که کابوس عجیبى دیده و خوابگزار اعظم تعبیر آن را تیرهاى بلایى دانست که در تاریخ معینى ‌از ماه بر سرش فرود خواهند آمد. سلطان از این موضوع وحشت کرد و در بستر بیمارى‌ افتاد.                              

 
وزیر اعظم، سلطان بانو و خوابگزار اعظم راه‌حل این مشکل را جایگزین کردن شخص دیگرى به جاى سلطان دانستند تا خطر بگذرد. پس هماى سعادت را رها کرده و پرنده بر شانه شبان ساده‌دلى فرود آمد که شباهت غیر قابل تصورى به سلطان داشت. شبان را به قصر آوردند و رداى سلطانى‌ بر او پوشانده و سلطان را نیز در جامه شبانى به ده او فرستادند. تلخک و دوست کاتبش که متوجه تغییر رفتار سلطان شده‌اند به جستجوى حقیقت پرداخته و تلخک جانش را در این راه از دست مى‌دهد.
 
کاتب و تلخک که به ماهیت اصلى سلطان جدید پى برده است او را از اصل ماجرا باخبر کرده و با هم نقشه‌اى براى از بین بردن درباریان و رهایى زندانیان طرح کردند. وزیر اعظم کشته و سلطان بانو خودکشى کرد. از سوى دیگر سلطان اصلى که عادت به زندگى روستایى ندارد در ده شیرزاد خرابکارى به بار آورد و پس از دریافت کتکى مفصل، توسط اهالى از ده رانده شد.
 
در این میان خوابگزار اعظم مژده آورد که آن تاریخ شوم گذشته و جان سلطان از تیرهاى بلا در امان مانده است. سلطان و خوابگزار به قصر باز گشتند و کاتب به استقبال‌شان آمد. سلطان که از این موضوع تعجب کرده سراغ درباریان و ملازمانش را گرفته و پاسخ مى‌شنود که همگى در سیاهچال هستند. سپس کاتب با لبخندى درهاى تالار را گشوده و زندانیان رها شده از بند با تیغ‌هایى بران به سمت سلطان حمله‌ور مى‌شوند که کابوس سلطان به حقیقت پیوسته است. 
 
داریوش فرهنگ: "افسانه سلطان و شبان" حاصل زیر و رو کردن طرح‌های خاک خورده در کتابخانه کوچک مان بود

داریوش فرهنگ، نویسنده و کارگردان سریال "سلطان و شبان" درباره ساخت این مجموعه در دهه 60 به خبرنگار مهر گفت: قبل از انقلاب از همان دوران دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تماماً کار تئاتر می‌کردیم  و هیچوقت در تلویزیون و سینما ظاهر نشده بودم. نه خودم را "آماده" می‌دیدم و نه با سلیقه و افکارم جور در نمی‌آمد. آخرین تئاتری که گروه ما "گروه تئاتر پیاده" انجام داد "دایره گچی قفقاز" بود که سال 1358 بود که طراح و کارگردانش بودم. از همان روزهای نخستین انقلاب، یک هرج و مرج و آشفتگی بر سر تصاحب تئاتر و کارگزاری فرهنگی آن به راه افتاده بود! یک هفته در میان یک نفر به عنوان مدیر تئاتر شهر می‌آمد و حرفهایی می‌زد و می‌رفت.

وی در ادامه افزود: احساس کردم جای من دیگر در تئاتر نیست. به اتفاق دوست و همکار قدیمی و همیشگی خودم مهدی هاشمی تصمیم گرفتیم که عطای تئاتر را به لقای مدیران و وضعیت نابسامانش ببخشیم و سراغ تلویزیون برویم. بعد از زیر و رو کردن طرح‌های خاک خورده در کتابخانه کوچک و معصوم خودمان یک شب مهدی هاشمی زنگ زد و گفت: "‌یافتم! یافتم!" انگار که آن سیب معروف که به کله "نیوتن" خورد به ما هم اصابت کرد "بلا تشبیه" در کتاب "عالم آرای عباسی" چند سطر درباره پادشاه و چوپانی نوشته شده بود که داستان چند خط آن در زمان شاه عباس می‌گذشت. هر دوی ما ذوق زده شدیم و احساس کردیم چقدر این زمینه مناسب روحیه و سلیقه ماست.

این کارگردان در ادامه خاطرنشان ساخت: با وضع بد اقتصادی تئاتری که به ما هم سرایت کرده بود. خواستیم کاری بکنیم که هم پاسخگوی امورات روزمره ما باشد و هم از تازگی و طراوت برخوردار باشد. یادم می‌آید که سوسن تسلیمی (همسر سابقم) سه سکه پس انداز داشت که به ما داد تا به شمال و جای خلوتی برویم و این سریال را بنویسیم. ما هم رفتیم هتل "صحرا" بین چالوس و نوشهر و شبانه روز گفتیم و خندیدیم و نوشتیم و نتیجه کار را به تلویزیون دادیم که آنها هم سخت استقبال کردند. یادم می‌آید سال گذشته دوباره با هاشمی به یادگار به آن هتل سری زدیم که 29 سال پیش در آن اتاقک کوچک طبقه دوم هتل در ضلع غربی آن، سلطان و شبان را با هم نوشتیم. یادش خوش. یک نکته جالب توی نویسندگی این سریال بود که هرگز فراموش نمی‌کنم.

فرهنگ در پاسخ به این سئوال که این نوشته هر دوی شما بود؟ گفت: بله، در حقیقت هنوز هم نمی‌دانیم چه قسمت‌هایی را مهدی هاشمی نوشت و چه قسمت‌هایی را من نوشتم. به دلیل سالها کار مستمر و سلیقه‌های مشترک، باهم یکی شده بودیم. آخرین جمله‌ای که برای پایان یک قسمت یکی از ما می نوشت، دیگری با همان ریتم و همان جملات و همان داستان پردازی ادامه می‌داد و ... تجربه شگفت‌آوری در نویسندگی بود. مهم نیست خیلی خوب بوده یا نبوده مهم آن است که از درد مشترک و سلیقه مشترک می‌آمد که دورنما داشت. تازگی و طراوت داشت. روح سرزنده و دلچسبی داشت که دیگر تکرار نشد. همیشه کارها آن طور که تو می‌خواهی پیش نمی‌رود. سریال یک هنر عامیانه است و اگر بتوانی یک داستان جذاب را به روانی و سادگی پرداخت کنی حتماً جواب می‌دهد. حالا بعد از سالها دوباره به همان حس اولیه رسیده‌ام.

وی درباره همان حس اولیه گفت: هر وقت هر کاری را که احساس می‌کنی درست است حتماً‌ انجامش بده.

این نویسنده و کارگردان درباره ماندگار بودن این سریال و اینکه آیا از قبل این موفقیت را پیش بینی کرده بودید؟ توضیح داد: موفقیت در کار هنر حرف "بی‌معنایی" است. حرفه ما دریای بیکرانی است که هرچه در آن غوطه‌ور بشوی به ناشناخته‌های بیشتری می‌رسی. من از شکست‌هایم بیشتر آموخته‌ام تا از موفقیت‌ها. باور می‌کنید. ده تا دوازده درصد آن چیزی را به عنوان کارگردان هم می‌خواستم به دست آوردم. باور می‌کنید آن روزها دوربین پرتابل "ویدئوی قابل حمل و پراتیک" وجود نداشت. ما می خواستیم علاوه بر طرح یک داستان، شکل و شمایل اجرایی هم، بصری باشد فقط "افراد" حرف نزنند، تصویر هم "حرفی" برای گفتن داشته باشد.

وی ادامه داد: به هر حال با آن دوربین‌های بسیار بزرگ و سنگین استودیو، کار را در بیابانها و کوه و کمر شروع کردیم که غیر فنی و غیرممکن به نظر می‌رسید. ناممکن‌ها همیشه برایم جذاب‌ترند. کیفیت‌های نمایشی و ناشناخته‌تری دارد. مثل شخصیت‌های منفی و عمیق که بسیار جذاب‌تر از شخصیت‌های مثبت امروزی تلویزیون و سینما شده‌اند.

فرهنگ درباره اینکه یعنی شخصیت‌های مثبت دیگر برای تماشاگر جالب نیستند؟ گفت: شخصیت‌های مثبت به دلیل مدیریت و ممیزی‌های سلیقه ای در تلویزیون ما تبدیل به موجوداتی بی‌خاصیت شده‌اند که جز تکرار مکررات و نصیحت‌های کودکانه هیچ کار دیگری نمی‌کنند.

این کارگردان در پاسخ به این سئوال که چه ویژگی‌هایی در یک کار ماندگار هست؟ افزود: نوآوری،‌ جلوتر از زمانه بودن، سرزندگی و سادگی. یادتان باشد آن روزها فقط دو شبکه داشتیم با چند سریال محدود و معدود. از همان روز اول افق دیدمان دورتر و دورتر بود. نمی‌خواستیم باری به هر جهت کار کنیم، تقلیدی و تکراری کار کنیم، سفارشی و به رسم رایج کار کنیم. خب سریال "سلطان و شبان" در زمان خود نوآوری کرده بود که می‌توانست جریان سازی هم بکند.

وی درباره اینکه چرا ادامه ندادید؟ توضیح داد: مشکل ما ایرانی‌ها در همه سطوح اجتماعی و مدیریتی در همین نکته است. ما آدمها ادامه دهنده نیستیم. همه چیزها را فوری و فوتی می‌خواهیم. سریال باید در فلان تاریخ روی آنتن برود، کدام پژوهش؟ کدام کارشناسی؟ کدام برنامه ریزی درازمدت؟ کدام جسارت و نوآوری؟ کدام خودی و غیرخودی؟ جالب است به شما بگویم کارهای ما در تئاتر امضای و خاصیت مخصوص به خودش را داشت. همه علاقه‌مندان به تئاتر، کارهای گروه تئاتر پیاده را می‌شناختند. تلاش می‌کرد پیشرو، غیرتکراری و تازه باشد. نمایشنامه‌های را اجرا می‌کرد که برای اولین بار به نمایش در می‌آمدند.

فرهنگ خاطرنشان ساخت: یادتان باشد هر کار تازه‌ای که می‌تواند یک قدم به جریان سازی کمک بدهد، با خودش خساراتی هم می‌آورد. تجربه اول است! و خودش در پی کشف ناشناخته‌ها است و نمی‌تواند کامل باشد! چنانچه کار ما هم از ضعف برخوردار بود. اولین سریالی که ساختم همین "سلطان و شبان" بود که در زمان پخش به جز استقبال تماشاگران چندان از سوی منتقدیم مورد توجه قرار نگرفت. سالها گذشت و حالا همه می گویند این یک سریال ماندگار است‌!! همین وضعیت را اولین فیلم من هم داشت به نام "طلسم" بعد هم "دو فیلم با یک بلیت" که هرگز در زمان خود مطرح نشدند و بعد از سالها تاز‌گی آن کشف شد.

این کارگردان یادآور شد: باز هم جای شکرش باقی است. اما کارهایی که فیلمسازان با همه رنج آن انجام می‌دهند و از زمانه خود جلوترند باید ادامه پیدا کنند تا جریان ساز شوند. در مورد معماری، موسیقی، نقاشی، مجسمه سازی، شعر و رمان نویسی هم همین اتفاق‌ها می‌افتد. قرار هم نیست همیشه همه کارهای تو ماندگار و جذاب باشند. گاهی کارها خودش خود به خود جور می‌شوند. گاهی به صد مقدمه ناجور می‌شوند. طراوت و به روز بدن که لازمه‌اش پشتوانه‌ای تجربی و علمی است. دانش و بینش تو باید به روز  باشد و افق‌های گسترده‌تر را نشانه برود.

وی در پایان افزود: اگر قرار است کارهای تو معرف شخصیت و دانش و شعور تو باشد باید همیشه جلوتر حرکت کنی. رنج بسیار دارد، اما رنج آن لذت بخش است و این لذت خلاقیت می‌آورد. خلاقیت شعر و سرزندگی به تو می‌دهد. در تو انگیزه به وجود می‌آورد. انسان بدون انگیزه یا بدون تخیل، مرده است. اعتبار یک هنرمند فقط به کارهایی نیست که انجام می‌دهد به کارهایی است که انجام نمی‌دهد.

محمد مطیع، بازیگر نقش وزیر اعظم: همه عاشقانه در سریال "افسانه سلطان و شبان" بازی کردند

محمد مطیع، بازیگر نقش وزیر اعظم در سریال "افسانه سلطان و شبان" درباره بازی در این پروژه تلویزیونی که دهه 60 توانست نظر اکثر مخاطبان تلویزیون را جذب کند به خبرنگار مهر گفت: دوست دارم قبل از شروع گفتگو به هموطنانم سلام کنم. من با داریوش فرهنگ دوست بودم و قبل از بازی در سریال "افسانه سلطان و شبان" با او اثری با عنوان "رسول پسر ابوالقاسم" را کار کرده بودم. تا اینکه بازی در این مجموعه پیشنهاد شد. من قبل از کار تلویزیونی فرهنگ را از صحنه تئاتر می‌شناختم و کارهایش را دوست داشتم.

وی در ادامه افزود: از سوی دیگر قرار بود در مجموعه "افسانه سلطان و شبان" مهدی هاشمی هم همکاری کند که همیشه به بازی‌های او علاقمند بودم.

این بازیگر درباره ماندگار شدن مجموعه "افسانه سلطان و شبان" خاطرنشان ساخت: دلیل ماندگار شدن این اثر عشق است. تک تک بچه‌هایی که در این پروژه کار می‌کردند به کار عشق می‌ورزیدند و عاشقانه کار می‌کردند. این طور نبود که برای پول کاری انجام دهند. همه این مجموعه را دوست داشتند و دست به دست هم دادند تا باری را از این مجموعه بردارند تا کار خوب پیش برود. 

مطیع خاطرنشان ساخت: خوشبختانه این سریال نوستالژی مخاطبان تلویزیون است، حتی جوانان 16 و 17 ساله وقتی من را در خیابان می‌بینند تاکید می‌کنند سی دی های این سریال را دیدند و لذت بردند. عشق و صداقت در مجموعه "افسانه سلطان و شبان" دیده می‌شود.

بازیگر نقش وزیر اعظم خاطرنشان ساخت: فکر می کنم یکی دیگر از دلایل موفقیت این مجموعه تیزبینی و باهوشی داریوش فرهنگ بود. او دست بازیگر را باز می گذاشت و این مسئله تیزهوشی او را می‌رساند، چون سعی می‌کرد از اندوخته‌های بازیگران استفاده کند. درباره ایفای نقش خیلی با بازیگران صحبت می‌کرد و اگر با نظر آنها مخالف بود، قانع‌شان می‌کرد. یکی از محسنات داریوش فرهنگ همین مسئله بود، چون او در کنار کارگردانی بازیگر هم بود و این تیزهوشی را داشت. برخی مواقع شاهد هستیم برخی کارگردانان توان بازیگری را ندارند، اما برای بازیگر اینقدر بازی  می‌کنند و تمرکز او را به هم می‌ریزنند.

وی درباره اینکه بعد از  این همه سال وقتی به سریال "افسانه سلطان و شبان" نگاه می‌کنید، به نظرتان چه جایگاهی دارد؟ پاسخ دادن به این سئوال مشکل است، چون وقتی از ایران می‌رفتم ذهنم را پاک کرد، چون پاک‌کن به گذشته‌ام خورده خیلی چیزها محو شده است، به همین دلیل خیلی شفاف نیست، اما در مجموع سریال "افسانه سلطان و شبان" و نقش وزیر اعظم را خیلی دوست داشتم.

جبار آذین، منتقد:"افسانه سلطان و شبان" در زمان خودش تجربه‌ای نو بود

جبار آذین، منتقد درباره مجموعه تلویزیونی "افسانه سلطان و شبان" به خبرنگار مهر گفت: برنامه، مجموعه و فیلمسازی در صدا و سیما در هر دوره‌ای تابع شرایط اجتماعی، سیاست‌های سلیقه‌ای و گروهی از مدیران این سازمان و تحت تاثیر تحولات سیاسی و فرهنگی جامعه بوده است. به گونه‌ای که در دوره‌ای تاکید بر تولید مبتنی بر موضوع‌های خاص و در دوره‌ای دیگر دستور ساخت بر مبنای سوژه‌های متفاوتی مدنظر بوده است. جالب اینکه بخشی از محصولات این سازمان که زیر نظر مدیران و برنامه‌سازان در دوره‌ای تولید شده در نظر مدیران و برنامه‌سازان بعدی مقبول واقع نشده و ادامه تولید و حتی پخش مجدد نیافتند و این همه پیش از آنکه نتیجه و ماحصل سیاست‌ها و برنامه‌های اصولی و مدون باشد، حاصل سلیقه‌ها بوده است.

وی در ادامه افزود: یکی از مجموعه‌های سالم، خوش ساخت و بیننده پسند سیما که در نوع و زمان خود تازه بود و در شرایط اجتماعی پخش‌اش مورد توجه قرار گرفت و تولید گونه‌هایی از آن می‌توانست توفیق‌های بیشتری را نصیب سازندگان آن و روند معقولی را در دستور کار صدا و سیما قرار دهد، مجموعه خوب "افسانه سلطان و شبان" بود که با استفاده از داستانی آشنا و مردمی، نگارشی پسندیده، ساختار مناسب و بازی‌های جذاب تولید شده بود این مجموعه طنز اجتماعی کار مشترک داریوش فرهنگ و مهدی هاشمی بود.

آذین خاطرنشان ساخت: این دو هنرمند با این سریال در جامعه هنری تثبیت شدند با اینکه این مجموعه بعدها مجدداً پخش شد مانند بسیاری از تولیدات دوره‌های قبل از دم تیغ قیچی عبور کرد. "افسانه سلطان و شبان" در دورانی که تولید هنوز در سیما قوام نداشت توانست خانواده‌های زیادی را پای تلویزیون‌ها بنشاند و دامنه استقبال از آن تا دورترین نقاط کشور رسید، اما سیاست سلیقه‌ای ادامه تولید این نوع مجموعه را متوقف کرد و سازندگان آن راهی سینما شدند و  تنها خاطره‌ای خوش از "افسانه سلطان و شبان" در یادها ماند.

وی در پایان افزود: هنوز هم متن خوب، کارگردانی شسته و رفته و بازی‌های مقبول بازیگران در یاد بینندگان خرد و کلان آن دوران باقی مانده است.

-----------------------

گزارش از: فاطمه عودباشی

 

سرگردانی در راهروهای جام جم/ نقش آقازاده در ساخت سلطان و شبان

مهدی هاشمی بازیگر و نویسنده مجموعه تلویزیونی ماندگار "افسانه سلطان و شبان" در ارتباط با فعالیت خود و داریوش فرهنگ برای شکل گیری این مجموعه یادداشتی را در اختیار خبرگزاری مهر قرار داده است.

به گزارش خبرنگار مهر، در ابتدای این یادداشت آمده است:"یکی دو سال از انقلاب گذشته بود. با اینکه سابقه 10 ساله در مراکز مختلف نمایش دانشجویی و حرفه‌ای داشتیم و تا سال 59 هم همچنان کار می‌کردیم کم کم دیدیم صحنه‌ های نمایش آن کارآمدی سابق را ندارد و آن جایگاه و تاثیر روشنگرانه و انسان سازش را از دست داده است. یا باید این شغل را ترک می‌کردیم یا در مراکز هنری و نیمه هنری دیگر از نو شروع می‌کردیم. اینجا بود که تلویزیون سرگرمی‌ساز به دادمان رسید و افسانه "سلطان و شبان" ساخته شد. البته نه به این راحتی."

وی در ادامه یادآور می شود:"با دوندگیها و دردسرهای زیاد آنچنان که تا بعد از سالها سراغ تلویزیون نرفتیم. به جز یک مورد بازی در سریال کوچک جنگلی که نویسنده‌اش ناصر تقوایی بود و نقش دکتر حشمت را دوست داشتم و بهروز افخمی هم با وجود جوان بودنش کارش را بلد بود و هم اینکه می‌خواستم خود را در جریان نوع دیگری از بازیگری بیاندازم که در محدوده کار و طنز و کمدی نباشد که در آن سالهای فضای جنگ سخت و دردساز بود."

و اما چرا سلطان و شبان؟

مهدی هاشمی با اشاره به شکل گیری داستان این مجموعه می افزاید:"به جستجوی پیدا کردن داستانی مناسب برای صفحه تلویزیون پس از زیر و رو کردن کتابهای کتابخانه کوچکمان و جستجو در کتابهای داستانی جهانی دیگر قصه کوتاه "یوسف شاه" نوشته فتحعلی آخوندزاده نظرم را جلب کرد. نویسنده آن را به طنز نوشته بود. در زمان قدیم در کشوری منجم دربار پیش بینی می‌کند که در فلان روز سلطان قدر قدرت با تیرهای غیب بلا به قتل می‌رسد پس چاره‌ای می‌اندیشند و در آن روز شخصی مخالف حکومت را به تخت می‌نشانند و آن شخص به جای سلطان کشته می‌شود."

در ادامه این یادداشت آمده است:"نویسنده در آن قصه کوتاهش خواننده را ارجاع می‌دهد به کتاب "عالم آرای عباسی" تالیف اسکندر بیک ترکمان. کتاب دو جلدی عالم آرا را پیدا کردم ورق زدم و دیدم بله به اندازه نیم صفحه این قصه در سرگذشت شاه عباس صفوی آمده است. مثل آن جمله معروف یافتم یافتم ارشمیدس سر از پا نشناخته همان طور با لباس زیر در آپارتمان 80 متریمان باز کردم و روبرو در آپارتمان 90 متری داریوش فرهنگ را کوبیدم و گفتم در را باز کن پیدا کردم. چون فکر می‌کردم فقط داریوش فرهنگ باید آن را بسازد که دوست و همکار و همنشین شبانه روزی آن سالهای خوب دوران تئاتری من بود."

وی درباره همکاری  با فرهنگ می نویسد:"فردای آن روز اول وقت ساختمان جام جم دفتر آقای بهشتی مدیر فیلم و سریال شبکه 1 و معاونش آقای داد بودیم. آقای بهشتی چون تئاترهای ما را دیده بود و راه و روش ما را می‌شناخت فقط پرسید داستان چیست؟ گفتیم ارتباطی با واقعیتهای روز ندارد افسانه ای است در قدیم ایران طی دو هفته سلطانی سقوط می‌کند و شبانی جای او را می‌گیرد. طرح داستانی ما را نخوانده امضا کرد و گفت ما داریم می‌رویم بنیاد فارابی را راه بیاندازیم و تا دو هفته دیگر بیشتر اینجا نیستیم. همان شب من و داریوش فرهنگ از خانواده‌هایمان خداحافظی کردیم و رفتیم. متل صحرا نزدیک نوشهر یک اتاق گرفتیم و شب و روز نوشتیم، نوشتیم و نوشتیم. داستان را فصل بندی کرده بودیم یکی در میان می‌نوشتیم بعضی وقتها آخر سکانسی که او می نوشت با شروع سکانس من چنان ادامه هم بود که انگار یک مغز دارد می‌نویسد."

در ادامه این یادداشت می خوانیم:"دو هفته بعد نوشته 300 صفحه‌ای کامل را روی میز آقای بهشتی گذاشتیم و او وسط اسباب کشی به فارابی یکبار دیگر نخوانده امضا کرد و شورا هم تصویب کرد. پیش تولید شروع شد و کار به جریان افتاد اما یک دفعه بعد از دو ماه فیلمبرداری کار را خواباندند. بدون اینکه بگویند چرا؟! شش ماه در راهروهای جام جم سرگردان بودیم که بفهمیم چرا؟ بعد از دوندگیهای علیرضا مجلل مدیر تولید که تهیه کننده رسمی تلویزیون بود به اتفاق کارگردان و من بالاخره مدیران جدید قانع شدند که ما جزو هیچ دار و دسته‌ای نیستیم و فقط می‌خواهیم فیلم بسازیم. چون با دیده تردید به ما نگاه می‌کردند قرار شد نوشته با نظارت مسئولان که از نو حک و اصلاح شود."

 این بازیگر سینما و تئاتر در ادامه می افزاید:"آقایی که نماینده مجلس بود و مامور در صدا وسیما هر روز ساعت 4 صبح قبل از نماز با من و داریوش فرهنگ برای اصلاح فیلمنامه قرار می گذاشت و خط به خط نوشته را بررسی می‌کرد و موارد شبه برانگیز یا از نگاه خودش نیش و کنایه دار را گوشزد می‌کرد و بعد از یک ماه چانه زنی سر کلمه‌ها و جمله‌های مشکوک از نظر ایشان نتیجه را در جلسه‌ای به شورای تصمیم گیری شبکه یک ارایه داد. نماینده مذکور ضمن تایید نکردن ما به عنوان افراد خودی و هم اینکه حاضر نشده بودیم مطابق سلیقه ایشان نوشته را تغییر دهیم گزارشی علیه ما ارایه داد."

وی در پایان خاطرنشان می کند:"داریوش فرهنگ که نتیجه منفی نظر نماینده محترم را حدس زده بود به جلسه نیامد و تنها من و علیرضا مجلل حضور داشتیم. من ساکت بودم و در فکر عمر هدر رفته و تلاش بی‌ثمر که یک دفعه آقای مجلل از کوره در رفت و از مدیران از ندانم کاریها و برو بیاهای بی‌حاصل که زود به زود عوض می‌شوند و در جریان کارها نیستند و وقت و زندگی ما را هدر می‌دهند به باد انتقاد گرفت و جلسه را ترک کرد. من مانده بودم تنها و بی‌رمق که در فرصتی جلسه را ترک کنم دیدم آقای آقازاده وزیر نفت و نماینده دولت وقت در تلویزیون با لحنی دلسوزانه و مهربانانه با ته لهجه آذری از مدیران خواهش می کند اجازه دهند کار ساخته شود اگر بد بود پخش نکنند و افسانه سلطان و شبان با یک جمله یک وزیر در یاس و ناامیدی محض با بازیگران و عوامل جدید دوباره ساخته شد. شانس، الله بختکی یا هر اسمی که می خواهید رویش بگذارید ولی من به همه می‌گویم خواستیم و شد."

 منبع: خبرگزاری مهر

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

مثل آباد سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 10:1
کارگردان هنري: رضا ژیان

كارگردان تلويزيوني: مسعود فروتن - بیژن صمصامی

نويسنده: زويا ذكريان

موسیقی متن: محمدرضا علیقلی

طراح لباس و دکور: ایرج رامین فر

گریم: عبداله اسکندری - آذر پرناک

خط: عباس صوتی

عکس: ثریا اجلال

اجرای دکور: سامی تحصنی - حبیب هوشیاریان - جواد آهنگر

جامه آرا: مجید ایزدی

دستیاران تهیه: رضا آهنگر - رضا صادقی

نور: احمد نصیری نیا

صدا: جهانگیر میرشکاری - اصغر شاهوردی

دوربین: مهدی مستوفی - خسرو احمدی

منشی صحنه: منیژه تهرانی

تهیه کننده: احمد کاشانچی

علم علم درد ورم      زری که نبود توی علم

بازیگران (به ترتیب حروف الفبا):

      جواد آهنگر - مرتضی اردستانی - مجید ایزدی - آتیلا پسیانی - سامی تحصنی - اسماعیل داورفر - رضا ژیان - کامبیز صمیمی - مرتضی ضرابی - اکبر عبدی - محمد نعیمی - فاطمه نقوی.

ناخوش خر خورده

بازیگران ( به ترتیب حروف الفبا):

     مرتضی اردستانی - آتیلا پسیانی - حمید جبلی - اسماعیل داورفر - شیرین رضائیان - فاطمه شرباف - اکبر عبدی - فاطمه نقوی - مهری ودادیان .

نه شیر شتر نه دیدار عرب <تا مرا دم ترا پسر یاد است دوستی من و تو بر باد است>

بازیگران (به ترتیب حروف الفبا):

    آتیلا پسیانی - اسماعیل داورفر - شیرین رضائیان - مهین شهابی - مرتضی ضرابی.

قربون بند کیفتم     تا پول داری رفیقتم

بازیگران (به ترتیب حروف الفبا):

    مرتضی اردستانی - آتیلا پسیانی - سامی تحصنی - رضا ژیان - محمد ژیان - پرویز شاهین خو - کامبیز صمیمی مفخم - قاسم صبوری - مرتضی ضرابی - اکبر عبدی - محمدرضا مسعودی نیا - محمد نعیمی

عجب سرگذشتی داشتی کلعلی

بازیگران (به ترتیب حروف الفبا):

    جواد آهنگر - مرتضی اردستانی - آتیلا پسیانی - سامی تحصنی - اسماعیل داورفر - رضا ژیان - کامبیز صمیمی مفخم - مرتضی ضرابی - اکبر عبدی - محمد نعیمی - فاطمه نقوی

تخم مرغ دزد شتر دزد می شود

بازیگران:

    رضا ژیان - مهین شهابی

محصول :۱۳۶۰

 این مجموعه بر اساس افسانه های متون کهن بصورت نمایشهای تلویزیونی پخش میشد.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

امیرکبیر سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388 9:24

کارگردان:سعید نیکپور

نویسنده: پرویز زاهدی

موسیقی متن: کامبیز روشن روان

دستیار کارگردان: قاسم اروانه

بازیگران:

          سعید نیکپور (امیرکبیر)- فخری خوروش (مهدعلیا) - محمد مطیع (میرزا آقاخان نوری) - ایرج راد (ناصرالدین شاه)- ژیلا سهرابی- شمسی فضل الهی - پرویز پورحسینی- هادی مرزبان - رضا فیاضی (سفیر روس) - غلامرضا طباطبائی- ژاله علو - فرزانه کابلی - هوشنگ بهشتی- سروش خلیلی- علی رامز - فخرالدین صدیق شریف (ميرزا مسيح استرآبادي) - حمید مهرآرا - سعید اویسی - غلامحسین لطفی - مجید گلبابائی - محمد عمرانی - فرانک فرهادی - جانیس ناش - مریم خسروی - امیر کریمی - بهمن بهرامی - بابک اسکندری - امیر ولی نژاد - رضا شریفی .

محصول :زمستان۱۳۶۳و۱۳۶۴  

این مجموعه اولین بار چهارشنبه شبها بعد از اخبار از شبکه اول پخش می شد.

افخمی حمایت کرد "امیر کبیر" ساخته شد

مجموعه تلویزیونی "امیرکبیر" به کارگردانی و بازی سعید نیکپور از آثار ماندگار دهه 60 تلویزیون است. سعید نیکپور، ایرج راد و و یک منتقد 25سال پس از پخش این مجموعه با خبرگزاری مهر درباره آن سخن گفتند.

به گزارش خبرنگار مهر، "امیرکبیر" یکی از سریال‌های محبوب دهه 60 تلویزیون در ژانر تاریخی است که پرویز زاهدی فیلمنامه آن را نوشته و سعید نیکپور آن را کارگردانی کرد. خود او در این سریال در کنار ایرج راد، محمد مطیع، فخری خوروش، ژاله علو و ... به ایفای نقش پرداخت. این مجموعه تلویزیونی سال 1363 ضبط و پخش آن از اردیبهشت ماه سال 1364 از شبکه یک شروع شد.

سعید نیکپور: بهروز افخمی نقش موثری در تصویب و ساخت مجموعه "امیرکبیر" داشت

سعید نیکپور، کارگردان و بازیگر مجموعه تلویزیونی "امیرکبیر" درباره ساخت این مجموعه در دهه 60 به خبرنگار مهر گفت: برای یادآوری خاطرات این مجموعه باید به 26 سال قبل یعنی یک ربع قرن پیش برگردم. می‌توانم بگویم جزو اولین کسانی بودم که بعد از انقلاب با تلویزیون همکاری کردم. "امیرکبیر" یکی از بخش‌های مجموعه "قرن سرنوشت" بود که قرار بود به شخصیت‌های معروف قرون گذشته بپردازم. اولین بخش از این پروژه با عنوان "شاه شکار" سال 61 با پرداخت به زندگی میرزا رضا کرمانی تهیه شد و دومین بخش به امیرکبیر اختصاص داشت.

وی در ادامه افزود: علاقمند بودم از قرون گذشته شروع کنم تا به تاریخ معاصر بپردازم. برای ساخت این پروژه هم گروهی از بچه‌های حرفه‌ای همچون منوچهر شمسایی، عبدالله اسکندری، فرانک دولت‌شاهی و ... همراهی کردند و بازیگران حرفه‌ای و قدیمی هم در این پروژه حضور داشتند. "امیرکبیر" یکی از سریال‌های کاملاً حرفه‌ای بود که با وجود آنکه بارها از تلویزیون پخش شد، اما همچنان مخاطبان زیادی دارد.

این کارگردان با اشاره به پخش مجموعه "امیرکبیر" از یکی از شبکه‌های ماهواره‌ای گفت: یکی از دوستان اطلاع داد مجموعه "امیرکبیر" از یکی از شبکه‌های تلویزیون آلمان پخش می‌شود، وقتی خودم مجموعه را دیدم که با کیفیت خوبی پخش می‌شد خوشحال شدم و این نشان می‌دهد هنوز این سریال بعد از گذشت 26 سال قابلیت پخش شدن را دارد.

نیکپور در پاسخ به این سئوال که با توجه به اینکه در آن سال‌ها بهروز افخمی مدیریت گروه فیلم و سریال شبکه یک را بر عهده داشت، برای تولید این پروژه همکاری لازم را کرد؟ توضیح داد: چقدر خوب شد نامی از افخمی بردید. افخمی نقش موثری در تصویب و تولید مجموعه "امیرکبیر" داشت. او با اینکه جوان بود، اما کمک زیادی به این پروژه کرد. گرچه سالیان زیادی از پخش مجموعه "امیرکبیر" گذشته است، ولی جا دارد از او تشکر کنم، چرا که بانی ساخت مجموعه "امیرکبیر" بود.

وی در ادامه افزود: نویسنده این مجموعه پرویز زاهدی بود و گروهی که در فیلم و سریال بودند نظرات‌شان را می‌دادند که خیلی هم خوب بود. منوچهر محمدی، تهیه‌کننده هم فیلمنامه را خواند و نظراتش را داد. در مجموع کارگردانی این اثر برایم جذابیت زیادی داشت. ما برای ضبط این مجموعه با سه دوربین ضبط می‌کردیم و چون آن روزها دوربین‌های دیجیتال نبود. باید با دوربین‌های سنگین کار می‌کردیم. این مجموعه به شکل تلی پلی کار شد.

این کارگردان درباره اینکه ساخت مجموعه "امیرکبیر" چه جایگاهی در کارنامه‌تان دارد به خبرنگار مهر توضیح داد: "امیرکبیر" در کارهای تلویزیونی نقطه عطف محسوب می‌شود. ساخت این سریال در زندگی‌ هنری‌ام اتفاق خوبی بود که امیدوارم باز هم اتفاق بیفتد.

نیکپور درباره انتخاب بازیگران مجموعه تلویزیونی "امیرکبیر" گفت: سعی کرده بودم بهترین‌ها را انتخاب کنم. بعد از گذشت این همه سال معتقدم بهترین‌ها را انتخاب کرده بودم که توانستند نقش‌های را به زیبایی ایفا کنند. همه عوامل چه پشت دوربین و چه جلوی دوربین زحمت زیادی کشیده بودند. طراحی گریم، لباس و صحنه، موسیقی و ... خیلی خوب بودند. عبدالله اسکندری به زیبایی بازیگران را گریم کردند و کامبیز روشن روان هم به نظرم بهترین موسیقی را ساخت. تصویربرداران، منشی صحنه و ... تلاش خود را کردند تا مجموعه مناسبی تولید شود.

ایرج راد: قرار بود با  تقوایی کار کنم و اما ناصرالدین شاه شدم   

ایرج راد، بازیگر نقش ناصرالدین شاه در مجموعه تلویزیونی "امیرکبیر" درباره بازی در این پروژه به خبرنگار مهر گفت: من قبل از اینکه با این پروژه قرارداد ببندم قرار بود در کار دیگری بازی کنم، حتی تست گریم هم انجام داده بود. تا اینکه آقای نیکپور پیشنهاد بازی در سریال "امیرکبیر" را داد و من به او گفتم با آقای تقوایی قرارداد بستم تا در میرزا کوچک خان نقش اسماعیل را بازی کنم. بعد از صحبتی که با آقای نیکپور داشتم او گفت نقش اسماعیل برای مردم زیاد شناخته شده نیست، حتی چهره‌ام به لحاظ گریم به مجموعه "امیرکبیر" نزدیک‌تر است. تا اینکه من پیشنهاد دادم جلسه‌ای با آقای تقوایی داشته باشیم تا بتوانیم این مشکل را حل کنیم.

وی در ادامه افزود: در این جلسه آقای تقوایی محبت کرد و پذیرفت تا من در مجموعه "امیرکبیر" بازی کنم. بعد از تست گریم و تست لباس متوجه شدم چقدر به نقش‌ام در مجموعه "امیرکبیر" نزدیک شدم. در مجموع تمام لحظات ساخت مجموعه "امیرکبیر" برایم خاطره‌انگیز بود و جذابیت‌های زیادی داشت. در این پروژه سعی کردم فراز و نشیب‌های نقش ناصرالدین شاه را لمس کنم. کاملاً با نقش دست و پنجه نرم می‌کردم. البته برای ایفای نقش در "امیرکبیر" دچار ترس شده بودم، چرا که قبلاً استادم مشایخی در کار حاتمی این نقش را بازی کرده بود.

این بازیگر درباره اینکه بازی در کدام سکانس برایم جذابیت بیشتری داشت، گفت: همه لحظات جذابیت خودش را داشت، اما صحنه‌هایی بود که من را تکان می‌داد. مثلاً وقتی این جمله را به امیرکبیر گفتم که" ذره‌ای از احساس من به شما کم نشده است" به گونه‌ای عذرخواهی کردن او از امیرکبیر بود یا وقتی می‌گفت" خدا من را بکشد اگر کسی به شما توهین کند و پدرسوخته هستم اگر او را جلوی توپ نگذارم." در مجموع لحظات عجیب و غریبی بود .

راد درباره این‌که بازی در مجموعه تلویزیونی "امیرکبیر" چه جایگاهی در کارنامه هنری‌اش دارد، به خبرنگار مهر گفت: جایگاهی خاص . چرا که در آن سال‌ که این مجموعه ساخته می‌شد در بحبوحه  جنگ بودیم و شهر‌ها زیر بمباران بود. یک دفعه وسط ضبط یک سکانس قطع می‌شد و بعد از تمام شدن بمباران مجبور بودیم دوباره ضبط را شروع کنیم و بر نقش تمرکز کنیم. بچه‌ها با انرژی و عشق کار می‌کردند. سریال "امیرکبیر" کار یک نفر نیست، بلکه یک گروه این کار را انجام داد.

وی در ادامه افزود: در آن زمان دوربین‌ها بزرگ و سنگین بود و با امکانات محدودی که در اختیار داشتیم کار را انجام می‌دادیم، اما همه بچه‌ها با دل و جان کار می‌کردند. در آن زمان برای ضبط لوکیشن‌های خارجی که اطراف آن بازار و محله‌های شلوغ بود، دچار مشکل بودیم. به یاد دارم شب‌ها صداها را ضبط می‌کردیم و روزها باید به گونه‌ای بازی می‌کردیم تا صداها با بازی‌ها همخوانی داشته باشد. با توجه به اینکه رابط صمیمانه وجود داشت توانستیم با کمبود امکانات کنار آمده و کار را به سرانجام برسانیم.

این بازیگر درباره کار کردن با سعید نیکپور گفت: من قبل از بازی در "امیرکبیر" او را می‌شناختم و با روحیات اخلاقی او آشنایی داشتم به همین دلیل اصلاً مشکلی در طول  کار نداشتیم و لذت می‌بردم.

جبار آذین، منتقد و مدرس دانشگاه: نیکپور می‌توانست از مجموعه‌سازان خوب باشد

جبار آذین، منتقد و استاد دانشگاه درباره مجموعه تلویزیونی "امیرکبیر" به خبرنگار مهر گفت: ماندگاری آثار هنری سینمایی و تلویزیونی به عوامل فکری، فنی، هنری و اجتماعی خاصی بستگی دارد که از آن جمله‌اند مضامین خوب، فیلمنامه حرفه‌ای، کارگردانی شایسته، بازی‌های تاثیرگذار، عوامل فنی کارآمد، جایگاه اجتماعی مضامین، شرایط تولید و پخش، هزینه مکفی، آزادی یا مقید بودن نویسنده و کارگردان و موارد دیگر. یک کار هنری فقط محصول تلاش عوامل سازنده نیست و مدیریت سیاسی و فرهنگی، ممیزی زمانه تولید، شرایط اجتماعی و فرهنگی مردم در آن دخالت دارد.

وی در ادامه افزود: یکی از مجموعه‌های تاریخی که به لحاظ موارد یاد شده تولید و پخش شد مجموعه "امیرکبیر" به کارگردانی و بازیگری سعید نیکپور بود . درباره  دوران قاجار فیلم و مجموعه‌های فراوان ساخته شده و هر کدام هم گوشه‌ای از تاریخ نمایش ایران را به خود اختصاص داده‌اند. بضاعت هنری هر فیلم و مجموعه‌ای عوامل تحت هدایت او، بودجه‌ای که در اختیار داشته است، ممیزی شرایط فرهنگی و اجتماعی و نگاه و زاویه دید کارگردان در این میان نقش‌های مهمی را ایفا کرده‌اند.

این مدرس خاطرنشان ساخت: امیرکبیر و تاریخ قجر برای تماشاگر امروز قابل درک هستند و از این منظر سریال نیکپور مشکل نداشت و کارگردانی جمع و جور، نگاه دراماتیک او و بازی‌های خوب بازیگران در نقش‌های مقبول و تصویربرداری مناسب "امیرکبیر" را در زمان پخش با اقبال بینندگان رو به رو ساخت. یک مجموعه دیدنی که "سلطان صاحبقران" شادوران علی حاتمی در بالای آن ایستاده  اما هیچ مجموعه تاریخی دیگری که درباره قاجاریه ساخته شده، نتوانسته در زیر سریال نیکپور بیاستد و به آن نزدیک شود.در واقع فاصله این دو مجموعه با آثار دیگر زیاد است.

آذین یادآور شد: این توفیق از ساخت و پرداخت خوب سریال و ماندگاری اثر در اذهان مخاطبان دیروز حکایت دارد کاری که می‌توانست در صورت حمایت سازنده نیکپور را در ردیف مجموعه‌سازان خوب سیما قرار دهد، اما چنین نشد. مجموعه "امیرکبیر" با تمام ضعف‌ها و کاستی‌هایش که بخشی از آن دیکته شده شرایط دوران تولید‌اش بود با خاطره‌های خوب بینندگان سیما در آمیخته است . تصویر پیر شدن یک شبه امیرکبیر پس از تحمل مصائب و رنج‌های بی‌شمار از یاد نمی‌رود.

وی در پایان افزود: در میان امیرکبیرهای تلویزیونی، امیرکبیر نیکپور تاریخی‌ترین، مقبول‌ترین و ملموس‌ترین شخصیت نمایشی است و این امتیاز مهمی در کارنامه کارگردانی آن است. مجموعه نیکپور هنوز هم برای دیدن چند باره دیدنی و درام و نگاه هنری- اجتماعی مجموعه ستودنی است.

-------------------

گزارش از: فاطمه عودباشی

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

شاه دزد دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 14:36
کارگردان: احمد نجیب زاده

نویسنده: احمد نجیب زاده

تصویربردار: عنایت اله رحیمی - جعفر بهبود

تهیه کننده: نصرت الله دستمردی - احمد نجیب زاده

بازیگران:

         مهین شهابی - فخری پازوکی - نعمت گرجی- سروش خلیلی - منوچهر حامدی - کیومرث ملک مطیعی- سعید امیر سلیمانی- نصرت الله حمیدی - علی سنجری - محمد مطیع - عباس رضوی - فریدون بهمنی - سوسن برزین - اسماعیل مظفری و فرهاد خانمحمدی.

این مجموعه بصورت ۴ قسمتی در سالهای اولیه انقلاب از تلویزیون پخش می شد. قصه زن و شوهر سودجو و فرصت‌طلبی بود که با گول زدن عده‌ای از رجال رژیم سابق، پولدار شده و قصد فرار از کشور را می‌کنند، ولی خیلی زود لو می‌روند و دستگیر می‌شوند.

محصول:۱۳۵۹

 با تشکر ازhttp://abitarazasemoon.persianblog.ir

۲۰۰ دقیقه

پخش: بهمن ۱۳۵۹ از شبکه اول

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

سربداران دوشنبه هفتم اردیبهشت 1388 13:0
کارگردان: محمدعلی نجفی

نويسنده و مشاور کارگردان: كيهان رهگذار

مدير فيلمبرداري: محمد زرفام

موسیقی: فرهاد فخرالدینی

فیلمبرداری و نور: احمد ابراهیمی - مسعود کرانی - یوسف وظیفه - محمد بخشی - سیاوش عیاشی

کارگردانی: علی ژکان - اصغر هاشمی - رضا ظهیری - صادق جلالی - افسانه بایگان

طراح لباس: ایرج رامین فر

طراحی: ایرج رامین فر - ابراهیم حقیقی - حبیب اله هوشیاران

گریم: مسعود ولدبیگی - جلال الدین معیریان - بیژن محتشم

تدوین: مهدی رجائیان

مدیر دوبلاژ: علی کسمائی

طراح: خسرو خورشیدی

منشي صحنه : افسانه بايگان

سرپرست تولید: علی عارف زاده

مدیر تدارکات: هوشنگ فردوس

 برنامه ریزی: محمدرضا آرامی - مهناز محسنی - نورالدین گودرزی

قطع نگاتیو: عباس سلامتبخش - سودابه خلیلی

اتالوناژ: ایرج مهربخش - کریم ابراهیم آبادی

امور فنی صدا: مصطفی مصطفی زاده - عباس قهرمانی - حسن زاهدی

دستیاران: نامور حیدری - محمود خوجانی - علیرضا کمالی - محمود حق محمدی

افکت: حسین عسگری - اصغر نظامدوست - علی شاطر لطف علی - بهروز عابدینی

خط: صمد رستمخانی

تیتراژ: اکبر عالمی

مدیر تولید: صادق جلالی

اجرای گریم: امیر اسکندری - احمدعلی شجریان - سعید جلالی - مهناز مهینی - ناهید طلوع

نور و فنی: محمد بخش - یوسف وظیفه - سیاوش عیاشی - همایون هنرور - جلال عالی فکر - علیرضا چوپان -

سیروس وظیفه - حسن زرفام - امیر باجی - حسین کاتبی - حجت حصاری

فیلمبردار پشت صحنه: هوشنگ سمندی

اسپیشال افکت: نادر میرکیانی - عبدالعلی عارف زاده - رضا ملاجعفر

لباس: حسین میرکیانی - حبیب اله هوشیاریان - آشخین سرکیسیان - احمد میرکیانی - علی فراهانی - حبیب

محمودی - حسن رسولی - بهرام مقبول - منوچهر احمدی - محمد ژولیده

گروه دکور: وجیه اله فریبرزی - اصغر ریسه - جمشید اطلسی خان - ایرج محسنی - مرتضی خیرخواه - خلیل

طباطبائی - ایرج آقامحسنی - اصغر اسپلانی - غلامرضا بصیرت نیا - علی حسنلو - مرتضی اصغربیگی

نظارت و اجرا: عزت اله علیزاده

صحنه: جهانگیر صمیمی فرد - سعید بهنام - شهریار اسدی - محسن ثابتی - داریوش رمضانی - علی محبی -

داریوش عمادی - قاسم حیدری

سوارکاری: سیروس نیک طبع - ماشالله مهرنواز - افخم پوروچی - احمد کوچکی - کریم هدی وند - وجدانی

عکس: میترا محاسنی - شاهرخ سخائی

تدارکات مجموعه:

 اسداله فلاحتی نژاد - محمدرسول ضیائی - محمدعلی پیشوای لاکانی - حسن بکتاش - حجت کاشکی -

حسن وجدانخوش - علی حیدری - یداله علیزاده - رحمان اسدی - رضا امیرپور - حسین امیرپور - سیداحمد قوامی

 - علی سعادت - علی محمد فرح نژاد - امان اله نوروزیان - رحیم نوروزی - فریدون صبوی - شیرعلی حیدری - اکبر

فتح آبادی - امیرحسین اصلانیان - نصرت اله زاهدی - امیرحسین صادقی - محسن موسوی - حسین محمدی -

مهدی پورنیکدست

بازیگران:

        علی نصیریان(قاضی شارح) - امین تارخ (شیخ حسن جوری) - سوسن تسلیمی (فاطمه) - محمدعلی کشاورز (خواجه قشیری)- جمشید لایق (ارغون شاه)- فیروز بهجت محمدی (طغای)- عنایت بخشی (خان باشتین)- عطاالله زاهد - جهانگیر صمیمی فرد - سعید اویسی - فتحعلی اویسی ( ايلچي طغاي) - حسین محجوب - اسماعیل محرابی - محمدعلی ساربان - بهروز بقائی - علیرضا شجاع نوری - چنگیز وثوقی (محمد بيك)- محمد ابهری (امير محمود اسفرايني) - آتش تقی پور - هاشم ارکان - حسین محب اهری - حسین خانی بیک - افسانه بایگان (تركان خاتون)- مینو ابریشمی - شهرزاد کمالی - شیرین رضائیان - پرویز شاهین خو - رضا عالی پیام - ملیحه نیکجومند - اصغر ضرابی - اکبر سنگی - عزیز حاتمی - محمدرضا عالمی - بهروز مقصودلو - ولی الله مومنی - فرهاد خانمحمدی - مهدی رجائیان - عباس ناظری - مسعود لاکانی - امیرخسرو صادقی - ژانتوره ژانقای - نوری ایسگلدی - رضا سرسنبای - ابوطالب بلی - عبدی شادکام - عبدالرضا شادکام - محمد قزاق - هوشنگ فردوس - امیر اسکندری - وجدانخوش - فرزانه کابلی - نادر رجب پور - شهاب کلیددارزاده - سامی تحصنی - حمید هدی نیا - اکبر نوری - علا عالی پور - اسماعیل - غلام - بابک والی - علاالدین کنگرلو - خسرو زنگباری - علی صنعتی - علیرضا فتحی - رضا راد - اکبر بلندی - محمدنمازی - علی نمازی - عبدالحسین خالدی - سیدمحمد آل داوود - هادی مقدم - احمد ابراهیمی - سیاوش عیاشی - محرم بسیم - عباس امیری - یوسف نوروزی - احمد نمازی - مصطفی رستمی - رضا یاقوتی - داود سرخیل - محمد دخت مصطفی - علی سعادت - محسن شایانفر - سیدفخرالدین عیوقی - قاسم نمکی - فرزین توکلی - عبدالمجید پاویز - حمید لولائی .

هنرپیشه مهمان: رضا کرم رضائی

محلهای فیلمبرداری: اطراف کرج ، کاشان، پشت باغ فین، ابیانه اردستان، اقدسیه تهران

محصول: ۱۳۶۳ شبکه اول سیما

 سربداران سریالی است تاریخی که بر اساس قیام سربداران خراسان به رهبری شیخ حسن جوری علیه استیلای مغول بر ایران ساخته شده‌است. گوشه‌هایی از این فیلم هم مربوط به رهبری پیشین شیخ خلیفه مازندرانی موسس این جنبش است.

Sarbedaran poster.JPG
نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |