روزگار قریب چهارشنبه هشتم مرداد 1393 15:41

نویسنده و کارگردان: کیانوش عیاری

مدیر تصویربرداری: منصور آذرگل - مسعود کرانی

موسیقی: سعید شهرام

نوازنده قیچک: آزاده شمس

تدوین: کیانوش عیاری

دستیار تدوین: شبنم عرفی نژاد

گروه تدوین: پرستو جنیدی - حورا ملکی

صداگذاری و ترکیب صدا: شاهین یارمحمدی

دستیار صداگذاری: پرستو جنیدی - شایلی مدیری

صدابرداران صحنه: احمد صالحی - سعید صالحی

دستیار صدابردار صحنه: فراز فیاض زاده

امور فنی تدوین و صدا: آبانداد فیلم

پشتیبانی فنی صدا: شرکت تکنیک

طراحان صحنه: فرهاد ویلکیجی - محسن پناهی

دستیار دکور و صحنه: سعید هنرمند - آرش فرحناک - محمد نوری - فرهاد احمدی - جعفر طلوع صادق - آنه محمد ایری

گروه دکور: بابک پناهی - مهدی پناهی - مهدی اکبری - محمدرضا پناهی - محمد نوری - فرهاد احمدی - ابراهیم ناصری - ناصر سفری - مهدی اوین - سعید ظهیری فرد - علی شعبانی - ناصر شعبانی - علی خیرخواه

ساخت خودروهای قدیمی: جمشید ناظم - آرش فرحناک

طراح لباس: مهسا عظیمی

دستیار طراح لباس: سعید رحیمی

گروه لباس: حسین جعفری - مهرناز نظرنجاتی - بنفشه شوقی - بهمن خندانی

دوخت لباس: محمدتقی فیاض مقدم

طراح و اجرای چهره پردازی: حسین صالحیان - اعظم رحمانی

مجریان چهره پردازی: یاسمن محب اهری - وحید ملکی

گروه چهره پردازی: هادی قالی خانی - امیرحسین سعیدی

سرپرست گروه تحقیق: شاهد سلطانی آزاد

تحقیق: شقایق عرفی نژاد

مشاورین پزشکی: احمد سیادتی - عبدالرضا باستانی - مهدی خسروی - سعید بیضائی - مهدی فرخ سیر - مسعود مهدیه

دستیار کارگردان: روزبه سجادی حسینی

گروه کارگردانی: سلمان وکیلی - چاوش هنرآموز - امیررضا وهابی

دستیار اول نور و تصویر: آرش خلاق دوست

مجری نور: غلامرضا ولدخانی - هاشم گرامی - عباس ناظریان

دستیار تصویر: مجید باجی - فرشاد شاه حسینی - داریوش رجایی - علی فراهانی

مسئول دوربین: امیر اماملی

جلوه های ویژه رایانه ای: فرشاد شهلائی - داریوش عیاری - سینا سیفی - مزدک عیاری - سمیرا مختاری

منشی صحنه: شبنم عرفی نژاد

عکاس: مزدک عیاری

طراح تیتراژ: کیانوش عیاری

اجرای تیتراژ: فرشاد شهلائی

دستیار اجرای تیتراژ: سپیده شمالی

مدیر صحنه: سعید قرقانی

مدیر فنی: افشین شهیدی

مدیر تدارکات: نعمت یمینی

تدارکات نظامی: حمید کاکائی - محمد اسکندری

تدارکات: محمدرضا صادق - مهرداد زحمتکش - پرویز کاظم لو - محمد یمینی - بهرام صادقی - جهانگیر حبیبی - یاسر شعبانی

آشپزخانه: مجید حیدری - خلیل عزیزی

پذیرائی: قنبر دلشادی - محمود باقری زمانی - یعثوب جعفری قصابه - عدالت علی عسگری - ابراهیم باقری - پرویز نورافکن - آرمان احمدی

مسئول هنروران: شیدا قشقائی - سلطانعلی ملکی

امور مالی: الهام خلیل زادگان

حمل و نقل: حسین شجاعی - عادل زاهدی - مهدی نصیری - محمد مرادی - رضا اکرامی - رضا کریمیان - محسن شیری - عباسعلی یعقوبیان - محمد فولادی - نقی آرنگ

پشتیبانی: عبداله حسینی

مدیر برنامه ریزی: فرید سجادی حسینی

مدیر تولید: حسن آقا کریمی

تهیه کننده و مجری طرح: کیانوش عیاری

بازیگران:

     مهدی هاشمی - ناصر هاشمی - شهاب کسرائی - کاوه آهنگر - پرهام کرمی - آفرین عبیسی - مهران رجبی - رضا بابک - رضا کیانیان - محمود بنفشه خواه - فرحناز منافی ظاهر - بهاره افشار - بهناز جعفری - سوگل طهماسبی - هوشنگ توکلی - رضا فیاضی - مهدی صبائی - امیرحسین صدیق - صبا کمالی - زهره حمیدی - میرطاهر مظلومی - شهناز شهبازی - مریم سلطانی - محمد برسوزیان - سپیده ذاکری - احمد یارعلی - مریم کاویانی - حسین پناهی - حسین ایل بیگی - نورعلی لطفی - ایرج سنجری - حسین توشه - سجاد احمدلو - لقمان نظیری - مهدی فرخ سیر - مهدی فریمان - سیامک قماشی - اعظم فرهاد - مهدی بقائیان - محسن بقائیان - علی معصومی کوهستانی - فرهاد مهدوی - آرش عبدالعظیمی - فرشاد سیف آقائی - سلمان وکیلی - مینا حسینی - اعظم علیپور - سعید بیات - امین خسروی - نصرت زمانپور - روزبه سجادی حسینی - کیوان فردوسی - رضا سلیمانزاده - مهدی کاروند - مهدی ملک محمدی - الناز حبیبی - پانته آ جمالیان - میثم قراگوزلو - بهمن خندانی - احمد سیفی - علی هندیانی - هدیه عباسی - امید حمیدی - نگار شکرزاده - مونا پیرایش - عباس عبدی - محمدجواد فرهادیان - حسن کافوری - سهیل بهادرمنش - فریماه ارباب - یاسمن محب اهری - محسن فهیمی - سیامک رحمتی - محمد محمودی - مرتضی مولائی - سجاد مومی وند - محمد کریمی - داود قدیمی - حسن محمدپور - علی رمضانی - مسعود حدادی - وحید باقری - محسن امیرحسینی - محمود شاهورانی - علی شجره - شهرام اسلامی - هاشم داورپناه - علی عطائی - علی اصغر یوسفیان - مریم باقرپور - مژگان شمس - اعظم نوری - رضا دهقانپور - حسین شفیع - رسول ملکپور - آتنا رحمانی

محصول: ۱۳۸۶-۱۳۸۱ سیمافیلم

 

این سریال كه به زندگی و فعالیت های دكتر محمد قریب می پردازد، از روزهای بستری شدن او در بیمارستان اطفال (بیمارستان تحت مدیریت وی) در سال ۱۳۵۳ آغاز می شود و در یك فلاش بك طولانی (رجعت به گذشته) داستان زندگی این شخصیت مشهور از ۶ سالگی او در سال ۱۲۹۵ آغاز می شود و تا بستری شدن او به علت بیماری پروستات ادامه پیدا می كند.

در این سریال ۵ بازیگر (پرهام كرمی، كاوه آهنگر، شهاب كسرائی، ناصر هاشمی و مهدی هاشمی) به ترتیب دوران كودكی، نوجوانی، جوانی، میانسالی و سال های آخر زندگی او را بازی می كنند.

تصویربرداری «روزگار قریب» که از اواخر سال ۱۳۸۱ آغاز شده بود تا پاییز ۱۳۸۶ ادامه یافت.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

لطفا دور نزنیم چهارشنبه هشتم مرداد 1393 14:40
کارگردان: مهدی مظلومی

نویسندگان: رضا مقصودلو - فاطمه جورابلو

مشاور کارگردان: فرهاد آئیش

مدیر تصویربرداری: فریبرز سیگارودی

موسیقی: پیروز ارجمند

نوازنده: امید حاجیلی - نیما سعیدی

تدوین: مهدی اسلامی

طراح گریم: مریم دوستی

مجریان گریم: امیر مقدم - فرزانه بابائی - ندا کشاورز

طراح صحنه و لباس: محسن نوروزی

دستیار صحنه: حجت اشتری

دستیار لباس: صبا اکبری

دستیار: ستار حیدری بنی

آکسسوار: وحید عسگری

دکور: وحید فتحعلی - اردوان همایونفر

صدابردار: رضا کشاورز

دستیاران: آرش نجفیان - اشکان مزین فر

صداگذاری و میکس: مجید یوسفی

طراح تیتراژ: مهدی مظلومی

گوینده متن: بهروز رضوی

عکاس: سمیه جعفری

گرافیست: مانی وطن زاد

دستیار اول کارگردان: پیام حنفی

دستیار دوم کارگردان: مرتضی ناظری

دستیار اول تصویربردار: مهدی شب رو

دستیاران تصویربردار: حمید شکوهی - شهروز احمدزاده - محمدرضا شاه حسینی - حمید حسینی

برق: کریم جهانبخش سفیدکمر

مسئول فنی دوربین: مهدی خادمی

سینه موبیل: محمود بیابانی

پشتیبانی فنی: هفت خیزران هنر

منشی صحنه: شیدا یوسفی

مدیر تدارکات: امیر تجربه

دستیار تدارکات: رسول عابدی

تدارکات: احمد مرادی - محمد خجسته

امور مالی: علی بیگدلی - محمد منتخبی

پذیرایی: شیرین قاجار

مسئول هروران: عشرت الملوک عظیمی - رضا دلاوری

مدیر برنامه ریزی: بهنود محمدی پور

ناظر کیفی: فریدون جامه بزرگ

مدیر تولید: بهرام محمدی پور

تهیه کننده: سیدامیر پروین حسینی

بازیگران:

       محمد کاسبی - آناهیتا همتی - مهران رجبی - بهزاد رحیم خانی - زهره حمیدی - جواد عزتی - نعیمه نظامدوست - ویدا شهشهانی - محمدرضا هدایتی

بازیگران مهمان:

       امید ترکمان - کیانوش گرامی

محصول: شبکه پنج سیما ۱۳۸۸

شخصيت اصلي «لطفا دور نزنيم» پيرمرد 70 ساله‌اي است كه ازدواج نكرده و هيچ بچه‌اي هم ندارد ولي 4 تا برادرزاده دارد كه آنها را مثل بچه‌هايش دوست دارد. او كه به مسافرت علاقه زيادي دارد، خيلي از شهرهاي ايران را گشته ولي به وسايل نقليه اعتماد ندارد و به طرق مختلف از آنها دوري مي‌كند، چون همه اجدادش از زمان ارابه تا حال كه وسايل نقليه جديد و مدرن به بازار عرضه شده، بر اثر تصادف با وسايل نقليه مختلف جان به جان‌آفرين تسليم كرده‌اند. براي همين او پاي پياده به مسافرت مي‌رود و همين مشكلات مختلفي را براي او و همراهانش به وجود مي‌آورد. نقش اين آدم خاص و منحصر به فرد يعني سيف‌الله خان را محمد كاسبي بازي مي‌كند و بقيه هم بازيگر نقش‌‌هاي ديگر كار يعني اردشير، اصغر، گلنوش، داراب، ناهيد، كاميار، سيمين، سهيلا و... هستند.

 

 

تصویربرداری این مجموعه تلویزیونی در 15 قسمت 45 دقیقه‌ای به نویسندگی رضا مقصودی از ۱۵ فروردین ۱۳۸۸ آغاز شد.

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

گمشده چهارشنبه هشتم مرداد 1393 13:22

کارگردان: راما قویدل

نویسندگان: طلا معتضدی - عباس نعمتی

مشاور فیلمنامه: منصور براهیمی

مدیر تصویربرداری: حسن اسدی - شهریار اسدی

با تشکر از : فرشاد خالقی

مدیر تصویربرداری خارج از کشور: ایرج عاشوری

تصویربردار خارج از کشور: مهدی اصلانی - صمد حسین زاده - صلاح کریمی - میلاد امینی - امین منصوری

موسیقی: امیر توسلی - سیاوش امامی

تنبور: فرشاد فزونی

سازدهنی: احسان جهاندیده

گیتار: سیاوش امامی

آواز: آرش گنج بر

با تشکر از: رامین مظاهری - استودیو باران

تدوین صدا و تصویر: شوکا زندباف

دستیار تدوین: نیلوفر محلوجی

طراح صحنه و لباس: کامیاب امین عشایری

دستیار: ملودی اسماعیلی

مدیران صحنه: وهاب یحیی زاده - فرامرز کرامتی

دستیاران صحنه: رحیم روزی جوی - محمدرضا امین زاده - مسعود جعفری

دستیاران لباس: ژاله آنت - آرینه سوکیاسیان - ترانه بهبود - فرانک میرسبحانی

دکور: ابوالفضل میرزاخانی - محسن روشنکار - آرش فرهناک - عباس عبدی

خیاط: معصومه عباسی - زهرا ابراهیمی

نقاش: فرامرز رمضانی

وسایل صحنه: علی یوسفی - امیر یوسفی - سعید حاج حسینی - داریوش بابازاده - حسن جمشیدی

طراح گریم: آرمین اسماعیلی

مجری گریم بانوان: پریسا نیک خصلت

مجری گریم آقایان: ایمان خیراندیش - میثم قراگوزلو

با تشکر از: علی اعرابی

صدابردار همزمان: سلیم احمدی

دستیاران صدا: امید قربانی - پرویز جلیلی

پشتیبانی فنی صدا: جعفر دلداده پیرانفر

صداگذاری و ترکیب صداها: مهرداد جلوخانی

دستیاران صداگذاری: محمد رسولی - مهدی جمشیدیان - شاهرخ شفائی - استودیو صدای مهرآوا

انتخاب بازیگران: مهسا کرامتی

دستیار انتخاب بازیگر: امیر سفیری

دستیار اول کارگردان: فواد چاومه

با تشکر از: ایما استمراری

دستیار دوم کارگردان: امیر جاویدنیک

دستیاران تصویربردار: حامد فرشته حکمت - مجتبی خادمیان - سیدمحسن موسوی - محمد آقاحسینی - هومن خلیلی

سینه موبیل: سیدمحسن موسوی - حمید جباری

کرین: حسن لطفی - پویان باقری

برق: کریم جهانبخش سفیدکمر

جلوه های ویژه میدانی: عباس شوقی

دستیاران: امیر آقابیک - رسول کهنسال - حمید قلیپور - امیر بهلولی - محمدعلی نقدی - مسعود جیرانی

مشاور و کارشناس انتظامی: جواد ابوفاضلی

جلوه های ویژه تصویری و عنوان بندی: سینا قویدل

برنامه ریز: خسرو نصیری خواه

منشی صحنه: بهناز تاجیک

با تشکر از: لیلی مرادی - مهتاب ضرابی

عکاس: آرش نعمتی

ناظر کیفی: سیدمهدی طباطبائی نژاد

مدیر تدارکات: میثم رودبارانی - علی اصلانی

دستیار تدارکات: مهران مداحیان

با تشکر از: نادر قنبری

انتخاب لوکیشن: بهرام هنرمند

تولید: مجید جناب اصفهانی - سیدمسعود مهدوی

دستیار تولید: مهرداد ابراهیمی

تولید خارج از کشور: علی خلیلی

با تشکر از: عبداله کابلی - نیما کابلی

هماهنگی تولید: حمیدرضا زعفرانی

گروه بدلکاری: گروه اکشن پیمان ابدی

طراح بدلکاری: علیرضا قره خانی

دستیاران: احسان ایمانی - کیوان رضایی - علی میرعلمزاده - شهاب حمدالهی - سهند خدابنده لو - مقداد خدادادی - محمدرضا شجاع - احسان صالحی شهرابی - حمید ماندی - سیدنادر مصطفوی - امیراحسان میرزائی - نسرین ایرانمنش - میشکا سیلانی - رکسانا گلزادی

روابط عمومی و هماهنگی: مرجان جنگلی

امور مالی: روزبه اشرف جهانی

ترابری: حسین صدوقی - محمدحسین افشاری نیا - مصطفی ابوالحسنی - ایرج فرشچی - علیرضا زرگر - محمد نجفی جوزانی - یزدان کارخانی - حسن خدیری - عباس خدادادی - سعید اعزازی - ابوالفضل رفعتی - سیدحبیب اله میری - رسول قادری نیا - امیر مرادیان - محمد پیشکار - محمدرضا رحمت زاده

پشتیبانی فنی: نادر رضایی - داریوش بابازاده - پیروزفر - سلیمانیان - آرش رحیم زاده - حسن جمشیدی

مسئول هنروران: مریم تاجور - سهیلا محسنی - شاهین دلاوری

مدیر تولید خارج از کشور: رحمت عبداله زاده

دستیار: آندرانیک خچومیان

مجری طرح: آوانمای شرق

تهیه کننده: بهروز مفید

بازیگران:

       میترا حجار - علیرضا جلالی تبار - مرضیه برومند - بهزاد فراهانی - زهره مجابی - افشین کتانچی - محمد اعلائی - شیلان رحمانی - کریم قربانی

بازیگران خردسال:

       سالار بهپور - آرشام طالبی

بازیگران مهمان:

        حمید فرخ نژاد - اصغر همت - حبیب اسماعیلی - سروش صحت - سحر ولدبیگی - رویا تیموریان - میرطاهر مظلومی - شهره سلطانی - بابک حمیدیان - ناصر گیتی جاه - امیرحسین صدیق - کریستف اشماتز - سپهر بهپور - آرزو خلیلی - وحید نگاه - حمید یزدانی - مژگان ترانه - ویلهلم پرینسک - مارکوس پتر - علی علیدوستی - مهرداد ابراهیمی - علی اصغر کاوسی - ساناز زرین مهر - نسرین هاشمی - مریم ابراهیمی

اسامی تعدادی از اپیزودهای این مجموعه به شرح زیر است:

من دلتنگی رو بهت یاد دادم

       آرش تاج - شمسی فضل الهی - فریدون محرابی - بهار کاتوزی - آرینه سوکیاسیان - مانی مفیدی

بدی گذشته اینه که ...نمی گذره

       فرخ نعمتی - الیزابت امینی - رویا بختیاری - سلیم احمدی - بوریس پپانیان - لیزا عزیزیان - سمیر وزیریان

عشق اونه که هیچ وقت نگی متاسفم.

       پرویز پورحسینی - شبنم قلی خانی - افسانه ناصری - امیر سفیری - آرسن چاچوویان - سرگئی تووماسیان - نارینه گری کوریان - سارگیس آرزومانیان

مرضیه مرده است.

       کیهان ملکی - فرید قبادی - حنانه شهشهانی - سعید نورالهی - محمد بزرگمهر - بهرام علیان - فرخنده فرمانی زاده

می خوام همون چیزی بشم که ازش می ترسی.

       کوروش تهامی - لیلی رشیدی - سروش بیات - آرگ گوورکیان - سعید قاسمی   

آدما چیزایی که ندارن به درو دیوار خونشون می زنن.

        احمد نجفی - مهدی پاکدل - گلاره عباسی - امیر رهبری

 

محصول: گروه فیلم و سریال شبکه یک سیما

با مشارکت جمعیت هلال احمر ایران ۱۳۸۹-۱۳۸۸ 

 « گمشده» داستان مریم سلیمیان را روایت می‌كند كه در زلزله بم جزو امدادگران داوطلب بود. او پس از گذشت پنج سال برای كار به سازمان هلال احمر مراجعه می‌كند و در بخشی به نام جست و جوی گمشدگان بین‌الملل مشغول به كار می‌شود. مریم در این شغل هر بار با پرونده‌ای روبه‌رو می‌شود كه باید گمشده‌ای را در داخل و خارج از كشور ردیابی كند. مریم سلیمیان و گروه همراهش در هر قسمت این مشكلات را پشت سر می‌گذارند غافل از اینكه رازی در زندگی مریم است كه زندگی‌اش را تهدید می‌كند.
 
 
راما قویدل، كارگردان مجموعه تلویزیونی «گمشده» نیز درباره این سریال گفت: از عید سال ۸۸ شروع به كار كردیم كه به دلایلی این كار تا مرداد ۸۸ متوقف ماند و از آبان ۸۸ باز كار ساخت سریال شروع شد. كار ساخت در یك فاز داخلی و دو فاز خارجی انجام شد بخشی در تهران، بخشی در ارمنستان و بقیه در ایتالیا و اتریش انجام شد.
 
گفت‌وگو با راما قويدل کارگردان سريال گمشده
تصوير انسان مدرن
گفت‌وگو با راما قویدل متقارن شد با سالروز مرگ پدرش و جالب این که امیر قویدل در همان روزی چشم از جهان بست و با سینما خداحافظی کرد که پسرش سریال «گمشده» را کلید زده بود. نشانه‌هایی از جنس سینمای امیر قویدل یعنی علاقه به فضاهای معمایی ـ حادثه‌ای را می‌توان در این سریال ردیابی کرد. راما معتقد است کارگردان‌هایی از نسل پدرش راه را برای همنسلان او هموار کرده‌اند و مشقت‌های زیادی را در این حرفه متحمل شده‌اند. با راما قویدل به بهانه پخش سریال گمشده به گفت‌وگو نشستیم.

پیش از هر چیز عنوان سریال شما، مخاطب را به یاد سریال معروف «لاست» می‌اندازد. آیا این نامگذاری مبتنی بر ظرفیت تبلیغاتی آن سریال صورت گرفته یا صرفا برآمده از محتوای قصه بوده است؟

واقعیتش این است که از همان ابتدا که قرار بود این سریال نامش گم شده باشد. البته یک زمانی درباره تغییر این عنوان صحبت‌هایی صورت گرفت. اتفاق من درباره عنوان این سریال مدت‌ها فکر می‌کردم و در نهایت به این نتیجه رسیدم که «گمشده» مناسب‌ترین اسمی است که می‌شود بر این سریال گذاشت. نه به جهت آشنایی که ذهن تماشاگر از سریال معروف لاست داشته است بلکه به این دلیل که مفهوم اصلی سریال گمشدن و گمشدگی بود. سوای از این که قصه‌های سریال به نوعی در ارتباط با گم شدن یا پیدا شدن کسی است اساسا مفهوم گمشده در اینجا به معنای گمگشتگی انسان در عصر پست‌مدرن است.

یعنی گمشد‌گی به معنای هویتی و اجتماعی آن نه مفهوم ظاهری آن؟

دقیقا همین طور است. در واقع همه معانی گمگشتگی در اینجا مصداق پیدا می‌کند، اما بیشتر از همه مفهوم گم شدن خود انسان و بحران هویتی او در عصر حاضر مدنظر ما بوده است. ظاهرا ما قصه‌هایی داریم که در آن آدم‌ها مشکلاتی دارند که توسط یک امدادگر هلال احمر رفع می‌شود، اما در پس این داستان ظاهری، مفهوم عمیق‌تری از گمشدگی مستتر است که در وجوه اجتماعی و فلسفی قضیه، روایت می‌شود.

آیا فرم و ساختار روایتی سریال که شکلی اپیزودیک دارد در راستای بازنمایی همین مفهوم، طراحی شده است؟

فرم قصه ما به این شکل است که یک داستان پیوسته سریالی داریم که درباره مریم سلیمیان و خانواده‌اش است. در عین حال مریم سلیمیان در هر قسمت با یک پرونده‌ای مواجه است که باید حل و فصلش کند. این دو قصه به موازت هم در گمشده روایت می‌شود.

در واقع شخصیت اصلی داستان خودش حامل یک راز و قصه‌ای است که در کنار داستان‌های مرتبط با پرونده‌های کاری درمسیر رازگشایی قرار می‌گیرد.

درست است و این رازگشایی تا قسمت 27 سریال طول می‌کشد. آمیختگی این راز با موقعیت‌ها و تجربه‌هایی که قهرمان قصه در ارتباط با پرونده‌های مختلف به دست می‌آورد جذابیت بیشتری به داستان بخشیده و به نظر من فرآیند رمزگشایی را برای بیینده نیز جذاب‌تر می‌کند.

خب وقتی قهرمان اصلی قصه خودش در یک موقعیت دراماتیک و رازآمیز قرار دارد چرا از یک روایت خطی و کلاسیک برای بیان این قصه استفاده نکردید. شاید مخاطب بیشتر می‌توانست با فرآیند رازگشایی داستان پیش برود؟

ببینید احساس من این بود که شاید ساختار صرفا اپیزودیک برای مخاطب خیلی جذاب نباشد. تجربه هم نشان داده است که ذائقه مخاطب ایرانی با ساختار مطلقا اپیزودیک در سریال چندان منطبق نیست و در کنار این قصه‌های متنوع، وجود یک قصه اصلی و دنباله‌دار بهتر می‌تواند به جذب مخاطب کمک کند.

اتفاقا من برعکس فکر می‌کنم. به این معنی که وجود داستانک‌ها و اپیزودیک بودن فرم، مخاطب ممکن است خط اصلی داستان را گم کرده یا متوجه اهمیت آن نشود. به عبارت دیگر به نظر می‌رسد این داستانک‌ها به درک قصه اصلی از سوی مخاطب لطمه می‌زند.

ممکن بود که این اتفاق بیفتد ولی خوشبختانه در سریال گمشده چنین نشد. چون نسبت معنایی مشترکی بین آن داستانک‌ها و قصه اصلی وجود دارد که اتفاقا موجب شده تا درک موقعیت شخصیت اصلی قصه از سوی مخاطب، راحت‌تر و عمیق‌تر شود. به همین دلیل معتقدم که فرم سریال گمشده دقیقا در خدمت محتوا و پیام قصه بوده است. ضمن این که ما در هیچ یک از قسمت‌های سریال از زندگی مریم، خارج یا دور نمی‌شویم تا مخاطب خط اصلی داستان را از دست بدهد.

به شرطی که مخاطب همه قسمت‌ها سریال را دنبال کند وگرنه اپیزودیک بودن آن دلیلی نمی‌شود که اگراو برخی قسمت‌ها را ندید چیزی را از دست نداده باشد.

خب این ویژگی سریال است. به نظر من دیگر وقت آن رسیده که مخاطب تلویزیونی ما به طور حرفه‌ای‌تر و پیوسته سریال‌های تلویزیونی را دنبال کند. ما هم که برای مخاطب سریال می‌سازیم باید دقیق‌تر و حرفه‌ای‌تر عمل کنیم و به گونه‌ای سریال بسازیم که مخاطب برای لذت بردن از آن پای تلویزیون بنشیند و آن را دنبال کند. این مستلزم این است که به جزئیات در پرداخت پلان به پلان سریال توجه شود. این که برخی سریال‌ها شهرت جهانی پیدا کرده و مخاطب با دقت آنها را پیگیری می‌کند به این دلیل است. به نظر من کار تلویزیونی کردن و راضی نگه داشتن مخاطبان تلویزیون خیلی سخت‌تر از سینماست.

جدیدا شاهد سریال‌هایی هستیم که از سوی برخی نهادها و سازمان‌ها حمایت و پشتیبانی می‌شود یا این که قصه و محتوای آن به مسائل و وظایف مربوط به آن مرکز مربوط می‌شود. مثل سریال جستجوگران که به قوه قضاییه ارتباط داشت یا عملیات 125 که به سازمان آتش‌نشانی مربوط بود و نمونه‌های دیگر، بیشتر ساختار اپیزودیک داشته است. اگرسازمان هلال احمر پشت این سریال نبود و قصه‌های آن به وظایف این نهاد مرتبط نبود آیا باز هم ساختار گمشده اپیزودیک می‌شد؟

به نظر من مشارکت یک سازمان و نقش آن در شکل‌گیری فرم سریال خیلی پیش‌فرض درستی به نظر نمی‌رسد. چون اگر ارتباطی بین این مجموعه با سازمان هلال احمر نبود قطعا ساختار و شکل سریال به صورت دیگری بود و متفاوت از این کار می‌شد. ولی ساختار اپیزودیک بودن گمشده بیشتر به این دلیل برمی‌گشت که ما معتقد بودیم که سریال تنوع موضوعی داشته و هر بار قصه جدیدی تعریف کنیم و در عین‌حال به خاطر اپیزودیک بودن، مخاطبان خود را از دست ندهیم. واقعیت این است که قصه اصلی با قصه‌های متعدد دیگری که در هر اپیزود روایت می‌شود در نسبت با هم معنا شده و هر کدام ساز خود را نمی‌زند و یک وحدت و یگانگی ماهوی بر کل کار حاکم است.

این تنوع‌گرایی صرفا در قصه‌پردازی نیست بلکه در انتخاب بازیگران و شخصیت‌پردازی هم دیده می‌شود.

درست است. 150 بازیگر در این مجموعه بازی می‌کنند. که بازیگران ثابت ما 8 نفر بوده و بقیه بازیگران به شکل مهمان در اپیزودهای مختلف حضور پیدا می‌کنند. بدیهی است که دلیل اصلی تعدد بازیگران به ساختار اپیزودیک و تنوع قصه‌ها و کاراکترها برمی‌گشت.

علاوه بر این که از بازیگران حرفه‌ای مثل حمید فرخ‌نژاد در این سریال استفاده شده انتخاب میترا حجار به عنوان بازیگر نقش اول سریال هم از حیث جذب مخاطب بسیار مهم بود. بویژه این که او سال‌ها بود که در سینما و تلویزیون حضور نداشت. از اول هم ایشان برای شخصیت اصلی انتخاب شده بود؟

نه گزینه‌های دیگری هم داشتیم که در نهایت میترا حجار برای نقش اصلی انتخاب شد. این دومین سریال او بود که بعد از پلیس جوان بازی کرده بود.

واقعیت این است که وجوه ماجراجویانه سریال و موقعیت‌های اکشن و حادثه‌ای که در لابه‌لای قصه می‌بینیم به نظر می‌رسد که نشان‌دهنده تاثیرپذیری راما قویدل از سینمای پدرش باشد. به هر حال ما نشانه‌هایی از علائق و دغدغه‌های امیر قویدل را در آثار پسرش شاهد هستیم. قبول دارید؟

کاملا. جالب است، بدانید پدرم دقیقا روز اول فیلمبرداری سریال گمشده فوت کردند. یعنی ما سریال را کلید زدیم و یک سکانس را فیلمبرداری کردیم که از بیمارستان با من تماس گرفتند و خبر دادند که پدر فوت کردند. لذا خیلی دوست داشتم که در این سریال ادای دینی به سینمای مورد علاقه پدرم داشته باشم که البته خیلی هم شرایط و فرصت آن فراهم نشد. یعنی من دوست داشتم که نام و یاد امیر قویدل در عنوان‌بندی سریال می‌آمد که نشد ولی فرم و ساختار کاربه دلیل پلیسی ـ معمایی بودن قصه متاثر از مولفه‌های سینمای امیر قویدل بود. اتفاقا مرگ پدر همزمان با آغاز تولید این سریال وظیفه مرا سنگین‌تر کرد و جدا از کارگردان این سریال با عنوان راما قویدل میراث‌دار امیر قویدل در سینمای ایران هم بودم و این مسوولیت مرا بیشتر می‌کرد لذا تلاش مضاعفی داشتم که سریال خوبی از کار دربیاید.

آیا راما قویدل در سینما و تلویزیون قرار است راه پدرش را ادامه داده و مسیر ناتمام او را تداوم ببخشد یا جدای از نسبت پدر و پسری دارای نگاه و رویکرد مستقلی از پدر در سینما هستید؟

واقعیتش این است که ما از دو نسل متفاوت هستیم و طبیعتا نگاهای متفاوت و مستقل خود را در سینما و تلویزیون داریم. نسل پدر من بیشتر سینمای داستان‌گوی جذاب پرتنش و کشش را می‌پسندید، اما من به نسلی تعلق دارم که در کنار علاقه به این مولفه‌ها واجد برخی دغدغه‌های جامعه‌شناختی و روان‌شناختی بیشتری در فیلمسازی هستیم. به نظر من آن سفیدی بین خطوط فیلمنامه خیلی مهم است و کمتر به آن توجه می‌کنیم.

تنوع و تعدد کاری شما در این سریال زیاد بود. یعنی علاوه بر تنوع قصه و تعدد بازیگران، لوکیشن‌های سریال هم زیاد بود و به غیر از ایران ظاهرا در ارمنستان هم تصویربرداری داشتید.

بله ما حدود 9 ماه و اندی در ایران مشغول کار بودیم و  علاوه براین، بخش‌هایی از تصویربرداری کار در ارمنستان، ایتالیا و اتریش شد، چون برخی از پرونده‌های ما در قصه خارج از ایران اتفاق می‌افتد و خب از حیث لوکیشن و فضای کار هم تنوع خوبی در سریال گمشده می‌بینیم.

نام یکی از اپیزودهای شما این بود که آدم‌ها عکس چیزهایی را که ندارند به دیوار می‌زنند. از این نشانه هم می‌توان علاقه شما را به مسائل روان‌شناختی یا حتی هستی‌شناسی و فلسفی حدس زد... .

این موضوع نشان‌دهنده همفکری و نزدیکی علائق و نگرش فیلمنامه‌نویس با کارگردان است. خوشبختانه همسویی نویسندگان این اثربا من در یکدست شدن و انسجام معنایی سریال بسیار تاثیر مثبتی گذاشت. من معتقدم هر هنرمندی باید از طریق اثر و آفرینش هنری خود آدم‌ها را یک قدم به انسان‌تر شدن و تکامل انسانی نزدیک‌تر کند. برای این کار باید بدانی که دوربینت را کجا بگذاری و از چه زاویه و با چه دکوپاژی فیلمبرداری کنی تا این مفاهیم عینیت یافته و محقق شود. سختی و دشواری کارگردانی دقیقا برآمده از همین نقطه است. من همیشه سعی می‌کنم تا فرم بر محتوا غالب نشود بلکه در خدمت آن باشد.

آن وقت هر اپیزود به شک پیوسته و مستقل تصویربرداری می‌شد یا این که چند اپیزود که مثلا لوکیشن مشترکی داشتند همزمان گرفته می‌شد؟

متاسفانه گاهی اوقات مجبور بودیم همین کار را انجام دهیم مثلا پیش آمده که پلان‌های 4 اپیزود را همزمان در یک روز تصویربرداری کنیم. خوشبختانه اکثر اپیزودها به شکل مستقل و پیوسته تصویربرداری شده است.

در مجموعه چند داستان در این 27 قسمت روایت می‌شود؟

کلا 16 قصه داریم که برخی یک قسمتی و برخی دو قسمتی هستند.

این قصه‌ها واقعی بوده و مثلا برگرفته از پروندهایی که در هلال احمروجود داشته بوده یا برآمده از ذهنیت و تخیل نویسندگان مجموعه بوده است.

ترکیبی از هر دو روش بوده. یعنی قصه‌هایی که از پرونده‌های واقعی گرفته شده و به شکل فیلمنامه درآمده یا ایده کلی آن از پرونده گرفته شد و نویسندگان قصه آن را نوشته‌‌اند. ضمن این که قصه‌هایی هم بودند که محصول تخیلات نویسندگان مجموعه بودند.

باز هم یاد یکی از حرف‌های پدرتان افتادم که درباره دستیار کارگردانی سخن می‌گفت و آن را یک حرفه مستقل و بااهمیت در سینما می‌دانست که لزوما نباید به کارگردانی ختم شود. با توجه به این که شما سال‌ها دستیار کارگردانی را تجربه کردید با نظر پدرتان موافقید؟

جالب این که پدرم خیلی دوست داشت که من تدوین را ادامه بدهم و یک تدوینگر خوب بشوم تا کارگردان. ولی من به کارگردانی علاقه داشتم. هرچند که بسیاری از فوت و فن کارگردانی را هم از تجربه تدوینگری به دست آوردم. دومین فیلم را که «در همین نزدیکی» نام داشت ساختم و جایزه بهترین فیلم جشنواره فیلم‌های تلویزیونی را دریافت کردم. پدرم به من زنگ زد و خیلی خوشحال بود و می‌گفت احساس می‌کنم که این همه رنجی که من در سینما کشیدم ثمر داده است. در مورد دستیار بودن من هم معتقدم که یک شغل مستقل و تخصص مهم در سینماست و لزوما دستیاری نباید منجر به کارگردانی شود ولی کسی که می‌خواهد کارگردانی کند حتما باید دستیاری کرده باشد. در اکثر کشورهای دنیا دستیاران، کارگردان نمی‌شوند و برای حرفه و تخصص خود احترام قائلند، اما در ایران اکثر دستیاران سودای کارگردانی دارند. با این حال کارگردانی کار دشواری است و به قول حمید فرخ‌نژاد عزیز تنهاترین فرد در یک گروه تولید سینمایی کارگردان است و من وقتی کارگردانی را تجربه کردم تازه متوجه حرف‌های پدرم شدم که به خاطر دشواری‌های این حرفه همیشه به من توصیه می‌کرد که به همان کار تدوین ادامه دهم.

مریم سلیمیان شخصیت اصلی شما و یک امدادگر است. آیا برای این که بازیگر این نقش با خصوصیات چنین حرفه و کاراکتری آشنا شود آیا از نزدیک هم چنین فضایی را تجربه کرده است.

واقعیتش این است که موقعیت امدادگر در این سریال خیلی به کار کارآگاهی و خصوصیات آن نزدیک است و نوع امدادگری او از جنس امدادگری فیزیکی نیست مثل امداد جاده‌ای. لذا لزومی نداشت که مثلا مهارت‌های امدادگری را یاد بگیرد.

خودتان درباره این سریال نظر یا انتقادی ندارید؟

من فقط امیدوارم که مردم این سریال را بپسندند و بتوانند با آن ارتباط برقرار کنند. ضمن این که نسبت به تبلیغات این سریال هم انتقاد دارم و به نظر تبلیغات و معرفی کمی درباه آن صورت گرفته است. متاسفانه خیلی از مردم نمی‌دانند که این سریال در حال پخش است چون فضای تبلیغی کار خیلی ضعیف بود.

اکثر همین مخاطبانی که به آن اشاره کردید معمولا با سریال‌هایی که ملودرام یا طنز هستند ارتباط برقرار می‌کنند تا سریالی معمایی با ساختار اپیزودیک. شاید به همین دلیل کمتر متوجه پخش آن شده‌اند.

نه قبول ندارم. اتفاقا به دلیل همین اپیزودیک بودن ما به همه سلیقه‌ها و ذائقه‌ها توجه کردیم و در واقع انواع ژانری دراین مجموعه لحاظ شده است و دوم این که به نظر من فارغ از نوع ژانر اگر قصه‌ای درست روایت بشود و جذاب باشد می‌تواند نظر مخاطب را به خود جلب کند.

سیدرضا صائمی / جام جم

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

شمس العماره سه شنبه هفتم مرداد 1393 23:50
کارگردان: سامان مقدم

سرپرست نویسندگان: امید سهرابی

نویسندگان: علی دلگشائی - آذردخت بهرامی - رضا فرهادی

کارگردان تلویزیونی: افشین اربابی

تصویربرداران: شامل تافته - محمد خیاطان - هادی شلالوند

آهنگساز: امیر توسلی

کمانچه: مهدی باقری

سه تار و دف: رهام سبحانی

نی و تنبک: کاوه سروری

قیچک - تار و دوتار: شهرام غلامپور

ویلن و ویلن آلتو: میثم مروستی

ضبط و میکس و مسترینگ: رامین مظاهری

دستیار صدابردار: پویا بشروتنی

تدوین: رضا مطهری

دستیاران تدوین: مریم نفریه - احسان واثقی

مدیر برنامه ریزی و دستیار اول کارگردان: آلاله هاشمی

طراح نور و مشاور فنی پروژه: مرتضی غفوری

گروه نور: سیروس کفاش - محمد جوزی - مهدی نیک چهر - امید دانش - مهرداد مربیان

کارشناس اجتماعی و روانشناسی: حسین لطف آبادی - سیدسهیل رضائی

صدابردار: ناصر انتظاری

دستیاران صدابردار: احسان حصاری - سهیل حسین خانی

صداگذار: مهدی رستمی

طراح گریم: ایمان امیدواری

دستیاران گریم: مریم متقیان - هلیا رشقی - احسان رشیدی - محراب شاپورزاده

طراح صحنه: محسن نصرالهی

دستیار اول طراح صحنه: حسن حاجی ابراهیمی

مدیر صحنه: فرشید فارسی جانی

دستیار دوم: مجید ضیایی

طراح لباس: گلناز گلشن

دستیاران لباس: سوسن نوروزی - پرهوده جمالها - سعیده بازیار - کیوان احمدزاده

خیاط: کاظم قاهری

منشی صحنه: گلنوش انتظامی

دستیار دوم کارگردان: فواد محجوب مقدس

دستیار سوم کارگردان: آرش خیاطان

تنظیم فنی تصویر(نودال): بهزاد عطاخانی

تیتراژ: ساسان توکلی فارسانی

طراح لوگو: بهزاد جوانبخت - حمید شوارعان

عکاس: بابک برزویه - سیما محمدی

پشتیبانی فنی تولید: فریدون وهمیان - حمیدرضا حکیم الهی

دستیاران فنی: محمدرضا اصفهانی - فرهاد بهشت سپند

مسئول هنروران: بهمن قوامی

تدارکات: فرید خضرایی - سعید فرهادی - رمضان جوکار - حسین شهسواری - حسن افشار - یعقوب جعفری - علی عارف - مرتضی نوروزی - حیدر اسحاقی - هومر یارمحمدی

امور اداری: رضا مددی مهر - احسان قدیمی - بهروز کریمی - مریم بشارت - آرمان محمدی - محمد سعیدی همه رش

امور مالی: علیرضا ملک محمدی - سارا هاشم پور

حمل و نقل: محمدجعفر براتی - محمد مرادی - مجید نامنی - فرهاد حسینی - محمد محمدی - حمیدرضا کاظمی - امیر زرگر - حسین نوید - امید دانش - هادی نوری - احسان نجف زاده - علی اکبر شیانپور - حسین امینی - رمضان جوکار - حمید مرادی - مصطفی کشاورز - مسعود چراغ پور نیکو - بهمن صدیق

جانشین تولید: سحر مصیبی

مدیر تولید: طهورا ابوالقاسمی

مجری طرح: حنان فیلم (موسسه فرهنگی هنری)

تهیه کننده: رامین عباسی زاده

بازیگران:

     هانیه توسلی - رویا تیموریان - مسعود رایگان - مرجانه گلچین - ملیکا شریفی نیا - امیرحسین رستمی - ندا مقصودی - ارژنگ امیرفضلی - فرهاد آئیش - مهرانه مهین ترابی - حسین کریم خان زند - مهدی دانائی مقدم .

بازیگران مهمان:

     امین حیایی - سروش صحت - نیما شاهرخشاهی - مجید مشیری - تورج منصوری - کامران تفتی - مریم امیرجلالی - نیما بانکی - علی قربانزاده - کورش تهامی

محصول: ۱۳۸۸ شبکه دو سیما

لیلا دختری است لجباز و استقلال گرا که قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را دارد، در هنگام جشن عروسی شکور، پدر لیلا در اثر خوردن شیرینی (بیماری دیابت) فوت می کند، او پیش ازین وصیت نامه ای را به همراه خواهر خود شمسی (مهرانه مهین ترابی) تنظیم می‌کند که طبق آن اگر لیلا با خواستگار مورد نظر ایشان در میان 12 نفر ازدواج کند، تمام شمس العماره به او می رسد. لیلا ازاینکه این یک نفر شخص "نشان شده" کدام است بی خبر است و با این داستان پای خواستگارهای مختلف به خانه باز می شود.

 

 

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آخیر مهلت یکشنبه پنجم مرداد 1393 22:45
کارگردان: قربانعلی طاهرفر

نویسندگان: نادر ساعی ور - قربانعلی طاهرفر

نور و تصویر: رضا پیشه احسان   با تشکر از سیدجواد موسوی

آهنگساز: غلامرضا میرزازاده - محمد ملکی اصل

تنظیم تیتراژ شروع: سیامک رضوی

خواننده تیتراژ شروع: بابک نهرین

تنظیم تیتراژ پایان: بهمن میرزازاده

خواننده تیتراژ پایان: محمدرضا جدیری

شاعر تیتراژ شروع: زنده یاد یالقیز

تار: بهمن میرزازاده

بالابان - سرنا و کلارینت: اسماعیل برزگر

ناغارا - قوشا و قاوال: ائلوین سادات

ساکسفون: هادی جداری

تیمپو: یعقوب پرتوی

سینتی سایزر: محمد ملکی اصل

بالابان و کلارینت: غلامرضا میرزازاده

همخوانان: مهدی ناصری تهرانی - ماریا یزدانی

میکس و مسترینگ: حمید چشمه خاور - بهمن میرزا زاده

ضبط موسیقی: استودیو ندای ایماژ تبریز

تدوین: مجید حسن زاده فانید - مرتضی مقدس

صدابردار و صداگذار: هادی سلیمان زاده منفرد

دستیار صدا: محمدحسین رحیمی

ناظر کیفی: اصغر یوسفی نژاد

ناظر محتوائی: میرحسین ثروتمند

دستیار اول کارگردان: آرزو دهناد

دستیار دوم کارگردان: مهدی میرزائی

منشی صحنه: شکوفه عطاری

برنامه ریز: زکیه جعفری

دستیار تهیه: یوسف جوانبخت

مدیر تولید: بهرام محرم زاده   با تشکر از رسول ایرانزاد

دستیار نور و تصویر: علی چاوش - بهزاد فرشباف - آیدین علی پور

برقکار: بهمن ممی زاده

اتالوناژ: مسعود وطن خواه

طراح صحنه و لباس: کریم احمدی کمالی

دستیار صحنه: بهمن ممی زاده

جامه دار: مرضیه محمدزاده

خیاط: لاله مقنی علیزاده

دستیار لباس: راحله آسمانی

طراح گریم: سیدحسن سیدپور    با تشکر از مریم رخام

طراح گریم و مجری گریم مرد: سیدحسن سیدپور

مجری گریم زن: راحله آسمانی - حوریه حبیبی

تیتراژ: حسین مالک بیرامی

تدارکات: اصغر محمدعلیپور حامد - سیروس احمدی - امید پورفتحی - نادر علیقلی پور - یعسوب واثقی - فرزاد شورائی

حمل و نقل: علی اریغ - حسین ابرکانی - اصغر علیقلی پور - بهمن ممی زاده - یوسف نامجو - یوسف اکبری

مشاوران نیروی انتظامی: رنجی دوست - حسین آبرون

مجری طرح: کانون نیستان

تهیه کننده: محمد رسولی نمرور

بازیگران:

        بابک نهرین - هاشم چاووشی - علیرضا رنجی پور - ناصر هاشمی - حمیده مقدس زاده - ژیلا اصلانی - حمید مجدآبادی - بهمن تقی پور - فاطمه شکری - زیبا فرج الهی - رقیه نجف زاده - هادی تاج الدینی - پرویز توتونچی - حمید نیکنامی - پرویز ظرافت - محمد علیپور - ناصر حافظان - عباس نوروزی - محمد اسماعیل زاده - یوسف جوانبخت - بهرام عربیان - رحیم بلندی - فرید ادهمی - یاشار مظفرنیا - سوسن خلیلی - یوسف نامجو - عباس ملکی - یعقوب پرتوی - محمد پرتوی - یاسین عباس علی نژاد - فرشاد عیدی - صبا کثیری - یونس ولیپور - فریدی - امید پورفتحی - عزب دفتری - بهزاد فرشباف - زیور نیساری - نازیلا هاشمی - نیلوفر قدس فر - امید صابری - سهیل طالبی - الهه رنجی پور - زینب عبدی - رضا افروزی - امیر کاردان حسنلو - محمد فاخر - محمد پاشابیگ - بهروز پرنیان - یاشار شاهی - رامین رضوی - معصومه خیابانی - علی اریغ - محسن ولیزاده - علی آبدار حسینی - شیردل - حیدر حسین زاده - حمیده توان - یونس ولیپور - فرهنگ حمیدی - فراز معین - میلاد مهدی زاده - یونس داداش پور - پویا جدیری - ارشادی - بهمن ضمیران - امیر بختاوری - امیر صمدی - وحید بختاوری - اعظمی - جعفر جهانگیری - فاطمه گوزل - رضا خلیلی نیک فرجام - مروتی - سعید امیر موسوی - ملیحه دشتبان - محمد اله مددی - میلاد عزیزی - صفر باقرنژاد - مجید نصیری - علی قانونی - سولماز زندی - جعفر محمدسلامی - محمدرضا رعد - ابوالفضل رضوی زاده - اصغر بدری - سارا پناهی - محسن حسین پور - فاطمه محمدزاده - محمد یدی - علی پورکرمی - محمد حضرتقلی زاده - یوسف امیدی - نادر ممی زاده - فرشاد عبدی - امید ممی زاده - وحید محمدی - رحیم حضرتقلی زاده - قادر نجفی - حاج حاتم اسماعیلی - شهرام خزائی - مسعود ثابت نژاد - صابر امیدی - عباس فتوحی - وحید عباسی - علی اباذری - بهنام قرقره چی - وحید کبودی - حامد برزگری - گلی پور - علیرضا نژاد - علی اصغر پورعباس - حامد زلفی - احمد فرهمند - سپهر کریمی - امیر اکبری - محمد فتحی - فرهاد احمدی جم - یاسین عباس علی نژاد - شکوفه فریدی - حسن محمدی - بهلول اسدزاده - امیر مشایخی - صمد حسین پور - محمد مشایخی - سعید جانی زاده نمرور - علیرضا بختاوری - حسین نمروری - سعید بختاوری - سلیم رسولی - عظیم رسولی نمرور - مهدی رسولی - محمد مشتاقی - یعقوب سلیم پور - کسری علافیه - رحیم جانی زاده - علی پورترمی - حامد جامع - یاسین عزیزی - هادی غفرانی - یوسف امیدی - احسان امران پور.

محصول: ۱۳۸۹ شبکه سهند

۱۳ قسمت.

«آخیر مهلت» حکایت جوانی به نام «مهلت» است که پس از فوت پدرش، عهده دار سرپرستی خانواده می‌شود. او که با خودروی فرسوده خود مسافرکشی می‌کند، پس از اعلام فرسودگی خودرو اش با عدم وسع مالی‌ای که دارد، ناچار به مسافرکشی با همان خودروی فرسوده ادامه می‌دهد اما بالاخره گرفتار پلیس می‌شود و با نداشتن توان مالی برای پرداخت مابه التفاوت هزینه خودروی جدید، به کار پیک پیتزافروشی روی می‌آورد و در همین حال گرفتار دسیسه یک گروه خلافکار می‌شود و…

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

یکی بود یکی نبود ( احمدیان ) شنبه چهارم مرداد 1393 22:35
کارگردان: ابوالفضل احمدیان

نویسنده و سرپرست نویسندگان: احسان جوانمرد

نویسندگان: حسن غلامعلی فرد - مرتضی افضلی - شیما بحرینی - یاسمن شکرگزار - هلن بهرامی - مهدی شعبانی

مدیر تصویربرداری: هاشم عطار

موسیقی: حمیدرضا صدری

تیتراژ اغاز: امیر عباسیان

خواننده: فریدون آسرائی

ترانه سرا و دکلمه: عبدالجبار کاکائی

موسیقی تیتراژ پایان: پاشا یثربی

طراح گریم: شهرام توانا

اجرای گریم: اکبر امیری - حسین خجسته ئیان - الدوز عزیزی

طراح صحنه و دکور: نغمه داودی

طراح لباس و مدیر صحنه: مهدی حاج درویش

کهنه کاری صحنه: عباس حاج درویش

دستیاران صحنه: امین عطار - فرهاد شعاع

تصویربرداران: جلال حمیدی - فرشید فرجی - رضا عطار - مصطفی عبدی

دستیاران تصویربردار: مسعود سلطانی - علی سماعی - امیر عباس آبادی

تدوین: علی اشتیاق

تیتراژ: حسین جاودان - مصطفی شریفی

مشاور کارگردان و انتخاب بازیگر: مسعود عسکری

مدیر برنامه ریزی: فرزین فتحی

دستیاران کارگردان: حسن خدائی - حمید ازوجی

راوی: امیرحسین مدرس

صدابردار: علی گراگوئی

دستیاران صدابردار: داود ربیعی - مریم امانی - حسن مروتی

مدیر تولید: مسعود عسکری

جانشین تولید: مرتضی افضلی

دستیار تهیه کننده: علی حسینی شکیبا

هماهنگی: فاطمه حسینی شکیبا

ساخت دکور: ناصر محمدپور درخشی

دستیاران دکور: خسرو دنیادیده - بابک محمدپور درخشی - صادق رستمی

دستیار لباس و صحنه: مریم مقدسی - مریم امانی

آکساسوار: سعید حسینی - داود اکبری

آنترپوز و داربست: رسولی

عکس: مریم مقدسی - سحر ترابی

پشتیبانی فنی: غلامرضا احسنی - محمدرضا طهمرث

مسئول فنی: علی خدیوی

مسئول برق: کریم جهانبخش سفیدکمر

مسئول هنروران: کبری عظیمی

مدیر تدارکات: مهدی زارع

تدارکات: اسداله میرزایی - علی اسکندری - زهرا فضلی - الهام فضلی

خدمات و پذیرایی: محمود شعاع

حمل و نقل: امیرحسین محمدی - امیرحسین توسلی - عباس اسماعیلی - رضا بذری گرگانی - محمد محمدی - محمدولی نعمتی

تهیه کننده: محسن کرمی

بازیگران:

      آرش نوذری - حسن تسعیری - محمود راسخ فر - رضا پاپی - مریم یوسف - بهرام بهبهانی - مجید نظیفی آرانی - هاله هماپور - داود خیری - آیلار ریاضی - هیلدا خسروی - فرخنده فرمانی زاده - بهناز سلیمانی - مهرداد نیکنام - مهدی حاج درویش - فرهاد متقی - مرتضی افضلی - ندا قربانی - حسن ولیخانی - کاملیا ابراهیمی - ابوالفضل عطار - بهاره نامجو - علی حسن ناصری - اکرم حیدری - مهدی زارع - داود رفیعی - پرهام کریمی - مرجان مومنی - سحر ترابی - علی سمائی - اکبر مددی مهر - شیرین احمدی - شبنم شعاریان - سعید الهی - فهیمه پژمانیان - سعید حسنی - محمود شعاع - رضا اینانلو - سونیا اسپهرم - پرهام فلاسیچانی - فرهاد شعاع - اکبر امیری - حسین خجسته - عرفان قاسمی - مریم مقدسی - رویا امیری.

بازیگران مهمان:

      سیاوش مفیدی - مونا فرجاد - مهرداد فلاحتگر - سوگل طهماسبی - داریوش سلیمی - مهتاب رباطی - محمدرضا آقاخانی - سهی بانو ذوالقدر - جواد زیتونی - فریبا طالبی - مهرداد شیخی - کریم خان زند - رویا حمزه لوئی نژاد - ماریا تهرانچی - رضا شفیعی.

تهیه شده در: تامین برنامه شبکه چهار سیما - زمستان ۸۹ بهار ۹۰

 

گفت‌وگو با دست‌اندرکاران مجموعه طنز يکي بود يکي نبود
لبخند شبانه مردم به مشکلات روزانه
      مجموعه طنز «یکی بود، یکی نبود» کاری از تامین برنامه شبکه 4 به تهیه‌کنندگی محسن کرمی به‌کارگردانی ابوالفضل احمدیان از ابتدای نوروز پخش خود را آغاز کرد و هم‌اکنون نیز ادامه دارد. از این‌رو با برخی عوامل آن درباره شکل‌گیری این اثر نمایشی به گفت‌وگو نشستیم.

نگاه انتقادی

محسن کرمی، تهیه‌کننده این مجموعه طنز درباره طرح اولیه کار می‌گوید: طرح این مجموعه از ابتدای سال 89 به شبکه ارائه شد و قرار بود به شکل اپیزودیک تولید شود، ولی در ادامه تصمیم شبکه براین شد تا مجموعه‌ای با رویکرد طرح موضوعات اجتماعی، فرهنگی و... با نگاهی انتقادی و در قالب طنز ساخته شود و در نهایت نیز به شکل فعلی رسیدیم. وی در ادامه به موضوعات ارائه شده دراین برنامه اشاره می‌کند و می‌گوید: بروکراسی موجود، چند شغله بودن، نه گفتن، کارشناسان صدا و سیما، مدرک‌گرایی و... موضوعاتی بودند که در هر قسمت در دل یک داستان به شکل کنایه آمیزی به آنها پرداختیم و خوشبختانه بازخورد خوبی در جامعه نیز داشته است.

تهیه‌کننده سریال می‌‌افزاید: ضبط این مجموعه پس از مراحل ساخت دکور حدود 2ماه و نیم طول کشید و تدوین آن دوباره انجام شده، زیرا پس از تدوین اول احساس کردیم خلأیی در کلیت کار وجود دارد و به این نتیجه رسیدیم برای آپارتمان یک روح طراحی کنیم که به عنوان راوی در کل قسمت‌ها حضور داشته باشد و در نهایت نیز از امیرحسین مدرس دعوت به همکاری شد. این موضوع باعث تدوین مجدد کل قسمت‌ها شد.مدرس نیز پس از پذیرفتن، همه قسمت‌ها ر‌‌‌‌ا یک به یک دید و 3 تیپ برای راوی انتخاب کرد که در نتیجه به این تیپ رسیدیم و روایت‌ها ضبط شد و راوی کارش را استادانه انجام داد.

محسن کرمی درباره طرح اصلی این سریال طنز می‌گوید: طراحی کل ساختمان گلشن در مجموعه باغ بهشت و در یک سوله انجام شد و تمام تلاش گروه براین بود تا اثر به دور از فضاهای تله‌تئاتری باشد و تصمیم شبکه بر این بود تا 15 قسمت برای پخش در ایام نوروز و مابقی قسمت‌ها در طول سال به صورت هفتگی پخش شود، ولی بعدا بنا شد کار تا پایان فروردین هر شب پخش شود و در حال حاضر به اواخر مجموعه نزدیک شده‌ایم.

او در خاتمه به انتخاب بازیگرانش اشاره می‌کند و می‌گوید: در این اثر حدود 12 بازیگر ثابت از اهالی تئاتر هستند و در هر قسمت از چند بازیگر مهمان استفاده کردیم. یکی از دلایل انتخاب بازیگران تئاتری در این اثر، پخش تله‌تئاترهایی از شبکه 4 بود و بسیاری از این افراد به لحاظ بصری به مخاطب شبکه معرفی شده بودند و از این‌که بازیگران حرفه‌ای را در این مجموعه دعوت کرده‌ایم کاملا رضایت داریم.

تبلیغات ضعیف بود

محمود راسخ‌فر، بازیگر نقش گلشن که از بازیگران با تجربه تئاتر است درباره بازی در نقش گلشن می‌گوید: وقتی این کاراکتر به من پیشنهاد شد از لوطی‌گری این شخصیت خوشم آمد و بازی در این پروژه را پذیرفتم.

به نظر من گلشن فردی است با روحیات جوانمردی که از گذشته در حال آمدن به حال است و حافظه کوتاه مدت ضعیفی هم دارد که به بار طنز این داستان کمک شایانی کرده است.

وی در ادامه می‌افزاید: در طول کار یک سری ایده‌هایی به نظر می‌رسید که خوشبختانه با استقبال خوب تهیه‌کننده و نویسنده مواجه و نظرات اعمال می‌شد.

این بازیگر با انتقاد از روند سریع تولید برای رسیدن به پخش نوروزی می‌گوید: به نظر من اگر یک‌سری تمرینات برای بازیگران پیش از شروع تولید انجام می‌شد نتایج بهتری به دست می‌آمد که محقق نشد، ولی همه بازیگران کنار هم تجربه خوبی داشتند و شنیدن نظرات مثبت کسانی که این مجموعه را با توجه به تبلیغات ضعیفی که برای آن شده بود، دیده بودند جای بسی خوشحالی است.

همه از پس نقش‌هایشان بر آمدند

مسعود عسگری، مدیر تولید و مشاور کارگردان در باره شرایط تولید سریال می‌گوید: ابتدا قرار نبود کار با این گستردگی تولید شود، ولی پس از بررسی‌ها و جلسات با مدیران قرار شد نگاه ویژه‌تری به این مجموعه شود. از لحاظ کیفی نیز کار ارتقا یافت. تولید این کار حدود 6 ماه طول کشید، از یک جایی تدوین همزمان شروع و پس از آن ساخت موسیقی نیز آغاز شد. ارتباط عمیقی بین کارگردان و آهنگساز درخصوص کار ایجاد شده که به تولید اثر کمک شایانی کرد تا به پخش رسیدیم.

عسگری که انتخاب بازیگران را نیز به عهده داشته است، در این خصوص می‌گوید: انتخاب بازیگران به چند عامل بستگی داشت. یکی شرایط تولید بود که بحث مالی را شامل می‌شد. تعداد بازیگران ثابت زیاد بود. برخی انتخاب‌ها در پایان سال درگیر مجموعه‌های نوروزی بودند. همچنین به فراخور متن‌ها در هر اپیزود چند بازیگر مهمان داشتیم و بحث انتخاب بازیگر را حجیم‌تر کرد. وی افزود: همچنین تصمیم گروه تولید براین بود تا از بازیگرانی که در سیما زیاد تکرار شده‌اند، استفاده نکنیم. به همین جهت با دعوت از بازیگران خوب و حرفه‌ای تئاتر، گروه بازیگران مجموعه را انتخاب کردیم و همان‌طور که می‌بینید همه از پس نقش‌هایشان برآمده‌اند و طبق نظرسنجی‌های انجام شده این مجموعه در میان سریال‌های نوروزی مخاطبان خوبی داشته است و بعد از تعطیلات که پخش آن ادامه یافت و زمان آن از 30/14 به 30/20 عوض شد شاهد افزایش مخاطب نیز بوده‌ایم.

عسگری در اظهار نظری درباره طراحی دکور سریال می‌افزاید: در طراحی دکور نیز تمام تلاش گروه صحنه بر آن بود تا نمای رئال از یک آپارتمان قدیمی در منطقه حسن‌آباد تهران ایجاد شود و تمام دیوارها، درها و پنجره‌ها و در کل آکسسوار با تلاش‌های بسیاری گردآوری و تدارک دیده شد تا همه چیز در خدمت متن و بازی بازیگران باشد. به نظرم کار قابل باوری از فانتزی روی داد تا اثر فاخری پیش‌روی مخاطب فرهیخته این شبکه قرار گیرد. 30 قسمت اپیزودیک تولید شد که در هر قسمت حرفی برای گفتن بود و موضوعات متنوع با نگاهی ویژه با اندکی کنایه مطرح شد تا آسیب‌های اجتماع را با طنازی مورد بررسی قرار داده و به چالش کشیدیم که بخش اعظم آن را مدیون گروه نویسندگان هستیم.

من سرپرست نویسندگان نیستم

احسان جوانمرد، نویسنده این سریال در باره مراحل نگارش آن عنوان می‌کند: وقتی به این گروه پیوستم چند قسمت از سریال توسط دوستان دیگری نوشته شده بود. در تیتراژ پایانی سریال نام این عزیزان به عنوان نویسنده و نام بنده ـ احتمالا به علت نگارش اکثر قسمت‌های سریال ـ به عنوان سرپرست نویسندگان ذکر شده است. امیدوارم سوء‌تفاهمی برای دوستانی که در ادامه با ما نبودند پیش نیامده باشد.

وی در ادامه می‌‌افزاید: موضوعات مطرح شده در اپیزودها حاصل تعامل سازندگان سریال و شبکه بود و از این نظر فشار خاصی برعوامل نبود. نکته‌ای که در حین نگارش بر کیفیت برخی قسمت‌ها تاثیر گذاشت، لحن انتقادی و فضای اپیزودها بود. ابتدا قرار بود لحن ما انتقادی‌تر باشد، ولی بنا بر ملاحظاتی به مرور فضای کار تعدیل شد و سریال نتوانست آن‌گونه که باید صراحت لهجه‌اش را حفظ کند.

به اعتقاد این نویسنده، شبکه 4 با توجه به فلسفه وجودی و مخاطبان فرهیخته اش ‌باید در همه زمینه‌ها و از جمله در ساخت برنامه‌های انتقادی و طنز پیشرو باشد. امسال سریال‌های نوروزی سایر شبکه‌ها مضامین انتقادی زیادی را در قالب طنز به مخاطبان خود عرضه کرد. شبکه 4 با تحلیل محتوای سریال‌هایی مثل چک برگشتی و حتی مجموعه موفق کلاه قرمزی براحتی می‌تواند جسارت برنامه‌سازانش را مورد سنجش و در صورت لزوم بازنگری قرار دهد. همیشه این جسارت از مدیران به برنامه‌سازان منتقل می‌شود و امیدوارم در آینده با مساعدت مسوولان سختکوش شبکه شاهد ساخت مجموعه‌هایی جسورانه‌تر با حضور کارگردانان طنزشناس و هنرمند باشیم.

شگفت‌انگیزترین نکته این بود که سریال ما به‌عنوان اولین تجربه شبکه 4 در ساخت مجموعه‌های نوروزی حتی در آنونس مجموعه‌های نوروزی روابط عمومی سیما قرار نگرفته بود و این سهل‌انگاری، ظلمی آشکار درحق عوامل مجموعه بخصوص بازیگران بود.

این نویسنده در پایان از همکاری با این گروه اظهار خرسندی می‌کند و آن را تجربه‌ای ارزشمند می‌داند.

همکاری خوبی داشتم

هاله هماپور، بازیگر نقش گلپری که نقش همسر گلشن را بازی می‌کند درخصوص بازی‌اش در این مجموعه می‌گوید: ابتدا قرار بود نقش دکتر زودبین را بازی کنم ولی پس از تغییراتی که ایجاد شد نقش گلپری را پیشنهاد کردند. شبکه 4 برای قشر تحصیلکرده و مخاطب خاص جامعه است و برای من همکاری با این شبکه بسیار جذاب بود.

وی می‌افزاید: حضور آرش نوذری ـ که از جمله بازیگران مطرح در عرصه طنز و کمدی است ـ باعث شد از تجربیاتش در بازی‌ام استفاده کنم. محمود راسخ‌فر نیز بازیگری بسیار قوی است. حضور ایشان نیز تاثیر بسیاری در بازی‌ام گذاشت. حسن تسعیری نیز علاوه بر بازی خوبش، انسان بسیار نازنینی هستند و از همبازی بودن با ایشان احساس خوبی داشتم.

این بازیگر در ادامه با اشاره به گریم گلپری می‌افزاید: گریم می‌تواند تاثیر بسیاری در ایفای نقش بگذارد. اصولا در کارهای طنز، گریم درست می‌تواند به باورپذیری نقش کمک کند. گریم شهرام توانا با شناخت درستی که از کاراکترهای مجموعه داشت بسیار خوب بود. از همکاری با این گروه خوب، تهیه‌کننده، گروه کارگردانی و بازیگران بسیار راضی هستم. همگی در کنار هم تجربه خوبی کسب کردیم که باعث بالا رفتن کیفیت کار نیز شد.

مشکلات روانی‌ یک روان‌شناس

آرش نوذری، بازیگر نقش دکتر زودبین در این مجموعه با گریم متفاوتی بازی می‌کند. وی درخصوص پیوستن به گروه بازیگران یکی بود، یکی نبود می‌گوید: ما معمولا برای نقش‌ها انتخاب می‌شویم تا این‌که خودمان تصمیم بگیریم در چه نقشی بازی کنیم، اما از وقتی که شروع به همکاری کردم متن‌ها براساس خصوصیات شخصی خودم نوشته شد. مهم این است که برای یک نقش چقدر انرژی بگذاری و از عهده آن بر بیایی، به قول مهدی هاشمی بازیگر خوب در یک کار متوسط هم باید خوب بازی کند و دیده شود.

او درباره نقشش می‌گوید: در این مجموعه نقش دکتر زودبین را که یک روان‌شناس بود بازی کردم که خودش بیش از دیگران دچار افت‌وخیز‌های روحی است و همین ماجرا به بار طنز داستان کمک می‌کرد. در واقع کاراکتر دکتر، کنایه‌ای از برخی افراد است که داعیه رفع برخی مسائل را دارند ولی خودشان در همان موارد دچار ضعف‌هایی هستند. همان‌طور که می‌دانید استرس و اضطراب بیماری قرن شناخته شده و بیشتر افراد جامعه درگیر آن است و لزوم مراجعه به متخصصان در جامعه ضروری است. در واقع شکل‌گیری کاراکتر دکتر با ضعف‌هایی که در طول کار در شخصیت او وجود داشت نشان‌دهنده این بود که زودبین در خفا، خود درگیر بسیاری از مسائل روحی است که بیمارانش را برای رفع آنها یاری می‌کند.

وی از طراحی گریم خودش رضایت دارد و طراحی لباس و چهره را ابزاری در خدمت بازی یک بازیگر می‌داند و دراین‌باره می‌افزاید: من معمولا با تغییر چهره در نقش‌هایم مشکلی ندارم و از آنها استقبال می‌کنم. به عنوان مثال در یکی از مجموعه‌ها گریم سنگینی داشتم. ما ساعت‌ها در بیابان بازی داشتیم، ولی در کل از تغییر چهره به صورت سنگین در شرایطی که به باور نقش کمک کند استقبال می‌کنم.

وی که مجموعه طنز خانه اجاره‌ای را در نقش جهان روی آنتن دارد درخصوص تفاوت‌های این دو کاراکتر می‌گوید: این دو تیپ کاملا با هم تفاوت دارند. دکتر درونگرا و جهان کاملا برونگرا است، حتی فاصله بین تولید این دو مجموعه نیز طولانی بود. البته همواره سعی کرده‌ام در بازی‌ها کلیشه نشوم.

با تشکر از جام جم

منصوره بسمل

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

جستجو (ملکان) جمعه بیست و هفتم تیر 1393 13:13
کارگردان: خسرو ملکان

تهیه کننده: خسرو ملکان

بازیگران:

      عنایت بخشی - منوچهر حامدی - کاظم افرندنیا - احمدرضا اسعدی - مصطفی طاری - اکبر دودکار - فریده توکلی - محسن اصلانی - بهمن روزبهانی - محمدرضا رضائی

مدت زمان: ۱۶۷ دقیقه

محصول: گروه جنگ شبکه ۱

سال تولید: ۱۳۷۰

«سهراب» رزمندهٔ جوانی است که به اسارت ارتش عراق درآمده است، اما موفق می‌شود پس از مدتی، از اردوگاه اسرای جنگی بگریزد و به ایران باز گردد. او که از برخورد با خانواده‌اش نگران است، تصمیم می‌گیرد به کمک دو تن از هم‌رزمان خود، به یاری آزاده‌ای بشتابد که دچار ناراحتی عصبی است. سرانجام پس از اتفاقاتی، خانواده سهراب موفق می‌شوند او را پیدا کنند.

منبع: ویکی پدیا

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

پلک شب جمعه بیست و هفتم تیر 1393 13:1
کارگردان: محمد دستگردی

فیلمنامه: محمد دستگردی، عبدالرضا اکبری

تصویربردار: فریدون مسروری

موسیقی: جهانسوز فولادی

تدوین: محمد ناجی

تهیه‌کننده: اصغر زائری

بازیگران:

      مهدی علی‌احمدی - میرمحمد تجدد - محمد یگانه - اسدالله منجزی - مرتضی مسجدجامعی - مسعود خدابخشیان

 فرمت تصویر: ۱۶ میلیمتری

تعداد قسمت‌ها: ۳ قسمت

مدت زمان: ۱۳۲ دقیقه

محصول: گروه اجتماعی شبکه ۱

سال تولید و پخش: ۱۳۶۹

دو جوانِ خلافکار، راننده‌ای را می‌کشند و اتومبیلش را به سرقت می‌برند. پس از چندی، بازپرس دادسرای عمومی و همکارانش، جسدِ راننده را در رودخانه پیدا می‌کنند و جستجو برای یافتن عاملان جنایت آغاز می‌شود. با اطلاعاتی که از یک فرد مظنون دیگر، کسب می‌شود، سرانجام مخفیگاه قاتلان را کشف می‌کنند و پس از دستگیری، پرونده‌شان به دادگاه جنایی ارسال می‌شود.

منبع: ویکی پدیا

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

بیداران جمعه بیست و هفتم تیر 1393 12:56
نویسنده و کارگردان: اصغر عبدالهی

تصویربردار: احمدرضا پناهی

تدوین: شیرین وحیدی

تهیه‌کننده: قدرت‌علی حشمتیان

بازیگران:

       عبدالرضا اکبری - سرور نجات الهی - خسرو احمدی - رضا عطاران - رضا عباسی نژاد

فرمت تصویر: ۱۶ میلیمتری

تعداد قسمت‌ها: ۱۲ قسمت

مدت زمان: ۲۴۶ دقیقه

محصول: گروه فیلم و سریال شبکه ۲

سال تولید: ۱۳۶۹

این مجموعه نمایشی، درباره هوشیاری و وظیفه‌شناسی مأموران مبارزه با قاچاق کالاست که در حاشیه خلیج فارس به خدمت مشغولند. مأموران یک پاسگاه مرزی موفق می‌شوند چندین محموله قاچاق را کشف و مجرمان را دستگیر کنند.

منبع: ویکی پدیا

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |

آمیز قلمدون جمعه بیست و هفتم تیر 1393 4:59
کارگردان هنری: هادی مرزبان

کارگردان تلویزیونی: بیژن صمصامی

نویسنده: اکبر رادی

تصویربرداران: مرتضی نجفی، غلام محمودی، بیژن صمصامی

موسیقی: انتخابی

بازیگران: فرزانه کابلی - پری امیرحمزه - احمد آقالو - مجید مظفری - کمند امیر سلیمانی - هستی مرزبان

فرمت تصویر: ویدئویی

تعداد قسمت‌ها: ۳ قسمت

زمان اجرا: ۱۶۰ دقیقه

محصول: گروه فیلم و سریال و تئاتر شبکه ۲

سال تولید: ۱۳۷۳

بازنشسته و اهلِ فرهنگ و ادب به نام «آقای شکوهی»، بیش از چهل سال است که با همسرش «شوکت»، زندگی ساده و بدون تجملی دارند. آنها دو دختر به نام‌های «ماندانا» و «رکسانا» دارند که هر یک پس از ازدواج پی زندگی خود رفته‌اند و مشکلات و گرفتاری‌های خاص خود را دارند. خانم شکوهی که از یکنواختی زندگی خسته شده است، تصمیم گرفته که به خارج از کشور سفر کند. آقای شکوهی هم تمام دلخوشی‌اش، موفقیت‌های دوران کارمندی و مرور خاطراتِ شیرینِ گذشته است و این واقعیت مهم که هرگز در دوران کارمندی از موازین اخلاقی خود خارج نشده و همواره کارمندی صدیق و درستکار بوده است. از طرفی آن‌ها همسایه‌ای فضول و ثروتمند به نام «حشمت» دارند که مدام خانم شکوهی را درباره زندگی ساده‌شان تحریک می‌کند. آقای شکوهی که عشق و علاقه‌ای زلال و بی‌چون‌وچرا نسب به همسرش «شوکت» دارد، در فصل پایانی نمایش، شاخه گلی را که در باغجه پرورش داده به همسرش هدیه می‌کند و برای همیشه خاموش می‌شود.

 

آمیز قلمدون نام یک مجموعهٔ نمایشی تلویزیونی (تله‌تئاتر) به نویسندگی «اکبر رادی» و کارگردانی «هادی مرزبان» است که در سال ۱۳۷۳ برای شبکه ۲ اجرا شد، اما تاکنون پخش نگردیده است. اکبر رادی، این نمایشنامه را در سال ۱۳۷۱ نگاشته است و این اجرای تلویزیونی، در واقع اولین اجرا از آن است. بعدها در سال ۱۳۷۶، مرزبان این نمایشنامه را در تالار چهارسوی مجموعه‌ تئاترشهر به صحنه برد.

منبع: ویکی پدیا

نوشته شده توسط عسگر رضائی  | لینک ثابت |